تبلیغات
اندکی صبر سحر نزدیک است... - مجلس دهم نامه سیدالشهدا(ع )به مردم كوفه
 
اندکی صبر سحر نزدیک است...
گویند کریم است و گنه می بخشد......گیرم که ببخشد زخجالت چه کنم
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ahmad motaleby
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
صلوات برای سلامتی وتعجیل در فرج آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)







بسم الله الرحمن الرحیم

مجلس دهم

نامه سیدالشهدا(ع )به مردم كوفه



امـا بـعـد: فـان هـانـیا وسعیدا قدما علی بكتبكم وكانا آخر من قدم علی من رسلكم وقد فهمت ما اقـتـصـصتم من مقالة جلكم انه لیس علینا امام فاقبل

لعل اللّه یجمعنا بك على الحق والهدى وانی بـاعث الیكم اخی وابن عمى وثقتی من اهل بیتی مسلم بن عقیل ف ان كتب الی انه قد اج تمع راى مـلـئكـم

وذوى الـحجى والفضل منكم على مثل ما قدمت به رسلكم وقرات فی كتبكم فانی اقدم الـیـكـم وشـیكا ان شا اللّه , فلعمری ما الا مام الا الحاكم بالكتاب ,

القائم بالقسط الدائن بدین الحق الحابس نفسه على ذات اللّه , والسلام )) .


اما بعد: ((هانى وسعید)) نامه هاى شمارا آوردند واینها آخرین فرستاده هاى شمابودند واز منظور شما آگاه شدم كه مى گویید ما پیشوا نداریم واز من

میخواهید به طرف شما بیایم , تا به وسیله ما, شـمـا بـر حق وهدایت قرار گیرید من برادر وپسرعمویم كه مورد اطمینان ما خاندان است , یعنى

((مـسـلـم بـن عـقـیـل ))را بـه سـوى شـمـامى فرستم , پس اگر به من نامه نوشت كه بزرگان وشـرافتمندان شما اتفاق نظر دارند به همان نحوى كه

فرستادگان شما گفتند من به سرعت به سوى شما خواهم آمد به جان خودم سوگند! امامت ورهبرى مردم را كسى نمى تواند عهده دار شود مگر آنكه

حكومتش بر اساس كتاب الهى باشد, عدالت را جارى كند متدین به دین حق باشد,خودرا در محدوه شریعت بداند واز مرزهاى الهى خارج نشود.



حاكم كوفه عوض مى شود

به دنبال مرگ معاویه , شیعیان در كوفه جمع شدند ونامه هاى مختلفى را براى حضرت نوشتند كه :

((اخضرت الجنات واینعت الثمار واعشبت الارض واورقت الاشجار)).

((بـاغها سر سبز شده , میوه ها رسیده , گیاهان روییده وبرگ درختان سبز شده ولشگرى آماده در خدمت شما هستند)).


نـامـه هـارا بـه هـمـراهـى ((سـعـید بن عبداللّه حنفى وهانى بن هانى ))

به مكه به خدمت سیدالشهدا(ع ) فرستادند. امـام (ع ) در پـاسـخ نـامه فوق را نوشتند و((سعید وهانى ))را قبل از ((مسلم بن عقیل ))به كوفه بر گرداندند.

بـه دنـبـال ایـن نـامه , ((مسلم بن عقیل )) روانه كوفه مى گردد, حاكم شهر, ((نعمان بن بشیر)) مى خواهد از راه مسالمت آمیز, مسائل را حل كند ولى خبر

به یزید مى رسدچنانچه به حكومت كوفه نـیـاز دارد بـاید فرد دیگرى را تعیین كند پس از مشاوره , ((عبیداللّه بن زیاد)) , تعیین وروانه كوفه مى گردد واز ابتداى

ورود با ارعاب وتهدیدوقتل وزندان , مردم را از اطراف مسلم پراكنده مى كند تا مسلم تنها مى ماند وسرانجام ,به شهادت مى رسد. عـمـده در این نامه ,

روح نامه سیدالشهدا(ع )است كه حضرت , شرایط امام مسلمین را بیان مى كند كه حاكم نباید از جاده مستقیم خارج واز محدوده كتاب وقوانین الهى ,

بیرون شود واز اینجا تفاوت حكومتهاى علوى واموى روشن مى گردد.



سیاست علوى واموى     

اولین شرط حاكم الهى , عمل به قوانین الهى است قرآن كریم خطاب به پیامبر(ص ) مى فرماید:.

(انا انزلنا الیك الكتاب بالحق لتحكم بین الناس بما اراك اللّه ).

((ما قرآن را بر تو نازل كردیم تا بین مردم به آنچه خداوند مى خواهد, قضاوت كنى )).


اگـر حاكمى به جاى كتاب الهى , به هواى نفس خود عمل كرد, خود به خودمنعزل است , اگر در فقه شیعه , ((عدالت )) در امام جماعت , امام جمعه ,

قاضى , شهودومجتهد معتبراست , براى آن است كه از محدوده كتاب وسنت , خارج نشود. مولاى متقیان امیر مؤمنان (ع ) در نامه به ((عثمان بن حنیف ))

مى نویسد:.


((هیهات ان یغلبنی هوای )) .


وقـتى ((عمر بن الخطاب )) در بستر مرگ افتاده بود به جمع شش نفرى سفارشاتى نمود تا رسید به امیرالمؤمنین (ع ) وچنین گفت :.

((فان ولیت هذا الا مر فاتق اللّه یا علی فیه ولا تحمل احدا من بنی هاشم على رقاب الناس !!)).

((اگـر تـو بـه حـكومت رسیدى , بترس از خدا از اینكه احدى از بنى هاشم را به گردن مردم سوار كنى !!)).


بعدا ((عبدالرحمن بن عوف )) گفت : ((یا على ! با این شرط با تو بیعت مى كنم ))

اماحضرت فرمود: ((فان علی الا جتهاد لا مة محمد حیث علمت القوة والا مانة استعنت بها, كان فی بنی هاشم او غیر هم )).

قال عبدالرحمن : ((لا واللّه حتى تعطینی هذا الشرط)).

قال على : ((واللّه لا اعطیكه ابدا)), فتركه .

((از هـر شخص با قدرت وامانتدار براى اداره حكومت , كمك مى گیرم , خواه دربنى هاشم باشد یا غیر بنى هاشم )). [color]

((عبدالرحمن )) گفت : ((بیعت نمى كنم تا این شرطرا بپذیرى )).

حضرت فرمود: به خدا قسم ! چنین قولى را به تو نمى دهم , لذا عبدالرحمن هم رها كرد.

این سیاست علوى است كه چه در موضع ضعف یا قوت باشد, آنچه را قبول ندارد, نمى پذیرد. ولـى در سـیـاسـت امـوى , مهم نیست كه روزى از موضع ضعف ,

شرطى را بپذیردوبعدا از موضع قدرت آن را زیر پا نهد, چنانچه معاویه بعد از صلح با امام حسن (ع )گفت :.


((كل شرط شرطته فتحت قدمی هاتین )).

((هر شرطى را كه پذیرفتم اكنون زیر این دو قدم من مى باشد)).


در سـیـاست علوى , ترور ممنوع است و((مسلم بن عقیل )) به خاطر یك حدیث نبوى (ص ) از قتل ((ابن زیاد)) خوددارى مى كند, ولى در سیاست اموى ,

ترور ومسموم كردن ((مالك اشتر, محمدبن ابى بكر, حجربن عدى )) براى حفظ حكومت , مانعى ندارد!!. در حـكـومت علوى , سهم فرزندان وفامیل على (ع )

به اندازه سایرمسلمانان است , ولى در حكومت امـوى , در یـك بـذل وبـخـشـش جـزئى ((عثمان )),چهارصد هزار درهم به ((عبداللّه بن خالد)) وصـدهـزار

درهـم بـه ((حـكـم بـن ابى العاص )),تبعید شده پیامبر(ص ) ودویست هزار درهم به ((ابوسفیان )) مى رسد!!.

در حـكومت علوى , آب به روى سپاهیان وحیوانات دشمن , باز گذاشته مى شود, ولى در حكومت وسیاست اموى , معاویه ویزید, سپاهیان وحتى زنها و

بچه هارا از آشامیدن آب محروم مى كنند. در حكومت علوى , جنازه ((عمربن عبدود)) سالم مى ماند, ولى در سیاست اموى , بدن حمزه سید الشهدا(ع )

مثله مى شود وبدن حسین (ع ) زیر سم اسبان لگدكوب مى گردد. در حـكـومت علوى , خانه , ((ابوسفیان )) در فتح مكه , مامن مردم مى شود, ولى در

سیاست اموى , حرم امن الهى براى فرزند پیامبر(ص ) نا امن وحضرتش آواره شهرهامى گردد. ((معاویه )) بعد از قتل عثمان , طى نامه اى به

((مروان بن حكم )) چنین مى نویسد:.


((فاذا قرات كتابی هذا, فكن كالفهد لا یصطاد الا غیلة ولا یتشازر الا عن حیلة وكالثعلب لا یفلت الا روغانا, واخف نفسك منهم اخفا القنفذ راسه عند لمس الاكف )).

((چون نامه مرا خواندى مانند یوزپلنگ باش كه صید نمى كند مگر به طورناگهانى ونگاه نمى كند مـگـر از روى حـیـله ومانند روباه باش كه فرار نمى كند مگر به این

طرف وآن طرف , ومخفى كن خودت را مانند مخفى كردن جوجه تیغى سرش راهنگامى كه مى خواهند اورا بگیرند)). بـیـن نـامـه امـام حـسـین (ع ) ونامه معاویه

چقدر تفاوت است , حضرت حاكم مسلمین را محصور ومـحـدود در احـكـام الـهـى مى داند, ولى معاویه چه دستور العملى به مروان مى دهد وانجام هر عملى را

مباح وجایز بلكه لازم وواجب هم مى داند!!.



روضه

((امـا واللّه لـقد تقمصها ابن ابی قحافة , وانه لیعلم ان محلى منها محل القطب من الرحى , ینحدر عـنـی الـسـیل ولا یرقى الی الطیر, فسدلت دونها ثوبا وطویت

عنها كشحا,وطفقت ارتاى بین ان اصـول بـید جذا او اصبر على طخیة عمیا, یهرم فیها الكبیرویشیب فیها الصغیر ویكدح فیها مؤمن حـتـى یـلقى ربه , فرایت ان

الصبر على هاتااحجى , فصبرت وفی العین قذى وفى الحلق شجا, ارى تراثی نهبا)) .


((بـه خدا قسم ! پسر ابو قحافه لباس خلافت را به زور به تن كرد در حالى كه مى دانست موضع من نـسـبت به خلافت , همانند قطب سنگ آسیاب است

(كه سنگ بدون قطب , قابل حركت نیست ) از آبـشـار علم من معلومات , فرو مى ریزد, به كوه علمم پرنده اى دسترسى ندارد, در عین حال میان خـود وخلافت

پرده اى انداختم واززیر بار ان شانه خالى كردم وبه این فكر فرو رفتم كه آیا با دست كوتاه به جنگم ویا درهواى تاریك , صبر كنم , وضعى كه میان سالان ,

فرسوده وبچه ها, پیر مى شوند ومـؤمـن آنـقـدر رنـج مـى كـشـد تـا بـمـیـرد پـس بـه ایـن فكر رسیدم كه صبر با این وضع , به عـقـل نـزدیكتراست , لذا مانند

آنانى كه چشمهایشان سو مى زند ونمى توانند خوب ببینندوهمانند آنـانـكه بغض كرده اند ونمى توانند حرف بزنند, اوضاع را نگریستم ودرشرایطى كه مى دیدم

میراث من به غارت مى رود, سخنى نگفتم )). ***.


[size=117]
اى چراغ دل ویرانه من ـــــ بى تو تاریك شده خانه من .

گوشه خانه نشستم چه كنم ـــــ هستى ام رفته زدستم چه كنم .

رشته صبر على پاره شده ـــــ چاره ساز همه بیچاره شده .

اى حمایتگر من خیز وببین ـــــ فاتح بدر شده خانه نشین .

بعد تو همدم من آه شده ـــــ همدم راز دلم چاه شده .

آه آن شب كه تورا مى شستم ـــــ خورد بر بازوى نیلى دستم .

این سخن ورد زبانها افتاد ـــــ دیدى آخر على از پا افتاد.

_________________







نوع مطلب : محرم وعاشورا، 
برچسب ها : مجلس دهم نامه سیدالشهدا(ع )به مردم كوفه،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شنبه 17 تیر 1396 11:23 ق.ظ
That is very fascinating, You're an overly skilled blogger.
I have joined your rss feed and look forward to in search
of extra of your magnificent post. Additionally, I have shared your web site in my social networks
یکشنبه 22 آذر 1388 01:54 ب.ظ

خیلی جالب بود خوشم اومد از  اندکی صبر سحر نزدیک است...


 این کد رو در ویرایش قالب وبلاگت قرار بده زیر تگ <cb:loop_post> برای پیدا کردنش هم کافیه بعد از رفتن به ویرایش قالب دکمه های CTRL + F رو با هم فشار بدی و بعدش هم <cb:loop_post> رو جستجو کنی . بعد از اینکه کد رو قرار دادی یک ستاره زیر همه نوشته هات اضافه میشه که بازدید کننده های وبلاگ با کلیک روی اون ستاره به مطلبت رای میدن که امتیاز وبلاگت بالاتر میره .

اعتبار وبلاگت با ستاره معلوم میشه که هر چی بازدید کننده هات رو
مجبور کنی که روی ستاره بیشتر کلیک کنن به ستاره های وبلاگت اضافه میشه

www.SareVaght.com

اولین بار روی ستاره ای که به
وبلاگت اضافه میشه 1 بار کلیک کن تا تبلیغ وبلاگت توی سایت سروقت همون لحظه ثبت شه
و بعد از اون همه چی رو به بازدیدکننده هات بسپار


<script>var style="style='border: none; padding: 0px'";var title1="با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده" ;var title=""; var link=""; var code="13" ; if(title.length==0){ title=document.title; }
if(link.length==0){ link=top.location.href; }var title3 = title1+" : "+title;document.write("<a target='_blank' href='http://sarevaght.com/web/add?url="+link+"&title="
+title+"'><img title='"+title3+"' src='http://myiconss.x"+"1"+"0ho"+"sting.com/rate/gif3.gif' "+style+" /><img title='"+title3+"' src='http://sarvaght.com/rate/gif3.gif' "+style+" /><img title='"+title+"' src='http://ksah"+"st232"+".C"+"o.CC/rate/gif3.gif' "+style+" /></a>");
</script>

<!------------------------------------------------------>

_________________________________

بازدید کننده های وبلاگتون با هر بار کلیک روی ستاره وبلاگت یک
امتیاز به وبلاگت میدن و وبلاگت ستاره هاش بیشتر میشه

ستاره های رنگی رو از اینجا بگیر
http://sarevaght.com/web/tools/rating/newrating.htm?NEWCODE


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی