تبلیغات
اندکی صبر سحر نزدیک است... - اعلام قرآن
 
اندکی صبر سحر نزدیک است...
گویند کریم است و گنه می بخشد......گیرم که ببخشد زخجالت چه کنم
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ahmad motaleby
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
صلوات برای سلامتی وتعجیل در فرج آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)







چهارشنبه 11 آذر 1388

اعلام قرآن
آدم : به زبان عربی (Adam) در آوردن ، ساختن ، خاك سرخ ، نخستین بشر را چنین نام نهاده اند. كلمهای است غیرعربی (دخیل) ، این كلمه 25 بار در قرآن به كار رفته ، 17 دفعه "آدم" و 8 دفعه (بنی آدم) ، اكثریت نزدیك به تمام اهل لغت و تفسیر آن را عَلَم شخص گرفته و نام یك فرد گفته اند بعضی هم آن را مثل انسان و بشر نوع دانسته اند.
آزَرْ : نام عمو یا جد مادری حضرت ابراهیم زیرا نام پدر حضرت ابراهیم (ع) تارخ یا تارح بوده است. لغت عرب اجازه می دهد كه كلمه (ابْ) بر جد ، ناپدری ، سرپرست امور و بر بزرگ (قوم) گفته شود.
ابراهیم : جد اول حضرت رسول (ص) و پیامبران بنی اسرائیل ، مورد تصدیق مسلمین و یهود و نصاری است. نام مباركش 69 بار در قرآن مجید آمده ، و دین مبین اسلام همان دین ابراهیم است. این پیامبر بزرگ ، در شهر "اور" از شهرهای بابل به دنیا آمد. در آنجا بزرگ شد و با بت پرستان به مبارزه برخاست و سپس به شام هجرت فرمود. قرآن مجید قسمتهای مهمی از زندگی و مبارزات وی را برای معرفی او و ارشاد دیگران نقل كرده است.
ابلیس : مراد از این كلمه در قرآن مجید ، موجودی است زنده ، باشعور ، مكلف ، نامرئی و فریبكار و … كه از امر خداوند سر پیچیده و به آدم سجده نكرد. در نتیجه رانده شد و مستحق عذاب و لعن گردید . او در قرآن اكثراً به نام شیطان خوانده شده و فقط در یازده محل ابلیس به كار رفته است .
ابولهب : عموی حضرت رسول (ص) است و او را به قولی برای زیبائیش ابولهب می گفتند . دو گونه اش گویی شعله می كشیدند ، به قول بعضی غرض از ابولهب گفتن ، تحكم و اثبات آتش است برای او ، المیزان این قول را پذیرفته است . اسم ابولهب به نقلی عبد العزی و به نقلی عبد مناف است . از دشمنان پیامبر (ص) بود و او را آزار و اذیت فراوان كرد سوره ای به نام او و همسرش نازل شد (سوره تبت) .
احقاف : با مراجعه به نقشه جزیرة العرب خواهیم دید كه احقاف در جنوب جزیرة العرب و از قسمتهای ربع الخالی (وادی دهناء) است در روزگار گذشته مسكن قوم عاد بود كه حضرت هود بر آنها مبعوث شد . با مراجعه به حالات هود در قرآن خواهیم دید كه در آن روزگار احقاف سرزمینی آباد و پرحاصل بوده ، اكنون جز بیابان خشك و غیر قابل سكونت نیست.
اِدْریس : یكی از پیامبران مشهور و نام مباركش فقط دو بار در كلام الله آمده است . در مجمع البیان فرموده : او جد پدر نوح است و اسم او در تورات "اخنوخ" است گفته شده او را در اثر كثرت كتب ادریس گفتند و او اول كسی است كه با قلم نوشت و لباس دوخت و گفته شده خدا به او علم نجوم و حساب و هیأت آموخت و اینها معجزه او بود.
اِرَمْ : نام قبیله باستانی عربستان ، برخی گمان می كنند نام شهر قبیله ای است از عرب بادیه كه در جنوب عربستان واقع شده بود و ممكن است بنای بزرگ آن قبیله كه عاد اولی نامیده می شد اِرم باشد ، در قرآن مجید به توانایی آن قبیله اشاره شده می فرماید : "اِرَمَ ذاتِ الْعِمادْ"
اِسْحاق : فرزند حضرت ابراهیم (ع) از پیامبران مشهور، نام مباركش هفده بار در قرآن مجید آمده است.
اسماعیل : از دو كلمه بشنو ای اله (ایلْ) مركب شده . او با پدرش (ابراهیم) از شمال رو به جنوب هجرت كرد و در زمین مكه اقامت گزید . قبائل قریش او را جد بزرگ خود می دانستند و او بود كه به اتفاق پدر معبدی بنا كرد كه به سبب چهار گوشه بودن به كعبه معروف گشت. در آغاز ، پرستش در آن معبد بنا بر آموزش ابراهیم بود و خدایی كه می پرستیدند او را "الله" خطاب می كردند. ولی به مرور ایام ایزدان دیگر (خدایان دیگر) كه به نام آنها مجسمه ای ساخته شده بود افزوده شدند و معبد كعبه ، مركز بت پرستی بسیاری از قبائل عرب شد. در اوایل گروهی از قبیله جَرْهَمْ به اجازه اسماعیل در آنجا ساكن شدند و بعد قبایل دیگر نیز به آنجا هجرت كردند. خصوصیت اسماعیل چنانكه اشاره شد در بنای معبدی است كه اكنون كعبه نامیده می شود.
اَصْحابُ الْاُخْدُود : اُخدود به معنی خندق و گودال است . در تفسیر برهان از علی بن ابراهیم نقل شده : در یمن پادشاهی بود به نام ذونواس كه در دین یهودیت متعصب بود . به وی خبر دادند كه در "نجران" عده ای بر دین نصرانیت اند و به عیسای مسیح عقیده دارند. ذونواس برای از بین بردن آنها لشكری به نجران كشید و وادارشان كرد تا از دین خود برگردند . آنها به وی اهمیت نداده و در دین خود پافشاری كردند . ذونواس دستور داد خندقی حفر كرده و در آن هیزم فراوان ریختند و آتش در آن افروختند و نصاری را در آغوش آتش افكندند.
اَصْحابُ الْاَیْكة : اَیْكة به معنی جایی كه درخت بسیار باشد (جنگل) نام جایی كه در آن یا نزدیك آن شعیب پیامبر می ماند . این نام در قرآن در سوره 26 و 38 نیز ذكر شده است و در همه آیات به مفهوم گروهی است كه حق را انكار كردند چنانكه در سوره (15) می فرماید: "وَ اِنْ كانَ اَصْحاب الْاَیْكَةِ لَظالمینَ" جماعت ایكه از ستم كاران بودند .
اصحاب حِجر : جایی در شمال مدینه و قریب به مكان قوم ثمود . ممكن است ثمود یا گروهی از ثمود در آنجا می زیستند . كوهستان حجر به مسافت صد و پنجاه میل شمال مدینه واقع شده . قرآن می فرمیاد: "كانوا یَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبالِ بُیُوتاً" آنها از كوهها خانه هایشان را می تراشیندند و نیز می فرماید: اصحاب حجر دعوت پیامبران را رد كردند.
اصحاب مَدْیَنْ : كه در تورات (Midian) گفته شده جایی بود در شمال غربی شبه جزیره سینا كه اكنون باید در حدود كشور اردن باشد برای راهزنی و بازرگانی میان شام و حجاز و مصر و شام و عراق مركز بزرگی شده بود ، اهالی این سرزمین توانا گشتند و ضمناً فاسد نیز شدند . بنا بر آیات قرآن مجید شعیب بر آنها مبعوث گشت .
اصحاب كهف : كهف (غار وسیع) ، داستان اصحاب كهف در قرآن ماجرای چند نفر جوان موحد است كه نور ایمان در قلبشان تابیده و از میان قوم بت پرست خویش بیرون رفته و در غاری به فكر استراحت دراز كشیدند و مدت سیصد و نه سال خفته و بعد بیدار شدند در اثر احساس گرسنگی یكی را به شهر فرستادند ، تا طعامی خریده بیاورد ، و چون از خواب گران خویش بی خبر بودند به فرستاده گفتند : به مردم شناسایی مده ، او چون به شهر آمد ، پول سیصد سال قبل را نشان داد ، دكاندار از وی خواست بگوید كه آن پول را از كجا آورده است ، بالاخره خواب طولانی آنها ، هم به خودشان و هم به مردم روشن گشت . سپس در همان غار مردند ، و به یاد آنها مسجدی بالای غارشان بنا نمودند . زمان واقعه اصحاب كهف در فاصله بعد از میلاد مسیح و قبل از بعثت حضرت رسول (ص) بود ، پادشاهی كه از ترس او به غار پناه بردند ، دقیانوس یا ذوقیوس یا دسیوس نام داشته كه از 249 تا 251 میلادی سلطنت داشته است .
اِلْیاس : یكی از پیامبران خداست و از اینكه در قرآن مجید در ردیف انبیاء بنی اسرائیل شمرده شده میتوان به دست آورد كه از پیامبران بنی اسرائیل و از اولاد هارون برادر موسی می باشد . در قرآن مجید دو بار اسم او ذكر شده یكی در سوره انعام آیه 85 و دیگر در سوره صافات آیه 123 - 132 ، در ساماریه (Samaria) در شمال یهودا مبعوث شد ، معاصر بود با "اهاب" پادشاه دوم خانواده امری (Omri) و چون پادشاه ، پرستش بعل را در كشورش رواج داد او مخالفت كرد .
اِنْجیل : نام كتابی است كه بر حضرت مسیح فرود آمده و از آن در قرآن مجید مكرر ذكر شده است . انجیل لفظ یونانی است به معنی مژده و بشارت ، دوازده مرتبه در قرآن ذكر شده است . انجیل واقعی عیسی (ع) از بین رفته و اناجیل فعلی پس از آن حضرت بعضی به وسیله شاگردان و بعضی به وسیله دیگران نوشته شده است .
فعلاً چهار انجیل مورد تصدیق نصاری می باشند كه عبارتند از : انجیل متی ، انجیل مرقُس ، انجیل لوقا و انجیل یوحنّا . البته انجیل برنابا هم هست كه مورد تأیید آنان نیست.
ایّوب : از انبیاء مشهور ، نام مباركش چهار بار در قرآن كریم آمده است . او بهترین نمونه شكیبایی و فروتنی و ایمان به خداوند است ، در تورات نام حضرت ایوب (Job) آمده است .
بابِلْ : شهر معروف باستانی در عراق كه بر دو جانب رود فرات آباد شده و پایتخت شاهی نیرومندی شده بود كه در سال 538 قبل از میلاد تباه گشت ، در آن شهر ستاره شناسی و ستاره پرستی چنان پیشرفت كرد كه مردم دانشمندان آنجا را به ستاره شناسی و ضمناً به سحر می شناختند .
بدر : نام جایی است میان مكه و مدینه به مسافت دو منزل از ینبوع و زمین آن ریگ زار و در میان دور رشته كوه واقع شده ، جانب شرقی به نام عَدْوَة القُصْوی و جانب غربی را عَدوة الدُّنْیا می گفتند و سلسله كوه جنوب را اسفل می نامیدند . در آن مكان نخستین جنگ سخت میان مسلمین و قریش واقع شد و به شكست قطعی قریش و كشته شدن رؤسای آن كه مخالف پیغمبر (ص) بودند خاتمه یافت .
بَـعْلْ : نــام بتـــی بـــود در بعلبك و این نــام از نـــام آن بت گرفتـه شده . بعلبـك را به زبــان یونــانـی ( Heliopolis) یعنی شهر خورشید می گفتند . زیرا بَعْل به عنوان خورشید پرستیده می شد . این بت از جنس طلا بود و قوم الیاس آن را می پرستیدند .
بَنیاسرائیل : اسرائیل لقب یعقوب بود و بنی اسرائیل فرزندان اسرائیل یعنی نوادگان حضرت یعقوب و یهود خود را از نسل یعقوب می دانند.
تُبَّعْ : لقب خانواده ای بود از حَمیْر كه در یمن شاهی می كردند و از قبیله هَمْدان بودند ، در یك زمان باستان حمیری ها تقریباً بر تمام عربستان مسلط شده بلكه به ساحل شرقی آفریقا نیز دست یافتند زمانی ستاره پرست یعنی از صابئین بودند و بعد ، برخی از آنان به دین موسی و مسیح گرویدند . در قرآن مجید به قریش اشاره شده و خطاب به كفار آمده است ، همچنانكه شاهان نیرومند حمیر یا تبع نابود شدند شما نیز عاجز و زبون خواهید شد .
ثَمود : نام قومی از اعراب بادیه كه به عصر پیغمبری بودند به نام صالح و دیگر قبایل آن عصر عاد و طسم و جدیس بودند . ظهور و ترقی ثمود پس از عاد اولی بود و تا زمان موسی ادامه داشت ، ثمود در شمال غربی (حجار تا شبه جزیره سینا) ملتی زبر دست و پر شوكت بودند ، در كوه ساختمانها بنا كردند كه از سنگ بود یا از خود كوه تراشیده بودند ، و بنا بر روایتهای عرب سرزمین آن قبایل از زلزله صدمه دیده و آنها تباه شدند . در قرآن مكرر از آنها یاد شده و عذاب شدن آنان به اراده خداوند را بیان داشته است.
جالُوت : كلمه عجمی است ، نام فرمانده لشكری بود كه بنیاسرائیل به جنگ آنها رفتند و حضرت داود او را در میدان جنگ بكشت ، بنی اسرائیل از او و لشكریانش هراسان و بیمناك بودند .
جبرَئیل : به عبری گبریل (Gabriel) به معنی قهرمانا یا مرد خدا ، ألقاب او در قرآن روح و روح الامین ذكر شدهاند . جبرئیل (فرشته وحی) این كلمه سه بار در قرآن مجید آمده است .
جُودی : نام كوهی در ارمنستان كه به روایت باستان كشتی نوح پس از فرود آمدن طوفان بر آنجا توقف كرد . در قرآن می فرماید : "وَ اسْتَوَتْ عَلَی الْجُودی" سوره 2 آیه 150 .
حُنَیْن : بر وزن (حسین) ، بیابانی است كه ما بین طائف و مكّه كه جنگ معروف حنین در آن اتفاق افتاد و قبیله هوازن و ثقیف بر سر مسلمانان ریخته و آنها را شكست دادند . مسلمین رو به فرار گذاشتند ، سپس خداوند حضرت رسول (ص) را یاری كرد و آن حضرت استقامت ورزید و فرار نكرد و بالاخره مسلمانان فاتح (پیروز) شدند .
داود : از انبیاء بنی اسرائیل ، پدر حضرت سلیمان ، نام مباركش شانزده بار در كلام الله مجید ذكر شده است و كتابی داشت به نام زبور . در جوانی از لشكریان طالوت بود و در میدان جنگ فرمانده دشمن را كه جالوت نام داشت بكشت .
ذوالقرنین : ظاهراً قَرْنْ در این كلمه به معنی شاخ است ، ذو القرنین یعنی صاحب دو شاخ . برای این شخص در قرآن قصه مفصلی است كه در سوره كهف از آیه 83 تا 96 نقل شده است . مهمترین صفت ذو القرنین در قرآن اخلاص او در عبادت خدای یگانه و ایمان به حیات آخرت است . بعضی او را كورش پادشاه هخامنشی و بعضی اسكندر مقدونی یا داریوش یا یكی از ملوك حمیر عربستان دانسته اند . لقب ذو القرنین (صاحب دو شاخ) متّخذ از خواب دانیال پیغمبر است .
ذَالْكِفْلْ یا ذُو الْكِفْلْ : دارنده عبا یا رداء بع عبری حزقیل ، نام یكی از پیغمبران بنی اسرائیل ، كه بخت النصر او را عده زیاد از بنی اسرائیل در سنه (سال) 599 به اسارت به بابل برد ، ذو الكفل همانجا بود تا اینكه رحلت كرد در زمانی كه در بابل بود ، بخت النصر او را با زنجیر زندانی كرد ، و اور با كمال شكیبایی ، تحمل آزار بابلیها را نمود ، در تورات كتاب به نام او ، در چهل و هشت باب می باشد . و قبر او در جایی میان نجف و حلّه (در عراق) تاكنون دیده می شود كه زیارتگاه مسلمین و یهود است .
ذَو النُّون : دارنده ماهی ، لقب یونس ، نام یكی از انبیاء است كه بر اهل نینوا مبعوث شد و چون آنها پند و راهنمایی او را نپذیرفتند ، از آنها رنجید و جدا گشت و سوار كشتی شد كه به جایی دورتر برود ولی توفان در گرفت و اهل كشتی او را به دریا انداختند و ماهی بزرگ او را بلعید و او از شكم ماهی سالم در آمد . ذكر او در قرآن مجید گویا مبنی بر این اندرز است كه هادی قوم در هر حالت باید وظیفه را به جا آورد و به هیچ عنوان از مأموریت دست نكشد و عاجز نگردد . یونس به عبری یونه (Yanaw) و به یونانی ایونس (Eaonas) و به انگلیسی (Gonah) می باشد .
زكریا : از انبیاء مشهور بنی اسرائیل ، نام مباركش هفت بار در كلام الله مجید آمده است . دو قضیه از وی در قرآن آمده است یكی تكفل مریم كه مریم را تحویل معبد بیت المقدس دادند درباره تكفل او قرعه كشیدند تا بالاخره كفالت مریم به عهده زكریا واگذار شد . دوم استجابت دعای اوست درباره فرزند خواستن از خدا كه در سوره آل عمران از آیه 38 تا 41 یاد شده است . وی پدر یحیی می باشد .
سامِرّی : نام شخصی كه در شبه جزیره سینا همراه بنی اسرائیل بود و برای آنها گوساله ای از زر ساخت كه آوازی در می آورد. این كلمه سه بار در قرآن مجید آمده است. (سوره طه آیات 85 ،87، 95) .
سَبَأْ : این كلمه دو بار بیشتر در قرآن نیامده نام قومی بود كه سلیمان به دیارشان لشكر كشید و در اثر نا فرمانی از دستور پیامبران ، خداوند سدّشان را شكست و خانه شان را ویران كرد . مسكن قوم سبأ ، سرزمین یمن فعلی بوده و آن روزگاران بسیار مترقی و پیشرفته بوده است در جانب شرقی شعر صناء پایتخت فعلی یمن به فاصله صد و بیست كیلومتری ، دشت پهناوری هست كه ظاهراً سرزمین قوم سبأ بوده است . اهل سدّی كه شكست و مردمی كه سلیمان به دیارشان لشكر كشید هر دو از قوم سباء اند ولی ظاهراً غیرهم بوده اند و دو قضیه در دو زمان متفاوت اتفاق افتاده است.
سلیمان : از انبیاء معروف بنی اسرائیل ، نام مباركش هفده بار در قرآن ذكر شده و پسر داود نبی است . حالات و قصه هایش در كلام الله مجید بسیار و به تصریح آیه 163 سوره نساء پیامبر صاحب وحی است . قصه هایی كه از او در قرآن آمده یكی در مورد وادی نَمْل و دیگر هدهد و سباء ، قصه اسبان و قصه جسد می باشد .
سیناء : نام كوهی و جزیره نمایی كه در شمال محدود می شود به فلسطین و اردن و در جنوب به خلیج عقبه و در مغرب به نهر سوئز و در مشرق به اردن . زمانی كه بنی اسرائیل در شبه جزیره سینا زندگی می كردند ، حضرت موسی بر كوه سینا می رفت و از آنجا بود كه نخستین احكام تورات را برای بنی اسرائیل آورد ، آنجا را حورب نیز می نامیدند و آن كوه نزد یهود و بعد نزد مسلمین كوه با بركت شمرده شد .
شَیْطان : از شَطَنَ یعنی : دور شد ، اگر از شاطَ گرفته شود به معنی از خشم سوختن ( افراط قوه خشم ) از روی استعاره به مفهوم مفسد و شریر و نیز به معنی مار ، به عبری "هس ساطان" و به عربی ( الشیطان ) ، و جودی كه با دانش میل به بدی دارد . شیطان یا ابلیس در قرآن كریم به مفهوم نیروی سركش و در برخی آیات به معنی انسان بدكار … نیز استعمال شده در این اسم یأس و گرسنگی و پریشانی و نخوت و سركشی احساس می شود .
شُعَیْب : یكی از پیامبران نامی كه اسم مباركش یازده بار در قرآن مجید آمده است . او به مردم مَدْیَنْ مبعوث شد . پس از تبلیغات طاقت فرسا عده ای به شعیب ایمان آوردند و دیگران او را تكذیب كردند سرانجام او و مؤمنان از عذاب نجات یافته و دیگران به خشم خدا گرفتار گردیدند . شعیب همان است كه دختر خویش را به موسی تزویج كرد چنانكه مشروحاً در سوره قصص آمده است .
صابئون: یا فرقه مغتسله ، فرقه ای بودند كه دینشان آمیزش از ستاره پرستی و كیش مسیحی بود و از شام گرفته تا عراق و خوزستان در جماعت كم پراكنده بودند ، كلمه "صبا" گویا به مفهوم ستاره باشد و به روایتی در زبان آرامی به مفهوم شوینده و مغتسله ، این كلمه به صورت جمع سه بار در قرآن مجید یاد شده . صابئان در اصل اهل توحید بوده و در ردیف یهود و نصاری اند و به تدریج به بت پرستی و پرستش كواكب گرائیده اند .
صالِح : نیك ، نام پیغمبری كه نُه بار در قرآن ذكر شده و بر قوم ثمود مبعوث شد . 
صَفا : نام كوهی در مكه نزدیك به مسجد الحرام كه باید به مفهوم سنگ صاف باشد . مروه در اصل به معنی سنگهای نرم است و به قولی سنگریزه ها است . سپس آن دو نام دو كوه است در مكه كه حاجیان میان آن دو عمل سعی انجام می دهند . فاصله میان آن دو بنا بر آنچه گفته اند ، سیصد و پنجاه متر و نیم است .
طاغُوتْ : این كلمه هشت بار در قرآن كریم آمده و مراد از آن خدایان دروغین و مردمان متجاوز و ظاغی است .
طالُوتْ : نام فرماندهی كه بر بنی اسرائیل ، از طرف خدا ، به واسطه بعضی از پیامبران آنها تعیین گردید . نامش در قرآن مجید آمده است . 
طُور : به زبان نَبَطی كوه ، ولی در قرآن كریم اشاره به كوه مخصوص در شبه جزیره سینا ، و مكان مناجات حضرت موسی دارد . این كلمه ده بار در قرآن مجید آمده است .
طُوی : درنوردیده ، پیچیده ، نام وادی مقدس و جای مناجات حضرت موسی (ع) . چون محل آمدن وحی به موسی است قهراً قسمتی از صحرای سینا می باشد .
عاد : قومی از عرب باستان كه در جنوب عربستان از یمن گرفته تا حضرموت و عمان می زیستند ، پیامبر معروفشان هود (ع) بود ، عاد در قرآن مجموعاً 24 بار آمده است .
عَرِمْ : به فتح اول و كسر ثانی است ، این كلمه در قرآن راجع به هلاك قوم سبأ وارد شده "فَاَرْسَلْنا عَلَیْهِمْ سَیْلَ الْعَرِم" در معنی این كلمه چند قول است : یكی آنكه عَرِم نام وادی و دره مخصوصی در سبأ است ، دوم عرم به معنی موشهای بزرگی است كه سد مأرب را ویران ساختند و این نوع موشی در عربی (خلد) نامیده می شود . سوم آنكه این كلمه به معنی باران شدید است .
عیسی : از انبیاء بنی اسرائیل و نام مباركش 25 بار در قرآن كریم ذكر شده است . مسیح لقب حضرت عیسی است ، اصل مسیح در عبرانی مشیحا است به معنی مبارك . اصل عیسی یَسُوع است به معنی نجات دهند .
فِرْعَون : لقب پادشاهان مصر از (فه ـ رع) پسر خورشید و به قول اقرب الموارد در لغت قبطی به معنی تمساح است . این لفظ 74 بار در قرآن مجید آمده و در داستانهای بنی اسرائیل و موسی به چشم می خورد . می گویند فرعونی كه بنی اسرائیل را شكنجه و عذاب می كرد ، و پسرانشان را می كشت نامش ، رامسس دوم بود و فرعونی كه حضرت موسی و هارون برای هدایت او مبعوث شدند فرزند او "منفتاح" نام داشت كه در دریای سرخ با لشكریانش غرق شد .
قارون : مردی است از یهود و قوم موسی (ع) ، در بدكاری در ردیف فرعون و هامان بود ، چنین به نظر می رسد كه قارون با آنكه از بنی اسرائیل بود ، در نزد فرعون ، مقام عالی داشته است . در مجمع البیان فرموده هامان وزیر فرعون و قارون خزانه دار وی بود . قارون ثروت فراوانی داشت و آن را به رخ مردم می كشید ، او ثروت خود را مایه فساد قرار داده بود پس در یك تكان و زلزله ، زمین دهان گشود او و خانه اش را فرو برد .
كَعْبَة : از كلمه كَعْبْ به معنی بر آمدگی و بالا آمدن است و هر اطاق مربع را كعبه می گویند ، خانه خدا را هم به همین دلیل كعبه می گویند . كعبه (خانه خدا) با سنگهای سخت و كبودرنگ بنا شده است . ارتفاع آن به شانزده متر می رسد ، طول دیواری كه ناودان در آن است ، 20 متر و 10 سانتیمتر ، و طول ضلعی كه درب كعبه در آن قرار گرفته 12 متر است و حجرالاسود در دیوار قرار گرفته كه با زمین یك متر و نیم فاصله دارد.
كعبه اولین معبد و مسجدی است كه برای عبادت بنا شده است ، قرآن كریم بنای آن را از ابراهیم یاد می كند كه با فرزندش اسماعیل آن را ساخت ولی از آیات استفاده می شود كه كعبه پیش از حضرت ابراهیم بوده است .
اسامی سرزمین كعبه در قرآن :
1- مَكّة : از مَكَاء به معنی خانه است . این لغت بابلی است و چون سرزمین كم آب است مكه گفته اند .
2- بَكَّة : از این جهت می گویند كه زمین آبش را می مكد (منطقه خشك است) .
3- اُمُّ الْقُری : زیرا مركز و مادر همه بناهای جهان است .
4- بَلَدُ الامین : زیرا شهر امن و ایمنی است . حتی حیوانات و حشرات … در آنجا در امان هستند .
5- بیت عتیق : كه لقب مكه است . وجه تسمیه كعبه به این اسم از چند جهت است .
اول : آنكه از سطوت و شكوه جباران آزاد است .
دوم : یكی از معانی عتیق كریم است و هرچه مكرّم و زیبا را عتیق می نامند و چون كعبه این دو مزیّت را واجد است به این نام خوانده شده است.
سوم : آنكه عتیق به معنی قدیم است و چون نخستین خانه ای كه به نام پروردگار بر روی زمین بنا شده اینجاست به این مناسبت عتیق نامیده شده است .
لُقمان : انسان كامل و معروف كه نامش دو بار در قرآن مجید آمده ، از ابن عمر نقل شده و گوید : از رسول خدا (ص) شنیدم می فرمود : به حق میگویم ، لقمان پیغمبر نبود لیكن مردی بود كثیرالفكر ، حسنالیقین ، خدا را دوست داشت ، خدا نیز او را دوست داشت و با اعطاء حكمت بر وی منت گذاشت .
لوط : برادر زاده ابراهیم ، بر مردم شهر "سَدُوم" معبوث شد ، به تحقیق معلوم نشد كه این ده كجا بوده ولی گمان می كنند كه در شرق رود میت در كشور اردن (كنونی) بوده ، مردم آن شهر با لوط مخالفت می كردند و اعمال شنیع مرتكب می شدند و سرانجام تباه گشتند . نام وی 27 بار در قرآن مجید ذكر شده است .
مَدْیَنْ : نام شهری بود كه شعیب (ع) بر اهل آن مبعوث گردید ، نگارنده قاموس قرآن می گوید : معان در حال حاضر یكی از استانهای مملكت اردن ، واقع در جنوب شرقی خلیج عقبه و مركز آن شهر معان است . شاید معان همان مدین سابق باشد . مدین همان است كه موسی (ع) از مصر به آنجا گریخت و ده سال به شعیب (ع) اجیر شد .
مَرْیَم : به عبری میریوم به یونانی ماریه (Mareea ) دختر عمران ، مادر عیسی (ع) ، نامش سی و چهار بار در قرآن مجید مذكور می باشد . در قرآن سوره ای به نام اوست .
مَسْجِد ضِرار: قُبا دهی است در دو میلی مدینه كه رسول خدا (ص) در هجرت به آنجا وارد شد . در آنجا مسجدی ساخت و آن اولین مسجدی است كه در اسلام ساخته شد ، و آن را احترام بخصوصی است . جماعتی از منافقان از بنی غنم بن عوف بر آنها حسد برده در كنار مسجد قبا مسجدی ساختند و چون از آن فارغ شدند ، پیش حضرت رسول (ص) آمده گفتند : یا رسول الله مسجدی ساخته ایم برای ناتوانها و اهل حاجت كه نمی توانند به مسجد قبا بروند و نیز می خواهیم در فصل سرما و باران از آن استفاده كنیم ، دوست داریم كه تشریف آورده و در آن نماز بخوانید و از خدا بركت بخواهید (نماز خواندن آن حضرت دلیل رسمیّت آن در مقابل مسجد قبا بود) حضرت در آن موقع مشغول مقدمات سفر تبوك بود فرمود : الان در پای سفرم اگر برگشتیم انشاءالله آمده و برای شما نماز می خوانیم و ضمناً ابو عامر راهب كه از دشمنان آن حضرت و از دشمنان اسلام بود به اهل آن مسجد نامه نوشت كه : آماده شوید و مسجدی بسازید من پیش قیصر روم می روم و با لشكری وارد مدینه شده ، و محمد (ص) را از مدینه خارج می كنیم . منافقان در انتظار ورود ابو عامر بودند و می خواستند از آن مسجد استفاده كنند لذا قرآن آن مسجد را مسجد ضرار خواند ، مسجدی كه به ضرر اسلام و برای كفر و ایجاد تفرقه و كمینگاه دشمن اسلام شناخته شده بود .
رسول خدا (ص) چون از تبوك برگشت ، آیات وحی ، ماجرا را خبر داد و حضرتش را از رفتن و نماز خواندن در آن نهی كرد و مسجد قبا را ستود . آن حضرت به چند نفر دستور داد ، رفته آن مسجد را ویران كرده و محلش را مزبله نمودند .
موسی : پیامبر و ناجی بنی اسرائیل از اسارت مصر (چنگال فرعون) ، به زبان عبری موسی را موشه گویند به معنی از آب كشیده شده ، نام مباركش 136 بار در كلام الله مجید به كار رفته است . حالات موسی در قرآن مجید بیشتر از حالات دیگر پیغمبران ذكر شده است .
نوح : این پیامبر عظیم الشأن كه نام مباركش چهل و سه بار در قرآن مجید یاد شده ، اولین پیغمبر اولوالعزم و داعی توحید است . او با لقب "عَبْدِ شَكُور" از جانب خداوند مفتخر است . عمر او در حدود هزار سال و مقداری از آن زیادتر بوده است ، نهصد و پنجاه سال در میان قومش به تبلیغ مشغول بوده است . در روایات مجموع عمر آن حضرت دو هزار و سیصد و یا دو هزار و پانصد سال نقل شده ، در زمان ایشان بد كه توفان عالمگیر واقع شد .
هارون : از انبیاء بنی اسرائیل و برادر موسی (ع) است ، نام مباركش نوزده بار در كلام الله مجید یاد شده ، هارون لفظ غیرعربی و به معنی كوه نشین یا نورانی می باشد .
هود : نامش هفت بار در قرآن آمده است ، آن حضرت بر قومی به نام عاد مبعوث شد و در اثر عدم قبول دعوت وی ، چون مهلت خدایی به سر آمد ، بادی سرد و سوزان و زوزه كش ، هفت شب و هشت روز (بنابر آیات قرآن) به دیار آنها وزیدن گرفت ، و خون را در بدنها منجمد كرد و همه تار و مار شدند .
مأجوج : یأجوج و مأجوج اقوام بدوی بودند كه آنها را (تاتار) نامیده اند در حدود 600 سال قبل از میلاد یك دسته از آنان در سواحل دریای سیاه پراكنده شده ، هنگام پایین آمدن از دامنه كوههای قفقاز ، آسیای غربی را مورد هجوم قرار می دادند . این نقطه آن روز مغولستان نامیده می شد . ذو القرنین برای جلوگیری از تاخت و تاز آنها میان دو كوه سدی ساخت .
یحیی : به انگلیسی (John) پسر زكریا به معنی (نعمت خداداد) نامش 5 بار در قرآن مجید آمده است . او در اثر دعای پدرش كه از خداوند فرزند خواست متولد گردید ، ولادتش ، خارق عادت بود زیرا ، زكریا در آن موقع پیر و ناتوان بود . و زنش فرتوت ، و از اول نازا بود ، قرآن در مورد شهادت او چیزی نگفته است .
درباره قتل وی نوشته اند : هیردویس حاكم فلسطین دستور قتل او را صادر كرد .
یعقوب : فرزند اسحق پسر ابراهیم (ع) پدر انبیاء بنیاسرائیل ، نام مباركش 16 بار در كلام الله مجید مذكور است .
یوسف : فرزند یعقوب و نواده اسحاق و فرزند سوم ابراهیم (ع) می باشد ، نام مباركش 27 بار در كلام الله مجید ذكر شده است . ماجرای شگفت انگیز او كه مجسم كننده جمال انسانیت و خویشتن داری و ایمان آن جناب است ، به طور تفصیل ، به عنوان احسن القصص ، در سوره اش به نام آن حضرت ذكر شده و خداوند به شرح حال او بیشتر اعتنا فرموده است.
احمد : به معنی بسیار ستاینده . یكی از نامهای حضرت محمد (ص) كه در قرآن در سوره الصف آیه 61 آمده است . در انجیل یوحنا به معنی آرام دهنده یا روح القدس و به زبان یونانی آن را (Paracletes) كه به عربی فارقلیط است نوشته اند . در تفسیر صافی از كتاب اصول كافی از امام صادق (ع) نقل است كه عیسی به امت خود فرمود : به زودی بعد از من پیامبری از اولاد اسماعیل می آید كه نامش احمد است او مرا و شما را تصدیق می كند .
اَصْحابُ الرَّسْ : رَسّ در لغت به معنی اثر جزیی و اول تب و یا دفن مرده و غیره آمده است . در قرآن نام قومی است كه ردیف قوم عاد و ثمود آمده ، و در اثر عذاب آسمانی هلاك شده اند . در قرآن در سوره فرقان آیه 38 و سوره (ق) آیه 12 از آنان نام برده است .
درباره محل اصحاب الرس نظرات مختلفی نقل شده از جمله : 
1- رودخانه ارس در شمال ایران كه گفته شده در كرانه آن محل تمدن بزرگی بوده است .
2- بعضی گفته اند اصحاب رّس قوم شعیب بوده اند .
3- و نیز گفته شده است شهری در یمامه و یا چاهی در انطاكیه بوده است .
اَصْحابَ رَقیمْ : رقیم به معنی مرقوم و نوشته است . گفته شده نام شهری در شام ، یا نام وادی كه میان عقبه و ایله ، در جنوب شام ، واقع شده و بعد شهری در آن اطراف آباد گردید . رومیها آنجا را پتره (Petra) یا صخره نامیدند و مركز آمد و رفت كاروانها شد . مؤلف قاموس قرآن می فرماید : اصحاب رقیم همان اصحاب كهف است علت این تسمیه آن است كه، نام و حكایت آنها را در لوحی نوشتند ، پس اصحاب رقیم خواندند .
طبرسی مؤلف تفسیر مجمع البیان نقل كرده است كه : رقیم ، لوحی است از سنگ كه قصه اصحاب كهف را در آن نوشته و درب غار گذاشتند .
به عقیده المیزان نیز اصحاب رقیم همان اصحاب كهف هستند . و در رد دو قصه و دو گروه بودن آنها می گوید : این جداً بعید است كه خداوند در كلام بلیغ خود به دو طائفه اشاره كند ، و در یكی به تفصیل (مشروح) سخن بگوید و به دیگری نه اجمالاً و نه تفصیلاً اشاره نكند .
اَصْحابُ السَّبْتْ : سبت ، به معنی روز استراحت و قطع عمل است . روز شنبه به عقیده یهود روز دست كشیدن از تمامی اعمال و روز استراحت كردن است . اصحاب سبت قومی از یهود بودند ، كه در كنار دریا زندگی می كردند و به ماهیگیری مشغول بودند ، و چون روز شنبه را محترم نشمرده و دست از كار نكشیدند و به نصیحت نیكوكاران توجه نكردند به عذاب الهی گرفتار شدند . قرآن مجید در سوره اعراف آیه 163 به بعد ، وضع آنان را توصیف نموده ، از جمله می فرماید : "بپرس از یهود از شهری كه در كنار دریا و مشرف به آن بود، آنگاه كه در سبت ، تجاوز می كردند . ماهیهایشان در روز سبت و تعطیل به روی آب میآمدند و آشكار میشدند و روزی كه تعطیل نكرده بودند چنین نمی آمدند اما بدین وسیله آنها را در اثر فسقشان امتحان كردیم …"
ظاهر آیات نشان می دهد كه روز سبت تعطیل بوده است و باید دست از كار می كشیدند . ماهیها بر خلاف روزهای دیگر روی آب می آمدند ، آنان به جای انجام دستور خداوند و خودداری از صید ، در روز سبت آنها را صید می كردند از آنجا كه سود مادی را بر فرمان خداوند مقدم داشتند ، دچار عذاب الهی گردیدند .
اَصْحابُ الْفیلْ : در سال 751 ، ابرهه حاكم یمن به قصد خراب كردن كعبه و متوجه نمودن اعراب به سوی كلیسایی كه در یمن ساخته بود ، بر مكه لشكر كشید . و همراه او فیلان جنگی بودند . ولی موفق نشد . این واقعه میان قریش ، كه نگه دارنده معبد كعبه بودند ، به اندازهای شهرت و اهمیت داشت كه ، سورهای به نام "اَلْفیلْ" نازل شد كه در آن به شكست ابرهه و سپاهیانش اشاره شده است .
زَیْد : نام صحابه ای كه پسر خوانده پیامبر (ص) شد . او اصلاً از قبیله كلب بود كه در كودكی اسیر گشت . پدر او حارث بن شراحیل كلبی بود . زید را حكیم بن خرام در بازار عكاظ مكه خرید و به عمه اش ام المؤمنین خدیجه (ع) بخشید و ایشان به پیامبر (ص) بخشیدند . پس از چندی پدر و عموی زید آگاه شدند كه ، طفل گم شده در مكه نزد پیامبراست . بنابراین خدمت پیامبر (ص) آمده درخواست كردند كه زید را به ایشان بازگرداند . پیامبر خواهش آنان را پذیرفت ولی شرط فرمود كه ، خود زید هم اختیار داشته باشد كه نزد پدر برود یا خدمت پیامبر بماند و او خدمت پیامبر را ، بر رفتن پیش پدر ترجیح داد و از این رو پیغمبر او را پسر خوانده خویش فرمود . آیه 37 از سوره احزاب به وی اشاره دارد .
شِعری : شعرای یمانی ستاره درخشنده ای است واقع در ، صورت فلكی كلب اكبر كه درخشنده ترین ستارگان ثوابت است ، نوعاً در ماههای تابستان در جنوب دیده می شود . فاصله این ستاره از زمین پانصد هزار برابر فاصله خورشید با زمین است و تشعشع آن چهل برابر خورشید . قم خزاعه ستاره مذكور را می پرستیدند لذا قرآن فرموده : اِنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِعْری (خدا پروردگار شعری است) یعنی خدا را پرستش كنید نه ستاره شعری را . نا گفته نماند شعری ، نام دو ستاره است : شعرای یمانی و شعرای شامی ولی ظاهراً منظور قرآن مجید اولی است كه آن از دومی درخشنده تر است .
عُزَیْرْ : در قرآن مجید راجع به هویت ایشان مطلبی نیامده است . ظاهراً عزیر همان است كه در تورات عزرا نامیده شده و در تورات فعلی كتابی هست به نام عزرا مشتمل بر ده باب و او كسی است كه پس از مراجعه از بابل مقداری از كلمات تورات را پیدا كرد و نوشت . قرآن كریم می فرماید : یهود او را فرزند خدا می شمرند در آیه 30 از سوره توبه به این موضوع اشاره شده است .
قریش : نام قبیله بزرگی از عرب كه رسول خدا (ص) از تیره بنی هاشم ، از همان قبیله است . از آنجا كه مكه واطراف آن برای كشاورزی مناسب نبود . قبیله قریش به بازرگانی پرداختند و شغل بازرگانی ، یكی از علل ترقی فرهنگ آنان شد . گاهی به سوی یمن می رفتند و زمانی به شام ، و به سبب مراوده و آشنایی با اقوام غیرعرب ، افكار و اطلاعات آنان نسبت به دیگر اعراب روشن تر شد . این كلمه یك بار بیشتر در قرآن مجید نیامده است .
مَجُوسْ : به فارسی باستان ، مگوش به پهلوی ، مغ و مخفف آن مو ، كه از آن كلمه مؤبد تركیب شده ، كه نام گروهی از روحانیون زرتشتی است . در قرآن مجید در یك آیه این نام ذكر شده است . در عصر اسلام زرتشتی ها را عموماً مجوس می گفتند .
آنچه از قرآن كریم فهمیده می شود این است كه مذهب مجوس در اصل مذهب شرك نبوده و در ردیف ادیان توحیدی است و اخذ جزیه از آنها دلیل بارز بر این مطلب است . 
مَناتْ : نام بتی كه قبیله بنی خزاعه می پرستیدند . و بنا به نوشته بعضی مفسرین به شكل زن از سنگ ساخته شده بود ، واژه منات ، از ریشه منیه به معنی آزر و بخت ، گویا خدای بخت بوده است . بت منات در قریه جایی میان مكه و مدینه قرار داشت و قبایل اوس و خزرج نیز آن را می پرستیدند .
هامان : از آیات قرآن چنین فهمیده می شود كه وزیر و پیشكار فرعون بوده است . نام وی هم ردیف فرعون و قارون آورده شده ، و جمعاً شش بار در قرآن كریم ذكر شده است .
وَدّ : نام بتی است و علت نامگذاری آن به وَدّ ، آن است كه او را دوست می داشتند و یا معتقد بودند كه میان او و خدا دوستی وجود دارد . عبدوّد یكی از مبارزان قریش كه به دست علی بن ابیطالب (ع) در غزوه خندق كشته شد ، به عنوان بنده بت مذكور ، نامگذاری شده بود . نام این بت در سوره نوح آیه 23 آمده است .
یَعُوق : نام یكی از بتهای عرب كه نمایانگر سرعت بوده و بنابراین ، پیكر او را به صورت اسب می ساختند . البته بت های وَدّ ، سُواعْ ، یغوث ، یَعُوقْ و نَسْر اصنام پنجگانه است كه توسط قوم نوح پرستیده می شدند .
یَهُود : نام قومی است كه ابتدای آن از دوازده فرزند حضرت یعقوب است . هیچ قومی نسبت به پیامبرانشان همانند یهود نا فرمانی نكرده و در میان هیچ قوم به اندازه یهود ، پیامبر مبعوث نگردیده و معجزات ، به وقوع نپیوسته است . قرآن مجید در سوره های بقره ، آل عمران مائده و توبه به بدعتها و كارهای خلاف و سرگذشتهای شنیع یهود اشاره كرده است



نوع مطلب : قرآن، 
برچسب ها : اعلام قرآن،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه 16 شهریور 1396 09:14 ق.ظ
Thanks for finally talking about >اندکی صبر سحر نزدیک است...
- اعلام قرآن <Liked it!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی