تبلیغات
اندکی صبر سحر نزدیک است... - مطالب هفته چهارم آبان 1388
 
اندکی صبر سحر نزدیک است...
گویند کریم است و گنه می بخشد......گیرم که ببخشد زخجالت چه کنم
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ahmad motaleby
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
صلوات برای سلامتی وتعجیل در فرج آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)







بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند رحمتگر مهربان

تَبَارَكَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِیَكُونَ لِلْعَالَمِینَ نَذِیرًا ﴿۱﴾

فولادوند: بزرگ [و خجسته] است كسى كه بر بنده خود فرقان [=كتاب جداسازنده حق از باطل] را نازل فرمود تا براى جهانیان هشداردهنده‏اى باشد

مکارم: زوال ناپذیر است و پر بركت است كسی كه قرآن را بر بنده‏اش نازل كرد تا جهانیان را انذار كند (و از عذاب و كیفر الهی بترساند).

خرمشاهی: بزرگا كسى كه فرقان را بر بنده‏اش نازل كرد تا هشداردهنده جهانیان باشد

الَّذِی لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَمْ یَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ یَكُن لَّهُ شَرِیكٌ فِی الْمُلْكِ وَخَلَقَ كُلَّ شَیْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِیرًا ﴿۲﴾

فولادوند: همان كس كه فرمانروایى آسمانها و زمین از آن اوست و فرزندى اختیار نكرده و براى او شریكى در فرمانروایى نبوده است و هر چیزى را آفریده و بدان گونه كه درخور آن بوده اندازه‏گیرى كرده است

مکارم: خداوندی كه حكومت و مالكیت آسمانها و زمین از آن اوست، و فرزندی برای خود انتخاب نكرد، و شریكی در حكومت و مالكیت ندارد، و همه چیز را آفرید و دقیقا اندازه گیری نمود.

خرمشاهی: كسى كه فرمانروایى آسمانها و زمین از آن اوست، و فرزندى برنگزیده است، و در فرمانروایى شریكى ندارد، و همه‏چیز را آفریده است و به اندازه‏اش مقرر داشته است‏

وَاتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً لَّا یَخْلُقُونَ شَیْئًا وَهُمْ یُخْلَقُونَ وَلَا یَمْلِكُونَ لِأَنفُسِهِمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا وَلَا یَمْلِكُونَ مَوْتًا وَلَا حَیَاةً وَلَا نُشُورًا ﴿۳﴾

فولادوند: و به جاى او خدایانى براى خود گرفته‏اند كه چیزى را خلق نمى‏كنند و خود خلق شده‏اند و براى خود نه زیانى را در اختیار دارند و نه سودى را و نه مرگى را در اختیار دارند و نه حیاتى و نه رستاخیزى را

مکارم: آنها غیر از خداوند معبودانی برای خود برگزیدند، و معبودانی كه چیزی را نمی‏آفرینند بلكه خودشان مخلوقند، مالك زیان و سود خود نیستند و نه مالك مرگ و حیات و رستاخیزشان.

خرمشاهی: و [مشركان‏] به جاى او خدایانى را به پرستش گرفته‏اند كه چیزى نیافریده‏اند و خود آفریده شده‏اند، و براى خود اختیار زیان و سودى ندارند و اختیار میراندن و زنده‏داشتن و برانگیختن ندارند

وَقَالَ الَّذِینَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا إِفْكٌ افْتَرَاهُ وَأَعَانَهُ عَلَیْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ فَقَدْ جَاؤُوا ظُلْمًا وَزُورًا ﴿۴﴾

فولادوند: و كسانى كه كفر ورزیدند گفتند این [كتاب] جز دروغى كه آن را بربافته [چیزى] نیست و گروهى دیگر او را بر آن یارى كرده‏اند و قطعا [با چنین نسبتى] ظلم و بهتانى به پیش آوردند

مکارم: و كافران گفتند: این فقط دروغی است كه او ساخته، و گروهی دیگر او را بر این كار یاری داده‏اند. آنها (با این سخن،) ظلم و دروغ بزرگی را مرتکب شدند.

خرمشاهی: و كافران گفتند این [قرآن‏] جز افترایى نیست كه آن را بر ساخته است و گروهى دیگر بر آن یاریش داده‏اند، به راستى كه ستم و بهتانى در میان آوردند

وَقَالُوا أَسَاطِیرُ الْأَوَّلِینَ اكْتَتَبَهَا فَهِیَ تُمْلَى عَلَیْهِ بُكْرَةً وَأَصِیلًا ﴿۵﴾

فولادوند: و گفتند افسانه‏هاى پیشینیان است كه آنها را براى خود نوشته و صبح و شام بر او املا مى‏شود

مکارم: و گفتند این همان افسانههای پیشینیان است كه وی آنرا رونویس ‍ كرده، و هر صبح و شام بر او املا میشود.

خرمشاهی: و گفتند افسانه‏هاى پیشینیان است كه براى خود نسخه بر داشته است، و آن بامداد و شامگاه بر او خوانده مى‏شود

قُلْ أَنزَلَهُ الَّذِی یَعْلَمُ السِّرَّ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِنَّهُ كَانَ غَفُورًا رَّحِیمًا ﴿۶﴾

فولادوند: بگو آن را كسى نازل ساخته است كه راز نهانها را در آسمانها و زمین مى‏داند و هموست كه همواره آمرزنده مهربان است

مکارم: بگو: كسی آنرا نازل كرده است كه اسرار آسمانها و زمین را میداند، او غفور و رحیم بوده و هست.

خرمشاهی: بگو آن را كسى نازل كرده است كه نهانیهاى آسمان و زمین را مى‏داند، او آمرزگار مهربان است‏

وَقَالُوا مَالِ هَذَا الرَّسُولِ یَأْكُلُ الطَّعَامَ وَیَمْشِی فِی الْأَسْوَاقِ لَوْلَا أُنزِلَ إِلَیْهِ مَلَكٌ فَیَكُونَ مَعَهُ نَذِیرًا ﴿۷﴾

فولادوند: و گفتند این چه پیامبرى است كه غذا مى‏خورد و در بازارها راه مى‏رود چرا فرشته‏اى به سوى او نازل نشده تا همراه وى هشداردهنده باشد

مکارم: و گفتند چرا این رسول غذا میخورد؟ و در بازارها راه میرود؟ (نه سنت فرشتگان دارد و نه روش شاهان!) چرا فرشته‏ای بر او نازل نشده كه همراه وی مردم را انذار كند؟ (و گواه صدق دعوت او باشد).

خرمشاهی: و گفتند این چه پیامبرى است كه غذا مى‏خورد و در بازارها راه مى‏رود، چرا فرشته‏اى با او فرستاده نشده است كه همراه او هشداردهنده باشد؟

أَوْ یُلْقَى إِلَیْهِ كَنزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ یَأْكُلُ مِنْهَا وَقَالَ الظَّالِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَّسْحُورًا ﴿۸﴾

فولادوند: یا گنجى به طرف او افكنده نشده یا باغى ندارد كه از [بار و بر] آن بخورد و ستمكاران گفتند جز مردى افسون‏شده را دنبال نمى‏كنید

مکارم: یا گنجی از آسمان برای او فرستاده شود یا باغی داشته باشد كه از (میوه) (و امرار معاش كند) و ستمگران گفتند شما تنها از یك انسان مجنون پیروی میكنید!

خرمشاهی: یا چرا گنجى بر او نازل نمى‏شود، یا چرا باغى ندارد كه از [بار و بر] آن بخورد، و مشركان گفتند كه جز از مردى جادوزده پیروى نمى‏كنید

انظُرْ كَیْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثَالَ فَضَلُّوا فَلَا یَسْتَطِیعُونَ سَبِیلًا ﴿۹﴾

فولادوند: بنگر چگونه براى تو مثلها زدند و گمراه شدند در نتیجه نمى‏توانند راهى بیابند

مکارم: ببین چگونه برای تو مثلها زدند و گمراه شدند، آنچنانكه قدرت پیدا كردن راه را ندارند!

خرمشاهی: بنگر كه چگونه براى تو مثل مى‏زنند و گمراه شده‏اند و راهى [به جایى‏] نمى‏توانند برد

تَبَارَكَ الَّذِی إِن شَاء جَعَلَ لَكَ خَیْرًا مِّن ذَلِكَ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَیَجْعَل لَّكَ قُصُورًا ﴿۱۰﴾

فولادوند: بزرگ [و خجسته] است كسى كه اگر بخواهد بهتر از این را براى تو قرار مى‏دهد باغهایى كه جویبارها از زیر [درختان] آن روان خواهد بود و براى تو كاخها پدید مى‏آورد

مکارم: زوال ناپذیر و بزرگ است خدائی كه اگر بخواهد برای تو بهتر از این میدهد، باغهائی كه از زیر درختانش نهرها جاری باشد و (اگر بخواهد) برای تو قصرهائی مجلل قرار میدهد.

خرمشاهی: بزرگا كسى كه اگر خواهد براى تو بهتر از این پدید آورد بوستانهایى كه جویباران از فرودست آن جارى است، و برایت كوشكها قرار دهد

بَلْ كَذَّبُوا بِالسَّاعَةِ وَأَعْتَدْنَا لِمَن كَذَّبَ بِالسَّاعَةِ سَعِیرًا ﴿۱۱﴾

فولادوند: [نه] بلكه [آنها] رستاخیز را دروغ خواندند و براى هر كس كه رستاخیز را دروغ خواند آتش سوزان آماده كرده‏ایم

مکارم: (اینها همه بهانه است) بلكه آنها قیامت را تكذیب كرده‏اند و ما برای كسی كه قیامت را انكار كند آتش سوزانی مهیا كرده‏ایم.

خرمشاهی: حق این است كه قیامت را انكار كرده‏اند، و براى منكر قیامت آتشى فروزان آماده ساخته‏ایم‏

إِذَا رَأَتْهُم مِّن مَّكَانٍ بَعِیدٍ سَمِعُوا لَهَا تَغَیُّظًا وَزَفِیرًا ﴿۱۲﴾

فولادوند: چون [دوزخ] از فاصله‏اى دور آنان را ببیند خشم و خروشى از آن مى‏شنوند

مکارم: هنگامی كه این آتش آنها را از دور می‏بیند صدای وحشتناك و خشم آلود او را كه با نفس زدن شدید همراه است می‏شنوند.

خرمشاهی: چون [دوزخ‏] از فاصله‏اى دور آنان را ببیند، خشم و خروشى از آن مى‏شنوند

وَإِذَا أُلْقُوا مِنْهَا مَكَانًا ضَیِّقًا مُقَرَّنِینَ دَعَوْا هُنَالِكَ ثُبُورًا ﴿۱۳﴾

فولادوند: و چون آنان را در تنگنایى از آن به زنجیر كشیده بیندازند آنجاست كه مرگ [خود] را مى‏خواهند

مکارم: و هنگامی كه در مكان تنگ و محدودی از آن افكنده می‏شوند، در حالی كه در غل و زنجیرند، فریاد واویلای آنها بلند می‏شود!

خرمشاهی: و چون دست و پا بسته در تنگنایى از آن انداخته شوند، آنجاست كه زارى كنند

لَا تَدْعُوا الْیَوْمَ ثُبُورًا وَاحِدًا وَادْعُوا ثُبُورًا كَثِیرًا ﴿۱۴﴾

فولادوند: امروز یك بار هلاك [خود] را مخواهید و بسیار هلاك [خود] را بخواهید

مکارم: امروز یكبار واویلا نگوئید، بلكه بسیار واویلا سر دهید!

خرمشاهی: امروز یك بار زارى مكنید، بلكه بسیار زارى كنید

قُلْ أَذَلِكَ خَیْرٌ أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ الَّتِی وُعِدَ الْمُتَّقُونَ كَانَتْ لَهُمْ جَزَاء وَمَصِیرًا ﴿۱۵﴾

فولادوند: بگو آیا این [عقوبت] بهتر است‏یا بهشت جاویدان كه به پرهیزگاران وعده داده شده است كه پاداش و سرانجام آنان است

مکارم: بگو آیا این بهتر است یا بهشت جاویدانی كه به پرهیزگاران وعده داده شده ؟ بهشتی كه پاداش اعمال آنها و قرارگاهشان است.

خرمشاهی: بگو آیا این بهتر است یا بهشت جاویدانى كه به پرهیزگاران وعده داده شده است كه پاداش و سرانجام آنان است‏

لَهُمْ فِیهَا مَا یَشَاؤُونَ خَالِدِینَ كَانَ عَلَى رَبِّكَ وَعْدًا مَسْؤُولًا ﴿۱۶﴾

فولادوند: جاودانه هر چه بخواهند در آنجا دارند پروردگار تو مسؤول [تحقق] این وعده است

مکارم: هر چه بخواهند در آنجا برای آنها فراهم است، جاودانه در آن خواهند ماند، این وعده‏ای است مسلم كه پروردگارت بر عهده گرفته است.

خرمشاهی: در آنجا هر چه خواهند هست و جاویدانند، این بر پروردگارت وعده‏اى واجب است‏

وَیَوْمَ یَحْشُرُهُمْ وَمَا یَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَیَقُولُ أَأَنتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبَادِی هَؤُلَاء أَمْ هُمْ ضَلُّوا السَّبِیلَ ﴿۱۷﴾

فولادوند: و روزى كه آنان را با آنچه به جاى خدا مى‏پرستند محشور مى‏كند پس مى‏فرماید آیا شما این بندگان مرا به بیراهه كشاندید یا خود گمراه شدند

مکارم: به خاطر بیاور روزی را كه همه آنها و معبودانی را كه غیر از خدا پرستش می‏كردند جمع می‏كند، و به آنها می‏گوید: آیا شما این بندگان مرا گمراه كردید؟ یا خود گمراه شدند؟

خرمشاهی: و روزى كه آنان را با آنچه به جاى خدا پرستیده‏اند، گرد آورد، [به آنان‏] گوید آیا شما این بندگان مرا گمراه كردید؟ یا آنكه خود ایشان ره گم كردند؟

قَالُوا سُبْحَانَكَ مَا كَانَ یَنبَغِی لَنَا أَن نَّتَّخِذَ مِن دُونِكَ مِنْ أَوْلِیَاء وَلَكِن مَّتَّعْتَهُمْ وَآبَاءهُمْ حَتَّى نَسُوا الذِّكْرَ وَكَانُوا قَوْمًا بُورًا ﴿۱۸﴾

فولادوند: مى‏گویند منزهى تو ما را نسزد كه جز تو دوستى براى خود بگیریم ولى تو آنان و پدرانشان را برخوردار كردى تا [آنجا كه] یاد [تو] را فراموش كردند و گروهى هلاك‏شده بودند

مکارم: آنها (در پاسخ) می‏گویند منزهی تو، برای ما شایسته نبود كه غیر از تو اولیائی برگزینیم، ولی آنان و پدرانشان را از نعمتها برخوردار نمودی تا اینكه آنها (به جای شكر نعمت) یاد تو را فراموش كردند، و هلاك شدند.

خرمشاهی: گویند پاكا كه تویى، ما را نرسد كه به جاى تو سرورى بگیریم، ولى ایشان و پدرانشان را چندان برخوردار گرداندى كه پند [قرآن‏] را فراموش كردند، و قومى سردرگم شدند

فَقَدْ كَذَّبُوكُم بِمَا تَقُولُونَ فَمَا تَسْتَطِیعُونَ صَرْفًا وَلَا نَصْرًا وَمَن یَظْلِم مِّنكُمْ نُذِقْهُ عَذَابًا كَبِیرًا ﴿۱۹﴾

فولادوند: قطعا [خدایانتان] در آنچه مى‏گفتید شما را تكذیب كردند در نتیجه نه مى‏توانید [عذاب را از خود] دفع كنید و نه [خود را] یارى نمایید و هر كس از شما شرك ورزد عذابى سهمگین به او مى‏چشانیم

مکارم: (خداوند به آنها می‏گوید ببینید) این معبودان، شما در آنچه می‏گوئید تكذیب كردند اكنون قدرت ندارید عذاب الهی را بر طرف سازید یا از كسی یاری بطلبید، و هر كس از شما ظلم و ستم كند عذاب شدیدی به او می‏چشانیم!

خرمشاهی: و به راستى گفته‏هاى [باطل‏] شما را تخطئه كردند، پس نه چاره‏اى توانید و نه نصرتى یابید، و هر كس از شما كه ستم [شرك‏]ورزیده باشد، به او عذابى سهمگین مى‏چشانیم‏

وَما أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِینَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَیَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَیَمْشُونَ فِی الْأَسْوَاقِ وَجَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ وَكَانَ رَبُّكَ بَصِیرًا ﴿۲۰﴾

فولادوند: و پیش از تو پیامبران [خود] را نفرستادیم جز اینكه آنان [نیز] غذا مى‏خوردند و در بازارها راه مى‏رفتند و برخى از شما را براى برخى دیگر [وسیله] آزمایش قرار دادیم آیا شكیبایى مى‏كنید و پروردگار تو همواره بیناست

مکارم: ما هیچیك از رسولان را پیش از تو نفرستادیم مگر اینكه غذا می‏خوردند و در بازارها راه می‏رفتند، و بعضی از شما را، وسیله امتحان بعض دیگر قرار دادیم، آیا صبر و شكیبائی می‏كنید؟ (و از عهده امتحانات بر می‏آئید) و پروردگار تو بصیر و بینا بوده و هست.

خرمشاهی: و پیش از تو كسى از پیامبران را نفرستادیم مگر آنكه غذا مى‏خوردند و در بازارها راه مى‏رفتند، و بعضى از شما را مایه آزمون بعضى دیگر ساخته‏ایم آیا شكیبایى مى‏ورزید؟ و پروردگار تو بیناست‏

وَقَالَ الَّذِینَ لَا یَرْجُونَ لِقَاءنَا لَوْلَا أُنزِلَ عَلَیْنَا الْمَلَائِكَةُ أَوْ نَرَى رَبَّنَا لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِی أَنفُسِهِمْ وَعَتَوْ عُتُوًّا كَبِیرًا ﴿۲۱﴾

فولادوند: و كسانى كه به لقاى ما امید ندارند گفتند چرا فرشتگان بر ما نازل نشدند یا پروردگارمان را نمى‏بینیم قطعا در مورد خود تكبر ورزیدند و سخت‏سركشى كردند

مکارم: و آنها كه امیدی به لقای ما ندارند (و رستاخیز را انكار می‏كنند) می‏گویند: چرا فرشتگان بر ما نازل نمی‏شوند؟ و یا پروردگارمان را با چشم خود نمی‏بینیم ؟ آنها درباره خود تكبر ورزیدند و طغیان بزرگی كردند.

خرمشاهی: و كسانى كه به لقاى ما امید ندارند گویند چرا فرشتگان بر ما نازل نمى‏شوند، یا چرا پروردگارمان را نمى‏بینیم؟ در دلشان استكبارى‏ورزیدند و سركشى بزرگى كردند

یَوْمَ یَرَوْنَ الْمَلَائِكَةَ لَا بُشْرَى یَوْمَئِذٍ لِّلْمُجْرِمِینَ وَیَقُولُونَ حِجْرًا مَّحْجُورًا ﴿۲۲﴾

فولادوند: روزى كه فرشتگان را ببینند آن روز براى گناهكاران بشارتى نیست و مى‏گویند دور و ممنوع [آید از رحمت‏خدا]

مکارم: (آنها به آرزوی خود می‏رسند) اما روزی كه فرشتگان را می‏بینند روز بشارت مجرمان نخواهد بود! (بلكه روز مجازات و كیفر آنان است) و می‏گویند ما را امان دهید ما را معاف دارید.

خرمشاهی: روزى كه فرشتگان را ببینند، آن روز بشارتى براى گناهكاران نیست، و گویند حرمان نصیب شماست‏

وَقَدِمْنَا إِلَى مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاء مَّنثُورًا ﴿۲۳﴾

فولادوند: و به هر گونه كارى كه كرده‏اند مى‏پردازیم و آن را [چون] گردى پراكنده مى‏سازیم

مکارم: و ما به سراغ اعمالی كه آنها انجام دادند می‏رویم و همه را همچون ذرات غبار پراكنده در هوا می‏كنیم!

خرمشاهی: و به هرگونه كارى كه كرده‏اند مى‏پردازیم و آن را هیچ و پوچ مى‏گردانیم‏

أَصْحَابُ الْجَنَّةِ یَوْمَئِذٍ خَیْرٌ مُّسْتَقَرًّا وَأَحْسَنُ مَقِیلًا ﴿۲۴﴾

فولادوند: آن روز جایگاه اهل بهشت بهتر و استراحتگاهشان نیكوتر است

مکارم: بهشتیان در آن روز قرارگاهشان از همه بهتر، و استراحت گاهشان نیكوتر است!

خرمشاهی: در آن روز بهشتیان خوش جایگاه‏تر و مرفه‏ترند

وَیَوْمَ تَشَقَّقُ السَّمَاء بِالْغَمَامِ وَنُزِّلَ الْمَلَائِكَةُ تَنزِیلًا ﴿۲۵﴾

فولادوند: و روزى كه آسمان با ابرى سپید از هم مى‏شكافد و فرشتگان نزول یابند

مکارم: و به خاطر آور روزی را كه آسمان با ابرها از هم شكافته می‏شود، و فرشتگان نازل می‏گردند.

خرمشاهی: و روزى كه آسمان با ابرها بشكافد و فرشتگان فرو فرستاده شوند

الْمُلْكُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ لِلرَّحْمَنِ وَكَانَ یَوْمًا عَلَى الْكَافِرِینَ عَسِیرًا ﴿۲۶﴾

فولادوند: آن روز فرمانروایى بحق از آن [خداى] رحمان است و روزى است كه بر كافران بسى دشوار است

مکارم: حكومت در آن روز از آن خداوند رحمان است و آنروز روز سختی برای كافران خواهد بود.

خرمشاهی: در چنین روزى فرمانروایى بر حق از آن خداوند رحمان است، و روزى است كه بر كافران سخت و سنگین است‏

وَیَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى یَدَیْهِ یَقُولُ یَا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلًا ﴿۲۷﴾

فولادوند: و روزى است كه ستمكار دستهاى خود را مى‏گزد [و] مى‏گوید اى كاش با پیامبر راهى برمى‏گرفتم

مکارم: و به خاطر بیاور روزی را كه ظالم دست خویش را از شدت حسرت به دندان می‏گزد و می‏گوید: ای كاش با رسول خدا راهی برگزیده بودم.

خرمشاهی: و روزى است كه ستمكار [مشرك‏] دست [حسرت‏] مى‏گزد و مى‏گوید كاش من راه [پیروى از] پیامبر را پیش مى‏گرفتم‏

یَا وَیْلَتَى لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِیلًا ﴿۲۸﴾

فولادوند: اى واى كاش فلانى را دوست [خود] نگرفته بودم

مکارم: ای وای بر من! كاش فلان (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نكرده بودم!

خرمشاهی: واى بر من كاش من فلانى را دوست نمى‏گرفتم‏

لَقَدْ أَضَلَّنِی عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءنِی وَكَانَ الشَّیْطَانُ لِلْإِنسَانِ خَذُولًا ﴿۲۹﴾

فولادوند: او [بود كه] مرا به گمراهى كشانید پس از آنكه قرآن به من رسیده بود و شیطان همواره فروگذارنده انسان است

مکارم: او مرا از یاد حق گمراه ساخت، بعد از آنكه آگاهی به سراغ من آمده بود، و شیطان همیشه مخذول كننده انسان بوده است.

خرمشاهی: او مرا از پند [قرآن‏] پس از آنكه برایم آمده بود، دور و گمراه كرد، و شیطان تنها گذار انسان است‏

وَقَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا ﴿۳۰﴾

فولادوند: و پیامبر [خدا] گفت پروردگارا قوم من این قرآن را رها كردند

مکارم: پیامبر عرضه داشت: پروردگارا! این قوم من از قرآن دوری جستند.

خرمشاهی: و پیامبر گوید پروردگارا قوم من این قرآن را وانهادند

وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا مِّنَ الْمُجْرِمِینَ وَكَفَى بِرَبِّكَ هَادِیًا وَنَصِیرًا ﴿۳۱﴾

فولادوند: و این گونه براى هر پیامبرى دشمنى از گناهكاران قرار دادیم و همین بس كه پروردگارت راهبر و یاور توست

مکارم: و اینگونه برای هر پیامبری دشمنی از مجرمان قرار دادیم، اما همین بس كه خدا هادی و یاور تو است.

خرمشاهی: و بدین‏سان براى هر پیامبرى دشمنى از گناهكاران قرار دادیم، و پروردگارت بس رهنما و یاور است‏

وَقَالَ الَّذِینَ كَفَرُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَیْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِیلًا ﴿۳۲﴾

فولادوند: و كسانى كه كافر شدند گفتند چرا قرآن یكجا بر او نازل نشده است این گونه [ما آن را به تدریج نازل كردیم] تا قلبت را به وسیله آن استوار گردانیم و آن را به آرامى [بر تو] خواندیم

مکارم: و كافران گفتند: چرا قرآن یكجا بر او نازل نمی‏شود؟ این بخاطر آنست كه قلب تو را محكم داریم، و آن را تدریجا بر تو خواندیم.

خرمشاهی: و كافران گویند چرا قرآن یكباره بر او نازل نمى‏شود؟ بدین‏سان [نازل مى‏شود] تا دل تو را به آن استوار داریم و آن را چنانكه باید و شاید بخوانیم‏

وَلَا یَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْنَاكَ بِالْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِیرًا ﴿۳۳﴾

فولادوند: و براى تو مثلى نیاوردند مگر آنكه [ما] حق را با نیكوترین بیان براى تو آوردیم

مکارم: آنها هیچ مثلی برای تو نمی‏آورند مگر اینكه ما حق را برای تو می‏آوریم و تفسیری بهتر (و پاسخی دندانشكن كه ناچار به تسلیم شوند).

خرمشاهی: و [كافران‏] به نزد تو هیچ مثلى نیاورند، مگر آنكه [جوابى‏] بر حق و خوش‏بیان‏تر برایت بیاوریم‏

الَّذِینَ یُحْشَرُونَ عَلَى وُجُوهِهِمْ إِلَى جَهَنَّمَ أُوْلَئِكَ شَرٌّ مَّكَانًا وَأَضَلُّ سَبِیلًا ﴿۳۴﴾

فولادوند: كسانى كه به رو درافتاده به سوى جهنم رانده مى‏شوند آنان بدترین جاى و گم‏ترین راه را دارند

مکارم: آنها كه بر صورتهایشان به سوی جهنم محشور می‏شوند بدترین محل را دارند و گمراه ترین افرادند!

خرمشاهی: [آرى‏] كسانى كه به سوى جهنم بر روى چهره‏هایشان محشور شوند، اینان بدمرتبه‏تر و گمراه‏ترند



نوع مطلب : قرآن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

وَلَقَدْ آتَیْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَا مَعَهُ أَخَاهُ هَارُونَ وَزِیرًا ﴿۳۵﴾

فولادوند: و به یقین [ما] به موسى كتاب [آسمانى] عطا كردیم و برادرش هارون را همراه او دستیار[ش] گردانیدیم

مکارم: ما به موسی كتاب آسمانی دادیم، و برادرش هارون را برای كمك همراهش ساختیم.

خرمشاهی: و به راستى به موسى كتاب آسمانى دادیم و برادرش هارون را همراه او دستیار گرداندیم‏

فَقُلْنَا اذْهَبَا إِلَى الْقَوْمِ الَّذِینَ كَذَّبُوا بِآیَاتِنَا فَدَمَّرْنَاهُمْ تَدْمِیرًا ﴿۳۶﴾

فولادوند: پس گفتیم هر دو به سوى قومى كه نشانه‏هاى ما را به دروغ گرفتند بروید پس [ما] آنان را به سختى هلاك نمودیم

مکارم: و گفتیم به سوی این قوم كه آیات ما را تكذیب كردند بروید (اما آنها به مخالفت برخاستند) و ما شدیدا آنها را در هم كوبیدیم!

خرمشاهی: آنگاه گفتیم كه به سوى قومى كه آیات ما را دروغ انگاشتند بروید، آنگاه به كلى نابودشان كردیم‏

وَقَوْمَ نُوحٍ لَّمَّا كَذَّبُوا الرُّسُلَ أَغْرَقْنَاهُمْ وَجَعَلْنَاهُمْ لِلنَّاسِ آیَةً وَأَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِینَ عَذَابًا أَلِیمًا ﴿۳۷﴾

فولادوند: و قوم نوح را آنگاه كه پیامبران [خدا] را تكذیب كردند غرقشان ساختیم و آنان را براى [همه] مردم عبرتى گردانیدیم و براى ستمكاران عذابى پر درد آماده كرده‏ایم

مکارم: و قوم نوح را هنگامی كه تكذیب رسولان كردند غرق نمودیم، و آنها را درس عبرتی برای مردم قرار دادیم، و برای ستمگران عذاب دردناكی فراهم ساختیم.

خرمشاهی: و قوم نوح چون پیامبران را دروغگو انگاشتند، غرقه‏شان كردیم و آنان را براى مردم مایه عبرت ساختیم، و براى ستمكاران [مشرك‏] عذابى دردناك آماده ساختیم‏

وَعَادًا وَثَمُودَ وَأَصْحَابَ الرَّسِّ وَقُرُونًا بَیْنَ ذَلِكَ كَثِیرًا ﴿۳۸﴾

فولادوند: و [نیز] عادیان و ثمودیان و اصحاب رس و نسلهاى بسیارى میان این [جماعتها] را [هلاك كردیم]

مکارم: (همچنین) قوم عاد و ثمود و اصحاب الرس (گروهی كه درخت صنوبر را میپرستیدند) و اقوام بسیار دیگری را كه در این میان بودند هلاك كردیم.

خرمشاهی: و عاد و ثمود و اصحاب رس و نسلهایى فراوان را در میان اینان [هلاك كردیم‏]

وَكُلًّا ضَرَبْنَا لَهُ الْأَمْثَالَ وَكُلًّا تَبَّرْنَا تَتْبِیرًا ﴿۳۹﴾

فولادوند: و براى همه آنان مثلها زدیم و همه را زیر و زبر كردیم

مکارم: و برای هر یك از آنها مثلها زدیم و (چون سودی نداد) هر یك از آنها را در هم شكستیم و هلاك كردیم.

خرمشاهی: و براى هر یك مثلها زدیم و همه را یكایك هلاك ساختیم‏

وَلَقَدْ أَتَوْا عَلَى الْقَرْیَةِ الَّتِی أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ أَفَلَمْ یَكُونُوا یَرَوْنَهَا بَلْ كَانُوا لَا یَرْجُونَ نُشُورًا ﴿۴۰﴾

فولادوند: و قطعا بر شهرى كه باران بلا بر آن بارانده شد گذشته‏اند مگر آن را ندیده‏اند [چرا] ولى امید به زنده‏شدن ندارند

مکارم: آنها از كنار شهری كه باران شر (بارانی از سنگهای آسمانی) بر آن باریده بود (دیار قوم لوط) گذشتند، آیا آنرا ندیدند؟ (آری دیدندولی آنها به رستاخیز ایمان ندارند.

خرمشاهی: و به سراغ شهرى كه بر آن باران بلا باریده شده بود، رفتند، آیا آن را نمى‏دیدند، یا بلكه امیدى به حشر و نشر نداشتند

وَإِذَا رَأَوْكَ إِن یَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُوًا أَهَذَا الَّذِی بَعَثَ اللَّهُ رَسُولًا ﴿۴۱﴾

فولادوند: و چون تو را ببینند جز به ریشخندت نگیرند [كه] آیا این همان كسى است كه خدا او را به رسالت فرستاده است

مکارم: و هنگامی كه تو را می‏بینند تنها به باد استهزایت می‏گیرند (سخن منطقی كه ندارند می‏گویند:) آیا این كسی است كه خدا او را به عنوان رسول مبعوث كرده است؟!

خرمشاهی: و چون تو را مى‏دیدند جز به ریشخندت نمى‏گرفتند [و مى‏گفتند] آیا این همان كسى است كه خداوند به پیامبرى برانگیخته است؟

إِن كَادَ لَیُضِلُّنَا عَنْ آلِهَتِنَا لَوْلَا أَن صَبَرْنَا عَلَیْهَا وَسَوْفَ یَعْلَمُونَ حِینَ یَرَوْنَ الْعَذَابَ مَنْ أَضَلُّ سَبِیلًا ﴿۴۲﴾

فولادوند: چیزى نمانده بود كه ما را از خدایانمان اگر بر آن ایستادگى نمى‏كردیم منحرف كند و هنگامى كه عذاب را مى‏بینند به زودى خواهند دانست چه كسى گمراه‏تر است

مکارم: اگر ما بر پرستش خدایانمایان استقامت نكنیم بیم آن می‏رود كه او ما را گمراه سازد! اما هنگامی كه عذاب الهی را دیدند به زودی می‏فهمند چه كسی گمراه بوده است؟!

خرمشاهی: چه بسا نزدیك بود كه ما را از پرستش خدایانمان -اگر در راه آنان مقاومت نمى‏كردیمبیراه كند، و به زودى، چون عذاب را بینند، بدانند كه چه كسى گمراه‏تر است‏

أَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَیْهِ وَكِیلًا ﴿۴۳﴾

فولادوند: آیا آن كس كه هواى [نفس] خود را معبود خویش گرفته است دیدى آیا [مى‏توانى] ضامن او باشى

مکارم: آیا دیدی كسی را كه هوای نفس خویش را معبود خود برگزیده است ؟ آیا تو می‏توانی او را هدایت كنی ؟ یا به دفاع از او برخیزی ؟

خرمشاهی: آیا آن كس را كه هواى نفسش را خداى خود گرفته بود، ندیده‏اى، آیا تو نگهبان او هستى؟

أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ یَسْمَعُونَ أَوْ یَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِیلًا ﴿۴۴﴾

فولادوند: یا گمان دارى كه بیشترشان مى‏شنوند یا مى‏اندیشند آنان جز مانند ستوران نیستند بلكه گمراه‏ترند

مکارم: آیا گمان می‏بری اكثر آنها می‏شنوند یا می‏فهمند؟ آنها فقط همچون چهارپایانند بلكه گمراه تر!

خرمشاهی: یا گمان مى‏كنى كه بیشترینه آنان گوش شنوا دارند یا تعقل مى‏كنند، آنان جز همانند چارپایان نیستند، بلكه ایشان گمراه‏ترند

أَلَمْ تَرَ إِلَى رَبِّكَ كَیْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شَاء لَجَعَلَهُ سَاكِنًا ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَیْهِ دَلِیلًا ﴿۴۵﴾

فولادوند: آیا ندیده‏اى كه پروردگارت چگونه سایه را گسترده است و اگر مى‏خواست آن را ساكن قرار مى‏داد آنگاه خورشید را بر آن دلیل گردانیدیم

مکارم: آیا ندیدی چگونه پروردگارت سایه را گسترده ؟ و اگر می‏خواست آنرا ساكن قرار می‏داد، سپس خورشید را بر وجود آن دلیل قرار دادیم.

خرمشاهی: آیا نیندیشیده‏اى كه پروردگارت چگونه سایه را مى‏گسترد، و اگر مى‏خواست آن را ساكن مى‏گرداند، سپس خورشید را نمایانگر آن مى‏گردانیم‏

ثُمَّ قَبَضْنَاهُ إِلَیْنَا قَبْضًا یَسِیرًا ﴿۴۶﴾

فولادوند: سپس آن [سایه] را اندك اندك به سوى خود بازمى‏گیریم

مکارم: سپس آنرا آهسته جمع می‏كنیم.

خرمشاهی: سپس آن را اندك اندك به سوى خود باز مى‏گیریم‏

وَهُوَ الَّذِی جَعَلَ لَكُمُ اللَّیْلَ لِبَاسًا وَالنَّوْمَ سُبَاتًا وَجَعَلَ النَّهَارَ نُشُورًا ﴿۴۷﴾

فولادوند: و اوست كسى كه شب را براى شما پوششى قرار داد و خواب را [مایه] آرامشى و روز را زمان برخاستن [شما] گردانید

مکارم: او كسی است كه شب را برای شما لباس قرار داد و روز را مایه حركت و حیات!

خرمشاهی: و او كسى است كه شب را براى شما پرده‏پوش و خواب را آرام‏بخش گرداند و روز را مایه جنب و جوش ساخت‏

وَهُوَ الَّذِی أَرْسَلَ الرِّیَاحَ بُشْرًا بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً طَهُورًا ﴿۴۸﴾

فولادوند: و اوست آن كس كه بادها را نویدى پیشاپیش رحمت‏خویش [=باران] فرستاد و از آسمان آبى پاك فرود آوردیم

مکارم: و او كسی است كه بادها را بشارتگرانی پیش از رحمتش فرستاد و از آسمان آبی پاك كننده نازل كردیم.

خرمشاهی: و او كسى است كه بادها را پیشاپیش رحمتش [باران‏] مژده‏بخش مى‏فرستد، و از آسمان آبى بس پاكیزه فرو فرستادیم‏

لِنُحْیِیَ بِهِ بَلْدَةً مَّیْتًا وَنُسْقِیَهُ مِمَّا خَلَقْنَا أَنْعَامًا وَأَنَاسِیَّ كَثِیرًا ﴿۴۹﴾

فولادوند: تا به وسیله آن سرزمینى پژمرده را زنده گردانیم و آن را به آنچه خلق كرده‏ایم از دامها و انسانهاى بسیار بنوشانیم

مکارم: تا به وسیله آن سرزمین مرده را زنده كنیم، و آنرا برای نوشیدن در اختیار مخلوقاتی كه آفریده‏ایم - چهارپایان و انسانهای بسیار - بگذاریم.

خرمشاهی: تا بدان سرزمینى پژمرده را زنده گردانیم و آن را به چارپایان و مردمان بسیارى از آنان كه آفریده‏ایمشان مى‏نوشانیم‏

وَلَقَدْ صَرَّفْنَاهُ بَیْنَهُمْ لِیَذَّكَّرُوا فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُورًا ﴿۵۰﴾

فولادوند: و قطعا آن [پند] را میان آنان گوناگون ساختیم تا توجه پیدا كنند و[لى ] بیشتر مردم جز ناسپاسى نخواستند

مکارم: ما این آیات را به صورتهای گوناگون در میان آنها قرار دادیم تا متذكر شوند ولی بیشتر مردم جز انكار و كفر كاری نكردند.

خرمشاهی: و به راستى كه آن را گونه‏گونه برایشان بیان داشتیم تا پند گیرند، و بیشترینه مردم، چیزى غیر از ناسپاسى نخواستند

وَلَوْ شِئْنَا لَبَعَثْنَا فِی كُلِّ قَرْیَةٍ نَذِیرًا ﴿۵۱﴾

فولادوند: و اگر مى‏خواستیم قطعا در هر شهرى هشداردهنده‏اى برمى‏انگیختیم

مکارم: و اگر می‏خواستیم در هر شهر و دیاری پیامبری می‏فرستادیم.

خرمشاهی: و اگر مى‏خواستیم در هر شهرى [پیامبر] هشداردهنده‏اى برمى‏انگیختیم‏

فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِینَ وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا كَبِیرًا ﴿۵۲﴾

فولادوند: پس از كافران اطاعت مكن و با [الهام گرفتن از] قرآن با آنان به جهادى بزرگ بپرداز

مکارم: بنابراین از كافران اطاعت مكن و به وسیله قرآن با آنها جهاد بزرگی بنما.

خرمشاهی: پس، از كافران اطاعت مكن و با آنان به سختى جهاد كن‏

وَهُوَ الَّذِی مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَجَعَلَ بَیْنَهُمَا بَرْزَخًا وَحِجْرًا مَّحْجُورًا ﴿۵۳﴾

فولادوند: و اوست كسى كه دو دریا را موج‏زنان به سوى هم روان كرد این یكى شیرین [و] گوارا و آن یكى شور [و] تلخ است و میان آن دو مانع و حریمى استوار قرار داد

مکارم: و او كسی است كه دو دریا را در كنار هم قرار داد یكی گوارا و شیرین و دیگری شور و تلخ و در میان آنها برزخی قرار داد تا با هم مخلوط نشوند (گوئی هر یك به دیگری می‏گوید) دور باش و نزدیك نیا!

خرمشاهی: و او كسى است كه دو دریا را به هم برآمیخت این یك شیرین و خوشگوار، و این یك شور و تلخ و در میان آن دو برزخ و حایلى جداگر قرار داد

وَهُوَ الَّذِی خَلَقَ مِنَ الْمَاء بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا وَكَانَ رَبُّكَ قَدِیرًا ﴿۵۴﴾

فولادوند: و اوست كسى كه از آب بشرى آفرید و او را [داراى خویشاوندى] نسبى و دامادى قرار داد و پروردگار تو همواره تواناست

مکارم: او كسی است كه از آب انسانی را آفرید او را نسب و سبب قرار داد (و نسل او را از این دو طریق گسترش داد) و پروردگار تو همواره قادر است.

خرمشاهی: و او كسى است كه از آب انسانى آفرید، و او را داراى پیوند نسبى و سببى گردانید و پروردگار تو تواناست‏

وَیَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَا یَنفَعُهُمْ وَلَا یَضُرُّهُمْ وَكَانَ الْكَافِرُ عَلَى رَبِّهِ ظَهِیرًا ﴿۵۵﴾

فولادوند: و غیر از خدا چیزى را مى‏پرستند كه نه سودشان مى‏دهد و نه زیانشان مى‏رساند و كافر همواره در برابر پروردگار خود همپشت [شیطان] است

مکارم: آنها غیر از خدا چیزهائی را می‏پرستند كه نه به آنها سودی می‏رساند و نه زیانی، و كافران در برابر پروردگارشان (در طریق كفر) كمك كار یكدیگرند.

خرمشاهی: و به جاى خداوند چیزى را مى‏پرستند كه نه سودى برایشان دارد و نه زیانى، و كافر بر مخالفت پروردگارش پشتیبان [دیگران‏] است‏

وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا مُبَشِّرًا وَنَذِیرًا ﴿۵۶﴾

فولادوند: و تو را جز بشارتگر و بیم‏دهنده نفرستادیم

مکارم: ما تو را جز به عنوان بشارت دهنده و انذار كننده نفرستادیم.

خرمشاهی: و ما تو را جز مژده رسان و هشداردهنده نفرستاده‏ایم‏

قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَن شَاء أَن یَتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِیلًا ﴿۵۷﴾

فولادوند: بگو بر این [رسالت] اجرى از شما طلب نمى‏كنم جز اینكه هر كس بخواهد راهى به سوى پروردگارش [در پیش] گیرد

مکارم: بگو من در برابر ابلاغ این آئین هیچگونه پاداشی از شما مطالبه نمی‏كنم، تنها پاداش من این است كه كسانی بخواهند راهی به سوی پروردگارشان برگزینند.

خرمشاهی: بگو براى آن از شما مزدى نمى‏طلبم، مگر اینكه كسى بخواهد كه به سوى پروردگارش راه برد

وَتَوَكَّلْ عَلَى الْحَیِّ الَّذِی لَا یَمُوتُ وَسَبِّحْ بِحَمْدِهِ وَكَفَى بِهِ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِیرًا ﴿۵۸﴾

فولادوند: و بر آن زنده كه نمى‏میرد توكل كن و به ستایش او تسبیح گوى و همین بس كه او به گناهان بندگانش آگاه است

مکارم: و توكل بر خداوندی كن كه هرگز نمی‏میرد، و تسبیح و حمد او به جای آور، و همین بس كه او از گناهان بندگانش آگاه است.

خرمشاهی: و بر [خداوند] زنده‏اى كه نمى‏میرد توكل كن و شاكرانه او را تسبیح گوى و او به گناهان بندگانش بس آگاه است‏

الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ الرَّحْمَنُ فَاسْأَلْ بِهِ خَبِیرًا ﴿۵۹﴾

فولادوند: همان كسى كه آسمانها و زمین و آنچه را كه میان آن دو است در شش روز آفرید آنگاه بر عرش استیلا یافت رحمتگر عام [اوست] در باره وى از خبره‏اى بپرس [كه مى‏داند]

مکارم: او خدائی است كه آسمانها و زمین و آنچه را در میان ایندو است در شش روز (شش دوران) آفرید، سپس بر عرش قدرت قرار گرفت (و به تدبیر جهان پرداخت) او خداوند رحمن است از او بخواه كه از همه چیز آگاه است.

خرمشاهی: همان كسى كه آسمانها و زمین و مابین آنها را در شش روز آفرید و سپس بر عرش استیلاء یافت، اوست خداوند رحمان، و درباره‏اش از [فردى‏] آگاه بپرس‏

وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمَنِ قَالُوا وَمَا الرَّحْمَنُ أَنَسْجُدُ لِمَا تَأْمُرُنَا وَزَادَهُمْ نُفُورًا ﴿۶۰﴾

فولادوند: و چون به آنان گفته شود [خداى] رحمان را سجده كنید مى‏گویند رحمان چیست آیا براى چیزى كه ما را [بدان] فرمان مى‏دهى سجده كنیم و بر رمیدنشان مى‏افزاید

مکارم: و هنگامی كه به آنها گفته شود برای خداوند رحمان سجده كنید می‏گویند رحمان چیست؟! (ما اصلا رحمن را نمی‏شناسیم) ما برای چیزی سجده كنیم كه تو به ما دستور می‏دهی. (این سخن را می‏گویند) و بر نفرتشان افزوده می‏شود!

خرمشاهی: و چون به آنان گفته شود به خداوند رحمان سجده برید، گویند رحمان دیگر كیست، آیا به چیزى كه تو مى‏فرمایى سجده بریم؟ و بر رمیدگیشان مى‏افزاید

تَبَارَكَ الَّذِی جَعَلَ فِی السَّمَاء بُرُوجًا وَجَعَلَ فِیهَا سِرَاجًا وَقَمَرًا مُّنِیرًا ﴿۶۱﴾

فولادوند: [فرخنده و] بزرگوار است آن كسى كه در آسمان برجهایى نهاد و در آن چراغ و ماهى نوربخش قرار داد

مکارم: جاودان و پر بركت است آن خدائی كه در آسمانها برجهائی قرار داد، و در میان آن چراغ روشن و ماه نور بخشی آفرید.

خرمشاهی: بزرگا كسى كه در آسمان برجهایى آفریده است و در آنها چراغى و ماهى تابان قرار داده است‏

وَهُوَ الَّذِی جَعَلَ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ خِلْفَةً لِّمَنْ أَرَادَ أَن یَذَّكَّرَ أَوْ أَرَادَ شُكُورًا ﴿۶۲﴾

فولادوند: و اوست كسى كه براى هر كس كه بخواهد عبرت گیرد یا بخواهد سپاسگزارى نماید شب و روز را جانشین یكدیگر گردانید

مکارم: او كسی است كه شب و روز را جانشین یكدیگر قرار داد برای آنها كه بخواهند متذكر شوند یا شكرگزاری كنند.

خرمشاهی: و او كسى است كه شب و روز را پیایند همدیگر آفرید، تا هر كه خواهد پند گیرد یا خواهد سپاس گزارد

وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا ﴿۶۳﴾

فولادوند: و بندگان خداى رحمان كسانى‏اند كه روى زمین به نرمى گام برمى‏دارند و چون نادانان ایشان را طرف خطاب قرار دهند به ملایمت پاسخ مى‏دهند

مکارم: بندگان خاص خداوند رحمن آنها هستند كه با آرامش و بیتكبر بر زمین راه می‏روند و هنگامی كه جاهلان آنها را مخاطب سازند به آنها سلام می‏گویند (و با بیاعتنائی و بزرگواری می‏گذرند).

خرمشاهی: و بندگان خداى رحمان كسانى‏اند كه روى زمین فروتنانه راه مى‏روند، و چون نادانان ایشان را مخاطب سازند، سلیمانه پاسخ دهند

وَالَّذِینَ یَبِیتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَقِیَامًا ﴿۶۴﴾

فولادوند: و آنانند كه در حال سجده یا ایستاده شب را به روز مى‏آورند

مکارم: آنها كسانی هستند كه شبانگاه برای پروردگارشان سجده و قیام می‏كنند.

خرمشاهی: و كسانى كه براى پروردگارشان به سجده و قیام شب زنده‏دارى كنند

وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا ﴿۶۵﴾

فولادوند: و كسانى‏اند كه مى‏گویند پروردگارا عذاب جهنم را از ما بازگردان كه عذابش سخت و دایمى است

مکارم: آنها كسانی هستند كه می‏گویند پروردگارا عذاب جهنم را از ما بر طرف گردان كه عذابش سخت و پر دوام است!

خرمشاهی: و كسانى كه گویند پروردگارا از ما عذاب جهنم را بگردان، چرا كه عذاب آن سخت و سنگین است‏

إِنَّهَا سَاءتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا ﴿۶۶﴾

فولادوند: و در حقیقت آن بد قرارگاه و جایگاهى است

مکارم: آن بد جایگاه و بد محل اقامتی است.

خرمشاهی: آن بد جایگاه و منزلگاهى است‏

وَالَّذِینَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَلَمْ یَقْتُرُوا وَكَانَ بَیْنَ ذَلِكَ قَوَامًا ﴿۶۷﴾

فولادوند: و كسانى‏اند كه چون انفاق كنند نه ولخرجى مى‏كنند و نه تنگ مى‏گیرند و میان این دو [روش] حد وسط را برمى‏گزینند

مکارم: آنها كسانی هستند كه هر گاه انفاق كنند نه اسراف می‏كنند و نه سختگیری، بلكه در میان ایندو حد اعتدالی دارند.

خرمشاهی: و كسانى كه چون انفاق كنند، اسراف نمى‏كنند و بخل نمى‏ورزند و در میان این دو اعتدالى هست‏

وَالَّذِینَ لَا یَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ وَلَا یَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَا یَزْنُونَ وَمَن یَفْعَلْ ذَلِكَ یَلْقَ أَثَامًا ﴿۶۸﴾

فولادوند: و كسانى‏اند كه با خدا معبودى دیگر نمى‏خوانند و كسى را كه خدا [خونش را] حرام كرده است جز به حق نمى‏كشند و زنا نمى‏كنند و هر كس اینها را انجام دهد سزایش را ریافت‏خواهد كرد

مکارم: آنها كسانی هستند كه معبود دیگری را با خداوند نمی‏خوانند، و انسانی را كه خداوند خونش را حرام شمرده جز به حق به قتل نمی‏رسانند، و زنا نمی‏كنند، و هر كس چنین كند مجازاتش را خواهد دید.

خرمشاهی: و كسانى كه در جنب خداوند خداى دیگرى را نمى‏پرستند و هیچ نفسى را كه خداوند [كشتنش را] حرام داشته، جز به حق نمى‏كشند، و زنا نمى‏كنند، و هر كس چنین كند [عقوبت‏] گناه را خواهد دید

یُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَیَخْلُدْ فِیهِ مُهَانًا ﴿۶۹﴾

فولادوند: براى او در روز قیامت عذاب دو چندان مى‏شود و پیوسته در آن خوار مى‏ماند

مکارم: چنین كسی عذاب او در قیامت مضاعف می‏گردد، و با خواری همیشه در آن خواهد ماند.

خرمشاهی: در روز قیامت عذابش دو چندان شود، و به خوارى و زارى جاودانه در آن [عذاب‏] بماند

إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُوْلَئِكَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا ﴿۷۰﴾

فولادوند: مگر كسى كه توبه كند و ایمان آورد و كار شایسته كند پس خداوند بدیهایشان را به نیكیها تبدیل مى‏كند و خدا همواره آمرزنده مهربان است

مکارم: مگر كسی كه توبه كند و ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد كه خداوند گناهان این گروه را به حسنات تبدیل می‏كند. و خداوند آمرزنده و مهربان است.

خرمشاهی: مگر كسى كه توبه كند و ایمان ورزد و عملى صالح پیشه كند، و اینان كسانى هستند كه خداوند سیئاتشان را به حسنات بدل مى‏كند، و خداوند آمرزگار مهربان است‏

وَمَن تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ یَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابًا ﴿۷۱﴾

فولادوند: و هر كس توبه كند و كار شایسته انجام دهد در حقیقت به سوى خدا بازمى‏گردد

مکارم: و كسی كه توبه كند و عمل صالح بجا آورد به سوی خدا بازگشت می‏كند (و پاداش خود را از او می‏گیرد).

خرمشاهی: و هر كس توبه كند و عمل صالح پیشه كند، حقا كه به درگاه خداوند چنانكه باید و شاید توبه كرده است‏

وَالَّذِینَ لَا یَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا ﴿۷۲﴾

فولادوند: و كسانى‏اند كه گواهى دروغ نمى‏دهند و چون بر لغو بگذرند با بزرگوارى مى‏گذرند

مکارم: آنها كسانی هستند كه شهادت به باطل نمی‏دهند (و در مجالس ‍ باطل شركت نمی‏كنند) و هنگامی كه با لغو و بیهودگی برخورد كنند بزرگوارانه از آن می‏گذرند.

خرمشاهی: و نیز كسانى كه در مجلس باطل حضور نیابند و چون بر امرى لغو بگذرند كریمانه بگذرند

وَالَّذِینَ إِذَا ذُكِّرُوا بِآیَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ یَخِرُّوا عَلَیْهَا صُمًّا وَعُمْیَانًا ﴿۷۳﴾

فولادوند: و كسانى‏اند كه چون به آیات پروردگارشان تذكر داده شوند كر و كور روى آن نمى‏افتند

مکارم: آنها كسانی هستند كه هر گاه آیات پروردگارشان به آنها گوشزد شود كر و كور روی آن نمی‏افتند!

خرمشاهی: و كسانى كه چون آیات پروردگارشان را فرایادشان دهند، هنگام شنیدن آن ناشنواوار و نابیناوار به سجده درنیایند

وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا ﴿۷۴﴾

فولادوند: و كسانى‏اند كه مى‏گویند پروردگارا به ما از همسران و فرزندانمان آن ده كه مایه روشنى چشمان [ما] باشد و ما را پیشواى پرهیزگاران گردان

مکارم: آنها كسانی هستند كه می‏گویند پروردگارا از همسران و فرزندان ما، مایه روشنی چشم ما قرار ده و ما را پیشوای پرهیزگاران بنما!

خرمشاهی: و كسانى كه گویند پروردگارا به ما از همسرانمان و زاد و رودمان مایه روشنى چشم ببخش، و ما را پیشواى پرهیزگاران قرار ده‏

أُوْلَئِكَ یُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَیُلَقَّوْنَ فِیهَا تَحِیَّةً وَسَلَامًا ﴿۷۵﴾

فولادوند: اینانند كه به پاس آنكه صبر كردند غرفه[هاى بهشت را] پاداش خواهند یافت و در آنجا با سلام و درود مواجه خواهند شد

مکارم: آنها هستند كه درجات عالی بهشت در برابر شكیبائیشان به آنان پاداش داده می‏شود. و در آن با تحیت و سلام روبرو می‏شوند.

خرمشاهی: اینانند كه غرفه‏هاى بهشتى را به خاطر صبرى كه [در شداید] ورزیده‏اند، نصیب مى‏برند، و در آنجا با تحیت و سلام روبه‏رو مى‏شوند

خَالِدِینَ فِیهَا حَسُنَتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا ﴿۷۶﴾

فولادوند: در آنجا جاودانه خواهند ماند چه خوش قرارگاه و مقامى

مکارم: جاودانه در آن خواهند ماند، چه قرارگاه خوب و چه محل اقامت جالبی!

خرمشاهی: جاودانه در آنند، چه نیكو جایگاه و منزلگاهى است‏

قُلْ مَا یَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ یَكُونُ لِزَامًا ﴿۷۷﴾

فولادوند: بگو اگر دعاى شما نباشد پروردگارم هیچ اعتنایى به شما نمى‏كند در حقیقت‏شما به تكذیب پرداخته‏اید و به زودى [عذاب بر شما] لازم خواهد شد

مکارم: بگو پروردگار من برای شما ارجی قائل نیست اگر دعای شما نباشد، شما (آیات خدا و پیامبران را) تكذیب كردید و دامان شما را خواهد گرفت و از شما جدا نخواهد شد.

خرمشاهی: بگو اگر دعایتان نباشد، پروردگار من به شما اعتنایى ندارد، و به راستى كه [حقایق‏] را دروغ انگاشته‏اید، و زودا كه [عذابتان‏] گریبانگیر شود



نوع مطلب : قرآن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند رحمتگر مهربان

طسم ﴿۱﴾

فولادوند: طا سین میم

مکارم: طسم

خرمشاهی: طسم طا سین میم

تِلْكَ آیَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِینِ ﴿۲﴾

فولادوند: این است آیه‏هاى كتاب روشنگر

مکارم: این آیات كتاب مبین است.

خرمشاهی: این آیات كتاب روشنگرست‏

لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ أَلَّا یَكُونُوا مُؤْمِنِینَ ﴿۳﴾

فولادوند: شاید تو از اینكه [مشركان] ایمان نمى‏آورند جان خود را تباه سازى

مکارم: گوئی می‏خواهی جان خود را از شدت اندوه از دست دهی بخاطر اینكه آنها ایمان نمی‏آورند.

خرمشاهی: چه بسا تو جانت را مى‏فرسایى كه چرا [مشركان‏] مؤمن نمى‏شوند

إِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِم مِّن السَّمَاء آیَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِینَ ﴿۴﴾

فولادوند: اگر بخواهیم معجزه‏اى از آسمان بر آنان فرود مى‏آوریم تا در برابر آن گردنهایشان خاضع گردد

مکارم: اگر ما اراده كنیم از آسمان بر آنها آیه‏ای نازل می‏كنیم كه گردنهایشان در برابر آن خاضع گردد!

خرمشاهی: اگر معجزه‏اى از آسمان بر آنان نازل مى‏كنیم، آنگاه گردنهایشان را [به تسلیم‏] در برابر آن فرود خواهند آورد

وَمَا یَأْتِیهِم مِّن ذِكْرٍ مِّنَ الرَّحْمَنِ مُحْدَثٍ إِلَّا كَانُوا عَنْهُ مُعْرِضِینَ ﴿۵﴾

فولادوند: و هیچ تذكر جدیدى از سوى [خداى] رحمان برایشان نیامد جز اینكه همواره از آن روى برمى‏تافتند

مکارم: و هر ذكر تازه‏ای از سوی خداوند رحمان برای آنها بیاید از آن اعراض می‏كنند.

خرمشاهی: و هیچ یادى نوپدید از سوى خداى رحمان براى آنان نیامد مگر آنكه از آن رویگردان بودند

فَقَدْ كَذَّبُوا فَسَیَأْتِیهِمْ أَنبَاء مَا كَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِئُون ﴿۶﴾

فولادوند: [آنان] در حقیقت به تكذیب پرداختند و به زودى خبر آنچه كه بدان ریشخند مى كردند بدیشان خواهد رسید

مکارم: آنها تكذیب كردند، اما به زودی اخبار آنچه را به استهزاء می‏گرفتند به آنان می‏رسد (و از مجازاتش با خبر خواهند شد).

خرمشاهی: به راستى كه آن را دروغ انگاشتند، زودا كه خبر [و نتیجه‏] آنچه ریشخندش مى‏كردند برایشان بیاید

أَوَلَمْ یَرَوْا إِلَى الْأَرْضِ كَمْ أَنبَتْنَا فِیهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِیمٍ ﴿۷﴾

فولادوند: مگر در زمین ننگریسته‏اند كه چه قدر در آن از هر گونه جفتهاى زیبا رویانیده‏ایم

مکارم: آیا آنها به زمین نگاه نكردند، چه اندازه در آن از انواع گیاهان آفریدیم.

خرمشاهی: آیا به زمین ننگریسته‏اند كه چه بسیار در آن از هر جفت ارزشمندى رویانده‏ایم‏

إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِینَ ﴿۸﴾

فولادوند: قطعا در این [هنرنمایى] عبرتى است و[لى] بیشترشان ایمان‏آورنده نیستند

مکارم: در این نشانه روشنی است (بر وجود خدا) ولی اكثر آنها هرگز نبوده‏اند.

خرمشاهی: بى‏گمان در این مایه عبرتى هست، ولى بیشترینه آنان مؤمن نیستند

وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ ﴿۹﴾

فولادوند: و در حقیقت پروردگار تو همان شكست‏ناپذیر مهربان است

مکارم: پروردگار تو عزیز و رحیم است.

خرمشاهی: و بى‏گمان پروردگارت پیروزمند مهربان است‏

وَإِذْ نَادَى رَبُّكَ مُوسَى أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ ﴿۱۰﴾

فولادوند: و [یاد كن] هنگامى را كه پروردگارت موسى را ندا درداد كه به سوى قوم ستمكار برو

مکارم: به خاطر بیاور هنگامی كه پروردگارت موسی را ندا داد كه به سراغ آن قوم ستمگر برو.

خرمشاهی: و چنین بود كه پروردگارت به موسى ندا در داد كه به سوى قوم ستم‏پیشه برو

قَوْمَ فِرْعَوْنَ أَلَا یَتَّقُونَ ﴿۱۱﴾

فولادوند: قوم فرعون آیا پروا ندارند

مکارم: قوم فرعون، آیا آنها (از مخالفت فرمان پروردگار) پرهیز نمی‏كنند؟!

خرمشاهی: قوم فرعون، كه آیا پروا نمى‏كنید؟

قَالَ رَبِّ إِنِّی أَخَافُ أَن یُكَذِّبُونِ ﴿۱۲﴾

فولادوند: گفت پروردگارا مى‏ترسم مرا تكذیب كنند

مکارم: (موسی) عرض كرد پروردگارا من از آن بیم دارم كه مرا تكذیب كنند.

خرمشاهی: گفت پروردگارا من مى‏ترسم كه مرا دروغگو بینگارند

وَیَضِیقُ صَدْرِی وَلَا یَنطَلِقُ لِسَانِی فَأَرْسِلْ إِلَى هَارُونَ ﴿۱۳﴾

فولادوند: و سینه‏ام تنگ مى‏گردد و زبانم باز نمى‏شود پس به سوى هارون بفرست

مکارم: و سینه‏ام تنگ می‏شود، و زبانم به قدر كافی گویا نیست (به برادرم) هارون نیز رسالت ده (تا مرا یاری كند).

خرمشاهی: و دلم تنگ مى‏شود و زبانم گشاده نیست، پس به هارون نیز [براى همكارى‏] پیام بفرست‏

وَلَهُمْ عَلَیَّ ذَنبٌ فَأَخَافُ أَن یَقْتُلُونِ ﴿۱۴﴾

فولادوند: و [از طرفى] آنان بر [گردن] من خونى دارند و مى‏ترسم مرا بكشند

مکارم: و آنها (به اعتقاد خودشان) بر من گناهی دارند می‏ترسم مرا به قتل برسانند (و این رسالت به پایان نرسد).

خرمشاهی: و آنان را بر من [ادعاى‏] گناهى هست، لذا مى‏ترسم كه مرا بكشند

قَالَ كَلَّا فَاذْهَبَا بِآیَاتِنَا إِنَّا مَعَكُم مُّسْتَمِعُونَ ﴿۱۵﴾

فولادوند: فرمود نه چنین نیست نشانه‏هاى ما را [براى آنان] ببرید كه ما با شما شنونده‏ایم

مکارم: فرمود چنین نیست (آنها كاری نمی‏توانند انجام دهند) شما هر دو با آیات ما (برای هدایت آنان) بروید ما با شما هستیم و (سخنانتان را) می‏شنویم.

خرمشاهی: فرمود چنین نیست معجزات ما را [همراه‏] ببرید، ما خود همراه شما شنوا هستیم‏

فَأْتِیَا فِرْعَوْنَ فَقُولَا إِنَّا رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿۱۶﴾

فولادوند: پس به سوى فرعون بروید و بگویید ما پیامبر پروردگار جهانیانیم

مکارم: به سراغ فرعون بروید و بگوئید ما فرستاده پروردگار جهانیان هستیم.

خرمشاهی: به سوى فرعون بروید و بگویید ما پیامبر پروردگار جهانیان هستیم‏

أَنْ أَرْسِلْ مَعَنَا بَنِی إِسْرَائِیلَ ﴿۱۷﴾

فولادوند: فرزندان اسرائیل را با ما بفرست

مکارم: بنی اسرائیل را با ما بفرست.

خرمشاهی: براى اینكه را همراه ما بفرستى‏

قَالَ أَلَمْ نُرَبِّكَ فِینَا وَلِیدًا وَلَبِثْتَ فِینَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِینَ ﴿۱۸﴾

فولادوند: [فرعون] گفت آیا تو را از كودكى در میان خود نپروردیم و سالیانى چند از عمرت را پیش ما نماندى

مکارم: (فرعون) گفت: آیا ما تو را در كودكی در میان خود پرورش ‍ ندادیم ؟ و سالهائی از عمرت را در میان ما نبودی ؟

خرمشاهی: [فرعون‏] گفت آیا تو را در كودكى در میان خود پرورش ندادیم؟ و سالهایى از عمرت را در نزد ما به سر نبردى؟

وَفَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِی فَعَلْتَ وَأَنتَ مِنَ الْكَافِرِینَ ﴿۱۹﴾

فولادوند: و [سرانجام] كار خود را كردى و تو از ناسپاسانى

مکارم: و (سرانجام) آن كارت را (كه نمی‏بایست انجام دهی) انجام دادی (و یك نفر از ما را كشتی) و تو از كافران بودی!

خرمشاهی: و كارى را كه كرده بودى كردى و تو از كافر [نعمت‏]انى‏

قَالَ فَعَلْتُهَا إِذًا وَأَنَا مِنَ الضَّالِّینَ ﴿۲۰﴾

فولادوند: گفت آن را هنگامى مرتكب شدم كه از گمراهان بودم

مکارم: (موسی) گفت: من آن كار را انجام دادم در حالی كه از بیخبران بودم.

خرمشاهی: گفت آن كار را در هنگامى مى‏كردم كه از سرگشتگان بودم‏

فَفَرَرْتُ مِنكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِی رَبِّی حُكْمًا وَجَعَلَنِی مِنَ الْمُرْسَلِینَ ﴿۲۱﴾

فولادوند: و چون از شما ترسیدم از شما گریختم تا پروردگارم به من دانش بخشید و مرا از پیامبران قرار داد

مکارم: و به دنبال آن هنگامی كه از شما ترسیدم فرار كردم و پروردگار من به من دانش بخشید و مرا از پیامبران قرار داد.

خرمشاهی: آنگاه چون از شما ترسیدم از شما گریختم، سپس پروردگارم به من حكمت بخشید و مرا از پیامبران گردانید

وَتِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَیَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِی إِسْرَائِیلَ ﴿۲۲﴾

فولادوند: و [آیا] اینكه فرزندان اسرائیل را بنده [خود] ساخته‏اى نعمتى است كه منتش را بر من مى‏نهى

مکارم: آیا این منتی است كه تو بر من می‏گذاری كه بنی اسرائیل را برده خود ساخته‏ای؟!

خرمشاهی: و آیا این نعمتى است كه بر من منت مى‏نهى كه بنى‏اسرائیل را به بردگى كشانده‏اى؟

قَالَ فِرْعَوْنُ وَمَا رَبُّ الْعَالَمِینَ ﴿۲۳﴾

فولادوند: فرعون گفت و پروردگار جهانیان چیست

مکارم: فرعون گفت پروردگار عالمیان چیست؟!

خرمشاهی: فرعون گفت و "پروردگار جهانیان" دیگر چیست؟

قَالَ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَیْنَهُمَا إن كُنتُم مُّوقِنِینَ ﴿۲۴﴾

فولادوند: گفت پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است‏اگر اهل یقین باشید

مکارم: (موسی) گفت پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان این دو است، اگر اهل یقین هستید.

خرمشاهی: گفت اگر ایقان داشته باشید، پروردگار آسمانها و زمین است و آنچه در میان آنهاست‏

قَالَ لِمَنْ حَوْلَهُ أَلَا تَسْتَمِعُونَ ﴿۲۵﴾

فولادوند: [فرعون] به كسانى كه پیرامونش بودند گفت آیا نمى‏شنوید

مکارم: (فرعون) به اطرافیانش گفت، آیا نمی‏شنوید این مرد چه می‏گوید؟

خرمشاهی: [فرعون‏] به اطرافیانش گفت آیا نمى‏شنوید؟

قَالَ رَبُّكُمْ وَرَبُّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِینَ ﴿۲۶﴾

فولادوند: [موسى دوباره] گفت پروردگار شما و پروردگار پدران پیشین شما

مکارم: (موسی) گفت پروردگار شما و پروردگار نیاكان شما.

خرمشاهی: [موسى‏] گفت پروردگار شما و پروردگار نیاكان نخستین شما

قَالَ إِنَّ رَسُولَكُمُ الَّذِی أُرْسِلَ إِلَیْكُمْ لَمَجْنُونٌ ﴿۲۷﴾

فولادوند: [فرعون] گفت واقعا این پیامبرى كه به سوى شما فرستاده شده سخت دیوانه است

مکارم: (فرعون) گفت پیامبری كه به سوی شما فرستاده شده دیوانه است.

خرمشاهی: [فرعون‏] گفت بى‏شك پیامبرتان كه به سوى شما فرستاده شده است، دیوانه است‏

قَالَ رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَمَا بَیْنَهُمَا إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ ﴿۲۸﴾

فولادوند: [موسى] گفت پروردگار خاور و باختر و آنچه میان آن دو است‏اگر تعقل كنید

مکارم: (موسی) گفت او پروردگار مشرق و مغرب و آنچه در میان این دو است می‏باشد اگر شما عقل و اندیشه خود را به كار می‏گرفتید.

خرمشاهی: [موسى‏] گفت اگر تعقل كنید [او] پروردگار مشرق و مغرب است و آنچه در میان آنهاست‏

قَالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلَهًا غَیْرِی لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِینَ ﴿۲۹﴾

فولادوند: [فرعون] گفت اگر خدایى غیر از من اختیار كنى قطعا تو را از [جمله] زندانیان خواهم ساخت

مکارم: فرعون خشمگین شد و گفت: اگر معبودی غیر از من برگزینی تو را از زندانیان قرار خواهم داد.

خرمشاهی: [فرعون‏] گفت اگر خدایى جز من برگزینى، تو را از زندانیان خواهم ساخت‏

قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكَ بِشَیْءٍ مُّبِینٍ ﴿۳۰﴾

فولادوند: گفت گر چه براى تو چیزى آشكار بیاورم

مکارم: (موسی) گفت: حتی اگر نشانه آشكاری برای رسالتم برای تو بیاورم ؟

خرمشاهی: [موسى‏] گفت ولو معجزه‏اى آشكار برایت بیاورم؟

قَالَ فَأْتِ بِهِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِینَ ﴿۳۱﴾

فولادوند: گفت اگر راست مى‏گویى آن را بیاور

مکارم: گفت: اگر راست می‏گوئی آنرا بیاور!

خرمشاهی: [فرعون‏] گفت اگر راست مى‏گویى بیاورش‏

فَأَلْقَى عَصَاهُ فَإِذَا هِیَ ثُعْبَانٌ مُّبِینٌ ﴿۳۲﴾

فولادوند: پس عصاى خود بیفكند و بناگاه آن اژدرى نمایان شد

مکارم: در این هنگام موسی عصای خود را افكند و مار عظیم و آشكاری شد.

خرمشاهی: آنگاه [موسى‏] عصایش را درانداخت و ناگهان به صورت اژدهایى آشكار درآمد

وَنَزَعَ یَدَهُ فَإِذَا هِیَ بَیْضَاء لِلنَّاظِرِینَ ﴿۳۳﴾

فولادوند: و دستش را بیرون كشید و بناگاه آن براى تماشاگران سپید مى‏نمود

مکارم: و دست خود را در گریبان فرو برد و بیرون آورد در برابر بینندگان سفید و روشن بود.

خرمشاهی: و دستش را [از گریبانش‏] بیرون آورد، و ناگهان سپید و درخشان در دید تماشاگران پدیدار شد

قَالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ عَلِیمٌ ﴿۳۴﴾

فولادوند: [فرعون] به سرانى كه پیرامونش بودند گفت واقعا این ساحرى بسیار داناست

مکارم: (فرعون) به گروهی كه اطراف او بودند گفت: این ساحر آگاه و ماهری است!

خرمشاهی: [فرعون‏] به بزرگان پیرامونش گفت این [مرد] جادوگرى داناست‏

یُرِیدُ أَن یُخْرِجَكُم مِّنْ أَرْضِكُم بِسِحْرِهِ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ ﴿۳۵﴾

فولادوند: مى‏خواهد با سحر خود شما را از سرزمینتان بیرون كند اكنون چه راى مى‏دهید

مکارم: او می‏خواهد شما را از سرزمینتان با سحرش بیرون كند شما چه نظر می‏دهید؟

خرمشاهی: مى‏خواهد شما را با جادویش از سرزمینتان آواره كند، تا رأى شما چه باشد

قَالُوا أَرْجِهِ وَأَخَاهُ وَابْعَثْ فِی الْمَدَائِنِ حَاشِرِینَ ﴿۳۶﴾

فولادوند: گفتند او و برادرش را در بند دار و گردآورندگان را به شهرها بفرست

مکارم: گفتند: او و برادرش را مهلت ده و به تمام شهرها ماموران برای بسیج اعزام كن.

خرمشاهی: گفتند او و برادرش را [به نحوى‏] بازدار و گردآورندگان [جادوگران‏] را به شهرها بفرست‏

یَأْتُوكَ بِكُلِّ سَحَّارٍ عَلِیمٍ ﴿۳۷﴾

فولادوند: تا هر ساحر ماهرى را نزد تو بیاورند

مکارم: تا هر ساحر ماهری را نزد تو آورند.

خرمشاهی: تا هر جادوگر دانایى را به حضورت بیاورند

فَجُمِعَ السَّحَرَةُ لِمِیقَاتِ یَوْمٍ مَّعْلُومٍ ﴿۳۸﴾

فولادوند: پس ساحران براى موعد روزى معلوم گردآورى شدند

مکارم: سرانجام ساحران برای وعده گاه روز معینی جمع آوری شدند.

خرمشاهی: آنگاه جادوگران در موعد روزى معین گرد آورده شدند

وَقِیلَ لِلنَّاسِ هَلْ أَنتُم مُّجْتَمِعُونَ ﴿۳۹﴾

فولادوند: و به توده مردم گفته شد آیا شما هم جمع خواهید شد

مکارم: و به مردم گفته شد آیا شما نیز (در این صحنه) اجتماع می‏كنید.

خرمشاهی: و به مردم گفته شد آیا شما هم جمع مى‏شوید؟

لَعَلَّنَا نَتَّبِعُ السَّحَرَةَ إِن كَانُوا هُمُ الْغَالِبِینَ ﴿۴۰﴾

فولادوند: بدین امید كه اگر ساحران غالب شدند از آنان پیروى كنیم

مکارم: تا اگر ساحران پیروز شوند ما از آنان پیروی كنیم.

خرمشاهی: باشد كه اگر جادوگران پیروز شدند از آنان پیروى كنیم‏

فَلَمَّا جَاء السَّحَرَةُ قَالُوا لِفِرْعَوْنَ أَئِنَّ لَنَا لَأَجْرًا إِن كُنَّا نَحْنُ الْغَالِبِینَ ﴿۴۱﴾

فولادوند: و چون ساحران پیش فرعون آمدند گفتند آیا اگر ما غالب آییم واقعا براى ما مزدى خواهد بود

مکارم: هنگامی كه ساحران آمدند، به فرعون گفتند: آیا اگر پیروز شویم پاداش مهمی خواهیم داشت ؟

خرمشاهی: چون جادوگران [گرد] آمدند به فرعون گفتند آیا اگر ما پیروز شویم، پاداشى داریم؟

قَالَ نَعَمْ وَإِنَّكُمْ إِذًا لَّمِنَ الْمُقَرَّبِینَ ﴿۴۲﴾

فولادوند: گفت آرى و در آن صورت شما حتما از [زمره] مقربان خواهید شد

مکارم: گفت آری، و شما در این صورت از مقربان خواهید بود!

خرمشاهی: [فرعون‏] گفت آرى و شما در آن صورت از نزدیكان [من‏] خواهید بود

قَالَ لَهُم مُّوسَى أَلْقُوا مَا أَنتُم مُّلْقُونَ ﴿۴۳﴾

فولادوند: موسى به آنان گفت آنچه را شما مى‏اندازید بیندازید

مکارم: (روز موعود فرا رسید و همگی جمع شدند، موسی رو به ساحران كرد و) گفت: آنچه را می‏خواهید بیفكنید، بیفكنید!

خرمشاهی: موسى به آنان گفت چیزى را كه اندازنده‏اش هستید، بیندازید

فَأَلْقَوْا حِبَالَهُمْ وَعِصِیَّهُمْ وَقَالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغَالِبُونَ ﴿۴۴﴾

فولادوند: پس ریسمانها و چوبدستى‏هایشان را انداختند و گفتند به عزت فرعون كه ما حتما پیروزیم

مکارم: آنها طنابها و عصاهای خود را افكندند و گفتند به عزت فرعون، قطعا پیروزیم!

خرمشاهی: آنگاه ریسمانها و چوبدستى‏هایشان را در انداختند و گفتند به جاه و جلال فرعون كه ما پیروز خواهیم شد

فَأَلْقَى مُوسَى عَصَاهُ فَإِذَا هِیَ تَلْقَفُ مَا یَأْفِكُونَ ﴿۴۵﴾

فولادوند: پس موسى عصایش را انداخت و بناگاه هر چه را به دروغ برساخته بودند بلعید

مکارم: سپس موسی عصایش را افكند، ناگهان تمام وسایل دروغین آنها را بلعید!

خرمشاهی: سپس موسى عصایش را درانداخت [كه اژدها شد] و ناگهان برساخته‏هایشان را فرو بلعید

فَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ سَاجِدِینَ ﴿۴۶﴾

فولادوند: در نتیجه ساحران به حالت‏سجده درافتادند

مکارم: ساحران همگی فورا به سجده افتادند.

خرمشاهی: و جادوگران به سجده افتادند

قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿۴۷﴾

فولادوند: گفتند به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم

مکارم: گفتند ما به پروردگار عالمیان ایمان آوردیم.

خرمشاهی: گفتند به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم‏

رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ ﴿۴۸﴾

فولادوند: پروردگار موسى و هارون

مکارم: پروردگار موسی و هارون.

خرمشاهی: پروردگار موسى و هارون‏

قَالَ آمَنتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِیرُكُمُ الَّذِی عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِینَ ﴿۴۹﴾

فولادوند: گفت [آیا] پیش از آنكه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید قطعا او همان بزرگ شماست كه به شما سحر آموخته است به زودى خواهید دانست‏حتما دستها و پاهاى شما را از چپ و راست‏خواهم برید و همه‏تان را به دار خواهم آویخت

مکارم: (فرعون) گفت: آیا به او ایمان آوردید پیش از آن كه به شما اجازه دهم؟! مسلما او بزرگ و استاد شما است كه به شما سحر آموخته، اما به زودی خواهید دانست كه دستها و پاهای شما را به طور مختلف قطع می‏كنم، و همه شما را به دار می‏آویزم.

خرمشاهی: [فرعون‏] گفت آیا پیش از آنكه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید، بى‏شك او بزرگتر [و آموزگار] شماست كه به شما جادوگرى آموخته است به زودى خواهید دانست، دستان و پاهایتان را در خلاف جهت همدیگر خواهم برید، سپس همگى‏تان را به دار خواهم زد

قَالُوا لَا ضَیْرَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ ﴿۵۰﴾

فولادوند: گفتند باكى نیست ما روى به سوى پروردگار خود مى‏آوریم

مکارم: گفتند: مهم نیست (هر كار از دستت ساخته است بكن) ما به سوی پروردگارمان باز می‏گردیم.

خرمشاهی: [جادوگران‏] گفتند باكى نیست، ما به پروردگارمان روى آورده‏ایم‏

إِنَّا نَطْمَعُ أَن یَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَایَانَا أَن كُنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِینَ ﴿۵۱﴾

فولادوند: ما امیدواریم كه پروردگارمان گناهانمان را بر ما ببخشاید [چرا] كه نخستین ایمان‏آورندگان بودیم

مکارم: ما امیدواریم پروردگارمان خطاهای ما را به بخشد، كه ما نخستین ایمان آورندگان بودیم.

خرمشاهی: ما امید داریم كه پروردگارمان خطاهاى ما را ببخشد چرا كه نخستین ایمان آورندگان بوده‏ایم‏

وَأَوْحَیْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِی إِنَّكُم مُّتَّبَعُونَ ﴿۵۲﴾

فولادوند: و به موسى وحى كردیم كه بندگان مرا شبانه حركت ده زیرا شما مورد تعقیب قرار خواهید گرفت

مکارم: ما به موسی وحی فرستادیم كه بندگان مرا شبانه از مصر كوچ ده، و آنها شما را تعقیب خواهند كرد.

خرمشاهی: و به موسى وحى كردیم كه بندگان مرا شبانه روانه كن، كه شما تعقیب مى‏شوید

فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِی الْمَدَائِنِ حَاشِرِینَ ﴿۵۳﴾

فولادوند: پس فرعون ماموران جمع‏آورى [خود را] به شهرها فرستاد

مکارم: فرعون (از این ماجرا آگاه شد و) ماموران به شهرها فرستاد تا نیرو جمع كند.

خرمشاهی: آنگاه فرعون گردآورندگان را به شهرها فرستاد

إِنَّ هَؤُلَاء لَشِرْذِمَةٌ قَلِیلُونَ ﴿۵۴﴾

فولادوند: [و گفت] اینها عده‏اى ناچیزند

مکارم: (و گفت) اینها گروهی اندكند.

خرمشاهی: [آنان درباره یاران موسى‏] گفتند اینان گروهكى اندكشمارند

وَإِنَّهُمْ لَنَا لَغَائِظُونَ ﴿۵۵﴾

فولادوند: و راستى آنها ما را بر سر خشم آورده‏اند

مکارم: و اینها ما را به خشم آورده‏اند.

خرمشاهی: و ایشان ما را به خشم آورده‏اند

وَإِنَّا لَجَمِیعٌ حَاذِرُونَ ﴿۵۶﴾

فولادوند: و[لى] ما همگى به حال آماده‏باش درآمده‏ایم

مکارم: و ما همگی آماده پیكاریم.

خرمشاهی: و ما انبوهى مسلح هستیم‏

فَأَخْرَجْنَاهُم مِّن جَنَّاتٍ وَعُیُونٍ ﴿۵۷﴾

فولادوند: سرانجام ما آنان را از باغستانها و چشمه‏سارها

مکارم: ولی ما آنها (فرعونیان) را از باغها و چشمه‏ها بیرون كردیم.

خرمشاهی: آنگاه ایشان را از باغها و چشمه‏ها آواره كردیم‏

وَكُنُوزٍ وَمَقَامٍ كَرِیمٍ ﴿۵۸﴾

فولادوند: و گنجینه‏ها و جایگاه‏هاى پر ناز و نعمت بیرون كردیم

مکارم: از گنجها و قصرهای مجلل!

خرمشاهی: و از گنجها و جایگاه نیكو

كَذَلِكَ وَأَوْرَثْنَاهَا بَنِی إِسْرَائِیلَ ﴿۵۹﴾

فولادوند: [اراده ما] چنین بود و آن [نعمتها] را به فرزندان اسرائیل میراث دادیم

مکارم: آری، این چنین كردیم و بنی اسرائیل را وارث آنها ساختیم.

خرمشاهی: و بدین‏سان آنها را به بنى‏اسرائیل به میراث دادیم‏

فَأَتْبَعُوهُم مُّشْرِقِینَ ﴿۶۰﴾

فولادوند: پس هنگام برآمدن آفتاب آنها را تعقیب كردند

مکارم: آنها (فرعونیان) به تعقیب بنی اسرائیل پرداختند و به هنگام طلوع آفتاب به آنها رسیدند.

خرمشاهی: سپس ایشان را به هنگام طلوع آفتاب دنبال كردند

فَلَمَّا تَرَاءى الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَى إِنَّا لَمُدْرَكُونَ ﴿۶۱﴾

فولادوند: چون دو گروه همدیگر را دیدند یاران موسى گفتند ما قطعا گرفتار خواهیم شد

مکارم: هنگامی كه هر دو گروه یكدیگر را دیدند، یاران موسی گفتند: ما در چنگال فرعونیان گرفتار شدیم.

خرمشاهی: و چون دو گروه همدیگر را دیدند، یاران موسى گفتند، ما گیر افتاده‏ایم‏

قَالَ كَلَّا إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ ﴿۶۲﴾

فولادوند: گفت چنین نیست زیرا پروردگارم با من است و به زودى مرا راهنمایى خواهد كرد

مکارم: (موسی) گفت: چنین نیست، پروردگار من با من است، به زودی مرا هدایت خواهد كرد.

خرمشاهی: [موسى‏] گفت چنین نیست، پروردگارم با من است و به زودى مرا راهنمایى خواهد كرد

فَأَوْحَیْنَا إِلَى مُوسَى أَنِ اضْرِب بِّعَصَاكَ الْبَحْرَ فَانفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِیمِ ﴿۶۳﴾

فولادوند: پس به موسى وحى كردیم با عصاى خود بر این دریا بزن تا از هم شكافت و هر پاره‏اى همچون كوهى سترگ بود

مکارم: و به دنبال آن به موسی وحی كردیم عصایت را به دریا زن، دریا از هم شكافته شد، و هر بخشی همچون كوه عظیمی بود!

خرمشاهی: سپس به موسى وحى كردیم كه با عصایت به دریا بزن، آنگاه [دریا] بشكافت و هر پاره‏اى از آن همچون كوهى بزرگ بود

وَأَزْلَفْنَا ثَمَّ الْآخَرِینَ ﴿۶۴﴾

فولادوند: و دیگران را بدانجا نزدیك گردانیدیم

مکارم: و در آنجا دیگران را نیز به دریا نزدیك ساختیم.

خرمشاهی: و دیگران را به آنجا نزدیك كردیم‏

وَأَنجَیْنَا مُوسَى وَمَن مَّعَهُ أَجْمَعِینَ ﴿۶۵﴾

فولادوند: و موسى و همه كسانى را كه همراه او بودند نجات دادیم

مکارم: موسی و تمام كسانی را كه با او بودند نجات دادیم.

خرمشاهی: و موسى و همراهانش، همگیشان را رهانیدیم‏

ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِینَ ﴿۶۶﴾

فولادوند: آنگاه دیگران را غرق كردیم

مکارم: سپس دیگران را غرق كردیم.

خرمشاهی: سپس دیگران را غرقه ساختیم‏

إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِینَ ﴿۶۷﴾

فولادوند: مسلما در این [واقعه] عبرتى بود و[لى] بیشترشان ایمان‏آورنده نبودند

مکارم: در این جریان نشانه روشنی است (برای آنها كه حق طلبند) ولی اكثر آنها ایمان نیاوردند.

خرمشاهی: بى‏گمان در این مایه عبرتى هست، و بیشترینه آنان مؤمن نبودند

وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ ﴿۶۸﴾

فولادوند: و قطعا پروردگار تو همان شكست‏ناپذیر مهربان است

مکارم: و پروردگار تو عزیز و رحیم است.

خرمشاهی: همانا پروردگارت پیروزمند مهربان است‏

وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرَاهِیمَ ﴿۶۹﴾

فولادوند: و بر آنان گزارش ابراهیم را بخوان

مکارم: و بر آنها خبر ابراهیم را بخوان.

خرمشاهی: و بر آنان داستان ابراهیم را بخوان‏

إِذْ قَالَ لِأَبِیهِ وَقَوْمِهِ مَا تَعْبُدُونَ ﴿۷۰﴾

فولادوند: آنگاه كه به پدر خود و قومش گفت چه مى‏پرستید

مکارم: هنگامی كه به پدرش و قومش گفت: چه چیز را پرستش ‍ می‏كنید؟

خرمشاهی: چنین بود كه به پدرش و قومش گفت كه شما چه مى‏پرستید؟

قَالُوا نَعْبُدُ أَصْنَامًا فَنَظَلُّ لَهَا عَاكِفِینَ ﴿۷۱﴾

فولادوند: گفتند بتانى را مى‏پرستیم و همواره ملازم آنهاییم

مکارم: گفتند: بتهائی را می‏پرستیم و همه روز ملازم عبادت آنانیم.

خرمشاهی: گفتند بتانى مى‏پرستیم و در خدمت آنها معتكفیم‏

قَالَ هَلْ یَسْمَعُونَكُمْ إِذْ تَدْعُونَ ﴿۷۲﴾

فولادوند: گفت آیا وقتى دعا مى‏كنید از شما مى‏شنوند

مکارم: گفت: آیا هنگامی كه آنانرا می‏خوانید صدای شما را می‏شنوند؟

خرمشاهی: [ابراهیم‏] گفت آیا چون آنان را به پرستش مى‏خوانید، نداى شما را مى‏شنوند؟

أَوْ یَنفَعُونَكُمْ أَوْ یَضُرُّونَ ﴿۷۳﴾

فولادوند: یا به شما سود یا زیان مى‏رسانند

مکارم: یا سودی به شما می‏رسانند، یا زیانی؟!

خرمشاهی: یا براى شما سودى یا زیانى دارند

قَالُوا بَلْ وَجَدْنَا آبَاءنَا كَذَلِكَ یَفْعَلُونَ ﴿۷۴﴾

فولادوند: گفتند نه بلكه پدران خود را یافتیم كه چنین مى‏كردند

مکارم: گفتند: فقط ما نیاكان خود را یافتیم كه چنین می‏كنند.

خرمشاهی: گفتند نه ولى پدرانمان را یافتیم كه چنین مى‏كردند

قَالَ أَفَرَأَیْتُم مَّا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ ﴿۷۵﴾

فولادوند: گفت آیا در آنچه مى‏پرستیده‏اید تامل كرده‏اید

مکارم: گفت: آیا دیدید چیزی را كه شما عبادت می‏كردید؟

خرمشاهی: [ابراهیم‏] گفت آیا در آنچه مى‏پرستید تامل نكرده‏اید؟

أَنتُمْ وَآبَاؤُكُمُ الْأَقْدَمُونَ ﴿۷۶﴾

فولادوند: شما و پدران پیشین شما

مکارم: شما و پدران پیشین شما.

خرمشاهی: هم شما و هم نیاكان كهنتان‏

فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِّی إِلَّا رَبَّ الْعَالَمِینَ ﴿۷۷﴾

فولادوند: قطعا همه آنها جز پروردگار جهانیان دشمن منند

مکارم: همه آنها دشمن منند مگر پروردگار عالمیان!

خرمشاهی: [بدانید كه‏] آنها دشمن منند، بر خلاف پروردگار جهانیان‏



نوع مطلب : قرآن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

الَّذِی خَلَقَنِی فَهُوَ یَهْدِینِ ﴿۷۸﴾

فولادوند: آن كس كه مرا آفریده و همو راهنماییم مى‏كند

مکارم: آن كسی كه مرا آفرید و هدایت می‏كند.

خرمشاهی: همان كسى كه مرا آفریده است و همو كه هدایتم مى‏كند

وَالَّذِی هُوَ یُطْعِمُنِی وَیَسْقِینِ ﴿۷۹﴾

فولادوند: و آن كس كه او به من خوراك مى‏دهد و سیرابم مى‏گرداند

مکارم: و كسی كه مرا غذا می‏دهد و سیراب می‏نماید.

خرمشاهی: و همان كسى كه مرا سیر و سیراب مى‏سازد

وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ ﴿۸۰﴾

فولادوند: و چون بیمار شوم او مرا درمان مى‏بخشد

مکارم: و هنگامی كه بیمار شوم مرا شفا می‏دهد.

خرمشاهی: و چون بیمار شدم مرا شفا مى‏بخشد

وَالَّذِی یُمِیتُنِی ثُمَّ یُحْیِینِ ﴿۸۱﴾

فولادوند: و آن كس كه مرا مى‏میراند و سپس زنده‏ام مى‏گرداند

مکارم: و كسی كه مرا می‏میراند و سپس زنده می‏كند.

خرمشاهی: و همان كسى كه مرا مى‏میراند و سپس [از نو] زنده‏ام مى‏سازد

وَالَّذِی أَطْمَعُ أَن یَغْفِرَ لِی خَطِیئَتِی یَوْمَ الدِّینِ ﴿۸۲﴾

فولادوند: و آن كس كه امید دارم روز پاداش گناهم را بر من ببخشاید

مکارم: و كسی كه امید دارم گناهانم را در روز جزا به بخشد.

خرمشاهی: و همان كسى كه امید دارم كه در روز جزا خطاى مرا ببخشد

رَبِّ هَبْ لِی حُكْمًا وَأَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ ﴿۸۳﴾

فولادوند: پروردگارا به من دانش عطا كن و مرا به صالحان ملحق فرماى

مکارم: پروردگارا! به من علم و دانش مرحمت فرما، و مرا به صالحان ملحق كن.

خرمشاهی: پروردگارا به من حكمت ببخش و مرا به شایستگان بپیوند

وَاجْعَل لِّی لِسَانَ صِدْقٍ فِی الْآخِرِینَ ﴿۸۴﴾

فولادوند: و براى من در [میان] آیندگان آوازه نیكو گذار

مکارم: و برای من در میان امتهای آینده زبان صدق (و ذكر خیر) قرار ده.

خرمشاهی: و براى من در میان امتهاى آینده سخن [گوى‏] نیك قرار ده‏

وَاجْعَلْنِی مِن وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِیمِ ﴿۸۵﴾

فولادوند: و مرا از وارثان بهشت پر نعمت گردان

مکارم: و مرا از وارثان بهشت پر نعمت گردان.

خرمشاهی: و مرا از میراث بران بهشت پرناز و نعمت بدار

وَاغْفِرْ لِأَبِی إِنَّهُ كَانَ مِنَ الضَّالِّینَ ﴿۸۶﴾

فولادوند: و بر پدرم ببخشاى كه او از گمراهان بود

مکارم: و پدرم (عمویم) را بیامرز كه او از گمراهان بود.

خرمشاهی: و پدرم را بیامرز كه او از سرگشتگان بود

وَلَا تُخْزِنِی یَوْمَ یُبْعَثُونَ ﴿۸۷﴾

فولادوند: و روزى كه [مردم] برانگیخته مى‏شوند رسوایم مكن

مکارم: و مرا در روزی كه مردم مبعوث می‏شوند، شرمنده و رسوا مكن.

خرمشاهی: و مرا در روزى كه [مردم‏] برانگیخته شوند رسوا مساز

یَوْمَ لَا یَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ ﴿۸۸﴾

فولادوند: روزى كه هیچ مال و فرزندى سود نمى‏دهد

مکارم: در آن روزیكه مال و فرزندان سودی نمی‏بخشد.

خرمشاهی: [همان‏] روزى كه مال و پسران سود ندهد

إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ ﴿۸۹﴾

فولادوند: مگر كسى كه دلى پاك به سوى خدا بیاورد

مکارم: مگر كسی كه با قلب سلیم به پیشگاه خدا آید.

خرمشاهی: مگر آنكه كسى دلى پاك و پیراسته [از شك و شرك‏] به نزد خداوند آورد

وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِینَ ﴿۹۰﴾

فولادوند: و [آن روز] بهشت براى پرهیزگاران نزدیك مى‏گردد

مکارم: (در آنروز) بهشت برای پرهیزگاران نزدیك می‏شود.

خرمشاهی: و بهشت براى پرهیزگاران نزدیك شود

وَبُرِّزَتِ الْجَحِیمُ لِلْغَاوِینَ ﴿۹۱﴾

فولادوند: و جهنم براى گمراهان نمودار مى‏شود

مکارم: و دوزخ برای گمراهان آشكار می‏گردد.

خرمشاهی: و جهنم براى گمراهان آشكار گردد

وَقِیلَ لَهُمْ أَیْنَ مَا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ ﴿۹۲﴾

فولادوند: و به آنان گفته مى‏شود آنچه جز خدا مى‏پرستیدید كجایند

مکارم: و به آنها گفته می‏شود كجا هستند معبودانی كه آنها را پرستش ‍ می‏كردید؟

خرمشاهی: و به آنان گفته شود آنچه به جاى خداوند مى‏پرستیدید كجاست‏

مِن دُونِ اللَّهِ هَلْ یَنصُرُونَكُمْ أَوْ یَنتَصِرُونَ ﴿۹۳﴾

فولادوند: آیا یاریتان مى‏كنند یا خود را یارى مى‏دهند

مکارم: معبودهائی غیر از خدا، آیا آنها شما را یاری می‏كنند؟ یا كسی بیاری آنها می‏آید؟

خرمشاهی: آیا شما را یارى مى‏دهند یا خود یارى مى‏یابند؟

فَكُبْكِبُوا فِیهَا هُمْ وَالْغَاوُونَ ﴿۹۴﴾

فولادوند: پس آنها و همه گمراهان در آن [آتش] افكنده مى‏شوند

مکارم: در این هنگام همه آن معبودان با عابدان (گمراه) به دوزخ افكنده می‏شوند.

خرمشاهی: آنگاه ایشان و گمراهان [دیگر] در آن سرنگون شوند

وَجُنُودُ إِبْلِیسَ أَجْمَعُونَ ﴿۹۵﴾

فولادوند: و [نیز] همه سپاهیان ابلیس

مکارم: و همچنین لشكریان ابلیس عموما.

خرمشاهی: و سپاهیان ابلیس همگى‏

قَالُوا وَهُمْ فِیهَا یَخْتَصِمُونَ ﴿۹۶﴾

فولادوند: آنها در آنجا با یكدیگر ستیزه مى‏كنند [و] مى‏گویند

مکارم: آنها در آنجا به مخاصمه بر می‏خیزند و می‏گویند:

خرمشاهی: در حالى كه در آنجا با همدیگر ستیزه مى‏كنند گویند

تَاللَّهِ إِن كُنَّا لَفِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ ﴿۹۷﴾

فولادوند: سوگند به خدا كه ما در گمراهى آشكارى بودیم

مکارم: به خدا سوگند كه ما در گمراهی آشكار بودیم.

خرمشاهی: به خدا ما در گمراهى آشكار بودیم‏

إِذْ نُسَوِّیكُم بِرَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿۹۸﴾

فولادوند: آنگاه كه شما را با پروردگار جهانیان برابر مى‏كردیم

مکارم: چون شما را با پروردگار عالمیان برابر می‏شمردیم.

خرمشاهی: چرا كه شما را با پروردگار جهانیان برابر مى‏شمردیم‏

وَمَا أَضَلَّنَا إِلَّا الْمُجْرِمُونَ ﴿۹۹﴾

فولادوند: و جز تباهكاران ما را گمراه نكردند

مکارم: اما كسی جز مجرمان ما را گمراه نكرد.

خرمشاهی: و جز گناهكاران كسى ما را گمراه نكرد

فَمَا لَنَا مِن شَافِعِینَ ﴿۱۰۰﴾

فولادوند: در نتیجه شفاعتگرانى نداریم

مکارم: (افسوس كه امروز) شفاعت كننده گانی برای ما وجود ندارد.

خرمشاهی: حال هیچ شفیعى نداریم‏

وَلَا صَدِیقٍ حَمِیمٍ ﴿۱۰۱﴾

فولادوند: و نه دوستى نزدیك

مکارم: و نه دوست گرم و پر محبتی.

خرمشاهی: و نه دوستى مهربان‏

فَلَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ ﴿۱۰۲﴾

فولادوند: و اى كاش كه بازگشتى براى ما بود و از مؤمنان مى‏شدیم

مکارم: اگر بار دیگر (به دنیا) بازگردیم از مؤ منان خواهیم بود.

خرمشاهی: كاش براى ما بازگشتى بود، تا آنگاه از مؤمنان مى‏شدیم‏

إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِینَ ﴿۱۰۳﴾

فولادوند: حقا در این [سرگذشت درس] عبرتى است و[لى] بیشترشان مؤمن نبودند

مکارم: در این ماجرا آیت (و عبرتی) است ولی اكثر آنها مؤ من نبودند.

خرمشاهی: بى‏گمان در این مایه عبرتى هست، و بیشترینه آنان مؤمن نبودند

وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ ﴿۱۰۴﴾

فولادوند: و در حقیقت پروردگار تو همان شكست‏ناپذیر مهربان است

مکارم: و پروردگار تو عزیز و رحیم است.

خرمشاهی: و همانا پروردگارت پیروزمند مهربان است‏

كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِینَ ﴿۱۰۵﴾

فولادوند: قوم نوح پیامبران را تكذیب كردند

مکارم: قوم نوح رسولان را تكذیب كردند.

خرمشاهی: قوم نوح پیامبران را دروغگو مى‏انگاشتند

إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿۱۰۶﴾

فولادوند: چون برادرشان نوح به آنان گفت آیا پروا ندارید

مکارم: هنگامی كه برادرشان نوح به آنها گفت، آیا تقوی پیشه نمی‏كنید؟

خرمشاهی: چنین بود كه برادرشان نوح به ایشان گفت آیا [از شرك‏] پروا نمى‏كنید؟

إِنِّی لَكُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ ﴿۱۰۷﴾

فولادوند: من براى شما فرستاده‏اى در خور اعتمادم

مکارم: من برای شما رسول امینی هستم.

خرمشاهی: من براى شما پیامبر امینى هستم‏

فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ ﴿۱۰۸﴾

فولادوند: از خدا پروا كنید و فرمانم ببرید

مکارم: تقوای الهی پیشه كنید، و مرا اطاعت نمائید.

خرمشاهی: پس از خدا پروا و از من پیروى كنید

وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿۱۰۹﴾

فولادوند: و بر این [رسالت] اجرى از شما طلب نمى‏كنم اجر من جز بر عهده پروردگار جهانیان نیست

مکارم: من هیچ مزدی در برابر این دعوت از شما نمی‏خواهم اجر من تنها بر پروردگار عالمیان است.

خرمشاهی: و براى آن از شما پاداشى نمى‏طلبم، پاداش من جز بر پروردگار جهانیان نیست‏

فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ ﴿۱۱۰﴾

فولادوند: پس از خدا پروا كنید و فرمانم ببرید

مکارم: بنابراین تقوای الهی پیشه كنید و مرا اطاعت نمائید.

خرمشاهی: پس از خداوند پروا و از من پیروى كنید

قَالُوا أَنُؤْمِنُ لَكَ وَاتَّبَعَكَ الْأَرْذَلُونَ ﴿۱۱۱﴾

فولادوند: گفتند آیا به تو ایمان بیاوریم و حال آنكه فرومایگان از تو پیروى كرده‏اند

مکارم: گفتند آیا ما به تو ایمان بیاوریم در حالی كه افراد پست و بیارزش از تو پیروی كرده‏اند؟!

خرمشاهی: گفتند آیا به تو ایمان بیاوریم، حال آنكه فرومایگان از تو پیروى مى‏كنند

قَالَ وَمَا عِلْمِی بِمَا كَانُوا یَعْمَلُونَ ﴿۱۱۲﴾

فولادوند: [نوح] گفت به [جزئیات] آنچه مى‏كرده‏اند چه آگاهى دارم

مکارم: (نوح) گفت، من چه می‏دانم آنها چه كاری داشته‏اند.

خرمشاهی: [نوح‏] گفت من از [حقیقت‏] آنچه ایشان كرده‏اند آگاهى ندارم‏

إِنْ حِسَابُهُمْ إِلَّا عَلَى رَبِّی لَوْ تَشْعُرُونَ ﴿۱۱۳﴾

فولادوند: حسابشان اگر درمى‏یابید جز با پروردگارم نیست

مکارم: حساب آنها تنها بر پروردگار من است، اگر شما می‏فهمیدید؟

خرمشاهی: اگر دریابید، حساب ایشان جز بر پروردگار من نیست‏

وَمَا أَنَا بِطَارِدِ الْمُؤْمِنِینَ ﴿۱۱۴﴾

فولادوند: و من طردكننده مؤمنان نیستم

مکارم: و من هرگز مؤ منان را طرد نخواهم كرد.

خرمشاهی: و من طردكننده مؤمنان نیستم‏

إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِیرٌ مُّبِینٌ ﴿۱۱۵﴾

فولادوند: من جز هشداردهنده‏اى آشكار [بیش] نیستم

مکارم: من تنها انذار كننده آشكاری هستم.

خرمشاهی: من جز هشداردهنده‏اى روشنگر نیستم‏

قَالُوا لَئِن لَّمْ تَنتَهِ یَا نُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِینَ ﴿۱۱۶﴾

فولادوند: گفتند اى نوح اگر دست برندارى قطعا از [جمله] سنگسارشدگان خواهى بود

مکارم: گفتند: ای نوح اگر خودداری نكنی، سنگباران خواهی شد.

خرمشاهی: گفتند اى نوح اگر دست برندارى از سنگسار شدگان خواهى شد

قَالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِی كَذَّبُونِ ﴿۱۱۷﴾

فولادوند: گفت پروردگارا قوم من مرا تكذیب كردند

مکارم: گفت: پروردگارا: قوم من، مرا تكذیب كردند.

خرمشاهی: [نوح‏] گفت پروردگارا قوم من مرا دروغگو انگاشتند

فَافْتَحْ بَیْنِی وَبَیْنَهُمْ فَتْحًا وَنَجِّنِی وَمَن مَّعِی مِنَ الْمُؤْمِنِینَ ﴿۱۱۸﴾

فولادوند: میان من و آنان فیصله ده و من و هر كس از مؤمنان را كه با من است نجات بخش

مکارم: اكنون میان من و اینها جدائی بیفكن (و داوری كن).

خرمشاهی: پس در میان من و ایشان، چنانكه باید و شاید، داورى كن و مرا و همراهان مؤمنم را رهایى ده‏

فَأَنجَیْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ فِی الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ ﴿۱۱۹﴾

فولادوند: پس او و هر كه را در آن كشتى آكنده با او بود رهانیدیم

مکارم: ما، او و كسانی را كه با او بودند در كشتی كه مملو (از انسان و انواع حیوانات) بود رهائی بخشیدیم.

خرمشاهی: آنگاه او و همراهانش را در كشتى پر و گرانبار رهایى دادیم‏

ثُمَّ أَغْرَقْنَا بَعْدُ الْبَاقِینَ ﴿۱۲۰﴾

فولادوند: آنگاه باقى‏ماندگان را غرق كردیم

مکارم: سپس بقیه را غرق كردیم.

خرمشاهی: سپس بازماندگان را غرقه ساختیم‏

إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِینَ ﴿۱۲۱﴾

فولادوند: قطعا در این [ماجرا درس] عبرتى بود و[لى] بیشترشان ایمان‏آورنده نبودند

مکارم: در این ماجرا نشانه روشنی است، اما اكثر آنها ایمان نیاوردند.

خرمشاهی: بى‏گمان در این مایه عبرتى هست، و بیشترینه آنان مؤمن نبودند

وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ ﴿۱۲۲﴾

فولادوند: و در حقیقت پروردگار تو همان شكست‏ناپذیر مهربان است

مکارم: و پروردگار تو عزیز و رحیم است.

خرمشاهی: و همانا پروردگارت پیروزمند مهربان است‏

كَذَّبَتْ عَادٌ الْمُرْسَلِینَ ﴿۱۲۳﴾

فولادوند: عادیان پیامبران [خدا] را تكذیب كردند

مکارم: قوم عاد رسولان (خدا) را تكذیب كردند.

خرمشاهی: قوم عاد پیامبران را دروغگو انگاشتند

إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿۱۲۴﴾

فولادوند: آنگاه كه برادرشان هود به آنان گفت آیا پروا ندارید

مکارم: هنگامی كه برادرشان هود گفت: آیا تقوی پیشه نمی‏كنید؟

خرمشاهی: چنین بود كه برادرشان هود به آنان گفت آیا [از شرك‏] پروا نمى‏كنید؟

إِنِّی لَكُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ ﴿۱۲۵﴾

فولادوند: من براى شما فرستاده‏اى در خور اعتمادم

مکارم: من برای شما فرستاده امینی هستم.

خرمشاهی: من براى شما پیامبرى امینم‏

فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ ﴿۱۲۶﴾

فولادوند: از خدا پروا كنید و فرمانم ببرید

مکارم: تقوی الهی پیشه كنید و مرا اطاعت نمائید.

خرمشاهی: پس از خداوند پروا و از من پیروى كنید

وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿۱۲۷﴾

فولادوند: و بر این [رسالت] اجرى از شما طلب نمى‏كنم اجر من جز بر عهده پروردگار جهانیان نیست

مکارم: من هیچ اجر و پاداشی در برابر این دعوت از شما نمی‏طلبم، اجر و پاداش من تنها بر پروردگار عالمیان است.

خرمشاهی: و براى آن از شما پاداشى نمى‏طلبم، پاداش من جز بر پروردگار جهانیان نیست‏

أَتَبْنُونَ بِكُلِّ رِیعٍ آیَةً تَعْبَثُونَ ﴿۱۲۸﴾

فولادوند: آیا بر هر تپه‏اى بنایى مى‏سازید كه [در آن] دست به بیهوده‏كارى زنید

مکارم: آیا شما بر هر مكان مرتفعی نشانه‏ای از روی هوی و هوس ‍ می‏سازید.

خرمشاهی: آیا در هر بلندى بنایى از سر بازیچه مى‏سازید

وَتَتَّخِذُونَ مَصَانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ ﴿۱۲۹﴾

فولادوند: و كاخهاى استوار مى‏گیرید به امید آنكه جاودانه بمانید

مکارم: و قصرها و قلعه‏های زیبا و محكم بنا می‏كنید، آنچنانكه گوئی در دنیا جاودانه خواهید ماند.

خرمشاهی: و كوشكها[ى استوار] مى‏سازید به امید آنكه جاویدان بمانید؟

وَإِذَا بَطَشْتُم بَطَشْتُمْ جَبَّارِینَ ﴿۱۳۰﴾

فولادوند: و چون حمله‏ور مى‏شوید [چون] زورگویان حمله‏ور مى‏شوید

مکارم: و هنگامی كه كسی را مجازات می‏كنید همچون جباران كیفر می‏دهید.

خرمشاهی: و چون دست گشایید همچون زورگویان دست گشایید

فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ ﴿۱۳۱﴾

فولادوند: پس از خدا پروا دارید و فرمانم ببرید

مکارم: تقوی الهی پیشه كنید و مرا اطاعت نمائید.

خرمشاهی: پس از خداوند پروا و از من پیروى كنید

وَاتَّقُوا الَّذِی أَمَدَّكُم بِمَا تَعْلَمُونَ ﴿۱۳۲﴾

فولادوند: و از آن كس كه شما را به آنچه مى‏دانید مدد كرد پروا دارید

مکارم: از خدائی به پرهیزید كه شما را به نعمتهائی كه می‏دانید امداد كرده.

خرمشاهی: و از كسى كه شما را به آنچه مى‏دانید یارى‏تان داد، پروا كنید

أَمَدَّكُم بِأَنْعَامٍ وَبَنِینَ ﴿۱۳۳﴾

فولادوند: شما را به [دادن] دامها و پسران مدد كرد

مکارم: شما را به چهارپایان و نیز پسران (لایق و برومند) امداد فرموده.

خرمشاهی: شما را با [بخشیدن‏] چارپایان و پسران یارى داد

وَجَنَّاتٍ وَعُیُونٍ ﴿۱۳۴﴾

فولادوند: و به [دادن] باغها و چشمه‏ساران

مکارم: همچنین به باغها و چشمه‏ها

خرمشاهی: و نیز باغها و چشمه‏سارها

إِنِّی أَخَافُ عَلَیْكُمْ عَذَابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ ﴿۱۳۵﴾

فولادوند: من از عذاب روزى هولناك بر شما مى‏ترسم

مکارم: (اگر كفران كنید) من بر شما از عذاب روز بزرگ می‏ترسم.

خرمشاهی: من از عذاب روزى سهمگین بر شما بیمناكم‏

قَالُوا سَوَاء عَلَیْنَا أَوَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُن مِّنَ الْوَاعِظِینَ ﴿۱۳۶﴾

فولادوند: گفتند خواه اندرز دهى و خواه از اندرزدهندگان نباشى براى ما یكسان است

مکارم: آنها (قوم عاد) گفتند: برای ما تفاوت نمی‏كند چه ما را اندرز بدهی یا ندهی (بیهوده خود را خسته مكن)!

خرمشاهی: گفتند براى ما یكسان است چه پند دهى، چه از پنددهندگان نباشى‏

إِنْ هَذَا إِلَّا خُلُقُ الْأَوَّلِینَ ﴿۱۳۷﴾

فولادوند: این جز شیوه پیشینیان نیست

مکارم: این همان روش و اخلاق پیشینیان است.

خرمشاهی: این جز شیوه پیشینیان نیست‏

وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِینَ ﴿۱۳۸﴾

فولادوند: و ما عذاب نخواهیم شد

مکارم: و ما هرگز مجازات نخواهیم شد.

خرمشاهی: و ما از عذاب شوندگان نیستیم‏

فَكَذَّبُوهُ فَأَهْلَكْنَاهُمْ إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِینَ ﴿۱۳۹﴾

فولادوند: پس تكذیبش كردند و هلاكشان كردیم قطعا در این [ماجرا درس] عبرتى بود و[لى] بیشترشان ایمان‏آورنده نبودند

مکارم: آنها هود را تكذیب كردند، ما هم نابودشان كردیم و در این آیت و نشانه‏ای است (برای آگاهان) ولی اكثر آنها مؤ من نبودند.

خرمشاهی: بدین‏سان او را دروغگو انگاشتند، آنگاه آنان را نابود كردیم، بى‏گمان در این مایه عبرتى هست، و بیشترینه آنان مؤمن نبودند

وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ ﴿۱۴۰﴾

فولادوند: و در حقیقت پروردگار تو همان شكست‏ناپذیر مهربان است

مکارم: و پروردگار تو عزیز و رحیم است.

خرمشاهی: و همانا پروردگارت پیروزمند مهربان است‏

كَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِینَ ﴿۱۴۱﴾

فولادوند: ثمودیان پیامبران [خدا] را تكذیب كردند

مکارم: قوم ثمود رسولان (خدا) را تكذیب كردند.

خرمشاهی: قوم ثمود [هم‏] پیامبران را دروغگو انگاشتند

إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صَالِحٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿۱۴۲﴾

فولادوند: آنگاه كه برادرشان صالح به آنان گفت آیا پروا ندارید

مکارم: هنگامی كه صالح به آنها گفت: آیا تقوی پیشه نمی‏كنید؟

خرمشاهی: چنین بود كه برادرشان صالح به آنان گفت آیا [از شرك‏] پروا نمى‏كنید؟

إِنِّی لَكُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ ﴿۱۴۳﴾

فولادوند: من براى شما فرستاده‏اى در خور اعتمادم

مکارم: من برای شما فرستاده امینی هستم.

خرمشاهی: من براى شما پیامبرى امینم‏

فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ ﴿۱۴۴﴾

فولادوند: از خدا پروا كنید و فرمانم ببرید

مکارم: تقوی الهی پیشه كنید و مرا اطاعت نمائید.

خرمشاهی: پس از خداوند پروا و از من پیروى كنید

وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿۱۴۵﴾

فولادوند: و بر این [رسالت] اجرى از شما طلب نمى‏كنم اجر من جز بر عهده پروردگار جهانیان نیست

مکارم: من اجر و پاداشی در برابر این دعوت از شما نمی‏طلبم اجر من تنها بر پروردگار عالمیان است.

خرمشاهی: و براى آن از شما پاداشى نمى‏طلبم، پاداش من جز بر پروردگار جهانیان نیست‏

أَتُتْرَكُونَ فِی مَا هَاهُنَا آمِنِینَ ﴿۱۴۶﴾

فولادوند: آیا شما را در آنچه اینجا دارید آسوده رها مى‏كنند

مکارم: آیا شما تصور می‏كنید همیشه در نهایت امنیت، در نعمتهائی كه اینجاست می‏مانید؟

خرمشاهی: آیا شما را به حالتى كه در اینجا هست در امن و امان رها مى‏كنند؟

فِی جَنَّاتٍ وَعُیُونٍ ﴿۱۴۷﴾

فولادوند: در باغها و در كنار چشمه‏ساران

مکارم: در این باغها و چشمه‏ها!

خرمشاهی: در باغها و چشمه‏سارها

وَزُرُوعٍ وَنَخْلٍ طَلْعُهَا هَضِیمٌ ﴿۱۴۸﴾

فولادوند: و كشتزارها و خرمابنانى كه شكوفه‏هایشان لطیف است

مکارم: در این زراعتها و نخلهائی كه میوه‏هایش شیرین و رسیده است.

خرمشاهی: و كشتزارها و خرمابنانى كه بار و بر آنها لطیف است‏

وَتَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُیُوتًا فَارِهِینَ ﴿۱۴۹﴾

فولادوند: و هنرمندانه براى خود از كوهها خانه‏هایى مى‏تراشید

مکارم: شما از كوهها خانه‏هائی می‏تراشید و در آن به عیش و نوش ‍ می‏پردازید.

خرمشاهی: و از كوهها، ماهرانه [براى خود] خانه‏هایى مى‏تراشید

فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ ﴿۱۵۰﴾

فولادوند: از خدا پروا كنید و فرمانم ببرید

مکارم: از خدا بترسید و مرا اطاعت كنید.

خرمشاهی: پس از خداوند پروا و از من پیروى كنید

وَلَا تُطِیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِینَ ﴿۱۵۱﴾

فولادوند: و فرمان افراطگران را پیروى مكنید

مکارم: و اطاعت فرمان مسرفان نكنید.

خرمشاهی: و از فرمان گزافكاران اطاعت مكنید

الَّذِینَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَلَا یُصْلِحُونَ ﴿۱۵۲﴾

فولادوند: آنان كه در زمین فساد مى‏كنند و اصلاح نمى‏كنند

مکارم: همانها كه در زمین فساد می‏كنند و اصلاح نمی‏كنند.

خرمشاهی: [همان‏] كسانى كه در این سرزمین فتنه و فساد مى‏كنند و در صلاح نمى‏كوشند

قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مِنَ الْمُسَحَّرِینَ ﴿۱۵۳﴾

فولادوند: گفتند قطعا تو از افسون‏شدگانى

مکارم: گفتند (ای صالح) تو عقل خود را از دست داده‏ای.

خرمشاهی: گفتند جز این نیست كه تو از جادوزدگانى‏

مَا أَنتَ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا فَأْتِ بِآیَةٍ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِینَ ﴿۱۵۴﴾

فولادوند: تو جز بشرى مانند ما [بیش] نیستى اگر راست مى‏گویى معجزه‏اى بیاور

مکارم: تو فقط بشری همچون ما هستی اگر راست می‏گویی آیت و نشانه‏ای بیاور.

خرمشاهی: تو جز بشرى همانند ما نیستى، اگر راست مى‏گویى معجزه‏اى بیاور

قَالَ هَذِهِ نَاقَةٌ لَّهَا شِرْبٌ وَلَكُمْ شِرْبُ یَوْمٍ مَّعْلُومٍ ﴿۱۵۵﴾

فولادوند: گفت این ماده‏شترى است كه نوبتى از آب او راست و روزى معین نوبت آب شماست

مکارم: گفت این ناقه‏ای است كه برای او سهمی (از آب قریه) است و برای شما سهم روز معینی.

خرمشاهی: گفت این ماده شترى است كه آبشخورى [معین‏] براى او، و آبشخور روزى معین براى شماست‏

وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَیَأْخُذَكُمْ عَذَابُ یَوْمٍ عَظِیمٍ ﴿۱۵۶﴾

فولادوند: و به آن گزندى مرسانید كه عذاب روزى هولناك شما را فرو مى‏گیرد

مکارم: كمترین آزاری به آن نرسانید كه عذاب روز عظیم شما را فرو خواهد گرفت.

خرمشاهی: و به آن آسیبى نرسانید كه عذاب روزى سهمگین گریبانگیرتان خواهد شد

فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا نَادِمِینَ ﴿۱۵۷﴾

فولادوند: پس آن را پى كردند و پشیمان گشتند

مکارم: سرانجام بر آن (ناقه) حمله نموده او را از پای درآوردند، سپس ‍ از كرده خود پشیمان شدند.

خرمشاهی: آنگاه آن را پى كردند، و سپس پشیمان شدند

فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِینَ ﴿۱۵۸﴾

فولادوند: آنگاه آنان را عذاب فرو گرفت قطعا در این [ماجرا] عبرتى است و[لى] بیشترشان ایمان‏آورنده نبودند

مکارم: عذاب الهی آنها را فرو گرفت، در این آیت و نشانه‏ای است ولی اكثر آنها مؤ من نبودند.

خرمشاهی: و عذاب ایشان را فرو گرفت، بى‏گمان در این مایه عبرتى هست و بیشترینه آنان مؤمن نبودند

وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ ﴿۱۵۹﴾

فولادوند: و در حقیقت پروردگار تو همان شكست‏ناپذیر مهربان است

مکارم: پروردگار تو عزیز و رحیم است.

خرمشاهی: و همانا پروردگارت پیروزمند مهربان است‏

كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ الْمُرْسَلِینَ ﴿۱۶۰﴾

فولادوند: قوم لوط فرستادگان را تكذیب كردند

مکارم: قوم لوط فرستادگان (خدا) را تكذیب كردند.

خرمشاهی: قوم لوط [هم‏] پیامبران را دروغگو انگاشتند

إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿۱۶۱﴾

فولادوند: آنگاه برادرشان لوط به آنان گفت آیا پروا ندارید

مکارم: هنگامی كه برادرشان لوط به آنها گفت آیا تقوی پیشه نمی‏كنید؟

خرمشاهی: چنین بود كه برادرشان لوط به آنان گفت آیا [از شرك‏] پروا نمى‏كنید؟



نوع مطلب : قرآن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

إِنِّی لَكُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ ﴿۱۶۲﴾

فولادوند: من براى شما فرستاده‏اى در خور اعتمادم

مکارم: من برای شما رسول امینی هستم.

خرمشاهی: من براى شما پیامبرى امینم‏

فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ ﴿۱۶۳﴾

فولادوند: از خدا پروا دارید و فرمانم ببرید

مکارم: تقوی الهی پیشه كنید و مرا اطاعت نمائید.

خرمشاهی: پس از خداوند پروا و از من پیروى كنید

وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿۱۶۴﴾

فولادوند: و بر این [رسالت] اجرى از شما طلب نمى‏كنم اجر من جز بر عهده پروردگار جهانیان نیست

مکارم: من از شما اجری نمی‏خواهم اجر من فقط بر پروردگار عالمیان است.

خرمشاهی: و براى آن از شما پاداشى نمى‏طلبم، پاداش من جز بر پروردگار جهانیان نیست‏

أَتَأْتُونَ الذُّكْرَانَ مِنَ الْعَالَمِینَ ﴿۱۶۵﴾

فولادوند: آیا از میان مردم جهان با مردها در مى‏آمیزید

مکارم: آیا در میان جهانیان، شما به سراغ جنس ذكور می‏روید؟ (این زشت و ننگین نیست ؟).

خرمشاهی: آیا از میان مردم جهان با مردان مى‏آمیزید؟

وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ أَزْوَاجِكُم بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ ﴿۱۶۶﴾

فولادوند: و آنچه را پروردگارتان از همسرانتان براى شما آفریده وامى‏گذارید [نه] بلكه شما مردمى تجاوزكارید

مکارم: و همسرانی را كه خدا برای شما آفریده است رها می‏كنید؟ شما قوم تجاوزگری هستید.

خرمشاهی: و همسرانى كه پروردگارتان براى شما آفریده است رها مى‏كنید، آرى شما قومى تجاوزكار هستید

قَالُوا لَئِن لَّمْ تَنتَهِ یَا لُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِینَ ﴿۱۶۷﴾

فولادوند: گفتند اى لوط اگر دست برندارى قطعا از اخراج‏شدگان خواهى بود

مکارم: گفتند: ای لوط اگر از این سخنان خودداری نكنی از اخراج شوندگان خواهی بود.

خرمشاهی: گفتند اى لوط اگر دست برندارى از رانده شدگان خواهى شد

قَالَ إِنِّی لِعَمَلِكُم مِّنَ الْقَالِینَ ﴿۱۶۸﴾

فولادوند: گفت به راستى من دشمن كردار شمایم

مکارم: گفت: من (به هر حال) دشمن اعمال شما هستم.

خرمشاهی: [لوط] گفت من از دشمنان كار و كردار شما هستم‏

رَبِّ نَجِّنِی وَأَهْلِی مِمَّا یَعْمَلُونَ ﴿۱۶۹﴾

فولادوند: پروردگارا مرا و كسان مرا از آنچه انجام مى‏دهند رهایى بخش

مکارم: پروردگارا! من و خاندانم را از آنچه اینها انجام می‏دهند رهائی بخش.

خرمشاهی: پروردگارا مرا و خانواده‏ام را از شر كارى كه مى‏كنند رهایى ده‏

فَنَجَّیْنَاهُ وَأَهْلَهُ أَجْمَعِینَ ﴿۱۷۰﴾

فولادوند: پس او و كسانش را همگى رهانیدیم

مکارم: ما او و خاندانش را همگی نجات دادیم.

خرمشاهی: آنگاه او و خانواده‏اش همگى را رهانیدیم‏

إِلَّا عَجُوزًا فِی الْغَابِرِینَ ﴿۱۷۱﴾

فولادوند: جز پیرزنى كه از باقى‏ماندگان [در خاكستر آتش] بود

مکارم: جز پیر زنی كه در میان آن گروه باقی ماند.

خرمشاهی: مگر پیرزنى را كه از بازپس ماندگان بود

ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِینَ ﴿۱۷۲﴾

فولادوند: سپس دیگران را سخت هلاك كردیم

مکارم: سپس دیگران را هلاك كردیم.

خرمشاهی: سپس دیگران را نابود كردیم‏

وَأَمْطَرْنَا عَلَیْهِم مَّطَرًا فَسَاء مَطَرُ الْمُنذَرِینَ ﴿۱۷۳﴾

فولادوند: و بر [سر] آنان بارانى [از آتش گوگرد] فرو ریختیم و چه بد بود باران بیم‏داده‏شدگان

مکارم: و بارانی (از سنگ) بر آنها فرو فرستادیم، چه باران بدی بود این باران انذار شدگان.

خرمشاهی: و بر آنان بارانى [از بلا] باریدیم، چه بد است باران هشداریافتگان‏

إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِینَ ﴿۱۷۴﴾

فولادوند: قطعا در این [عقوبت] عبرتى است و[لى] بیشترشان ایمان‏آورنده نبودند

مکارم: در این (ماجرای قوم لوط و سرنوشت شوم آنها) آیتی است، اما اكثر آنها ایمان نیاوردند.

خرمشاهی: بى‏گمان در این مایه عبرتى هست، و بیشترینه آنان مؤمن نبودند

وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ ﴿۱۷۵﴾

فولادوند: و در حقیقت پروردگار تو همان شكست‏ناپذیر مهربان است

مکارم: و پروردگار تو عزیز و رحیم است.

خرمشاهی: و همانا پروردگارت پیروزمند مهربان است‏

كَذَّبَ أَصْحَابُ الْأَیْكَةِ الْمُرْسَلِینَ ﴿۱۷۶﴾

فولادوند: اصحاب ایكه فرستادگان را تكذیب كردند

مکارم: اصحاب ایكه (شهری نزدیك مدین) رسولان (خدا) را تكذیب كردند.

خرمشاهی: اصحاب ایكه [هم‏] پیامبران را دروغگو انگاشتند

إِذْ قَالَ لَهُمْ شُعَیْبٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿۱۷۷﴾

فولادوند: آنگاه كه شعیب به آنان گفت آیا پروا ندارید

مکارم: هنگامی كه شعیب به آنها گفت، آیا تقوی پیشه نمی‏كنید؟

خرمشاهی: چنین بود كه شعیب به ایشان گفت آیا [از شرك‏] پروا نمى‏كنید؟

إِنِّی لَكُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ ﴿۱۷۸﴾

فولادوند: من براى شما فرستاده‏اى در خور اعتمادم

مکارم: من برای شما رسول امینی هستم.

خرمشاهی: من براى شما پیامبرى امینم‏

فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ ﴿۱۷۹﴾

فولادوند: از خدا پروا دارید و فرمانم ببرید

مکارم: تقوی الهی پیشه كنید و مرا اطاعت نمائید.

خرمشاهی: پس از خداوند پروا و از من پیروى كنید

وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿۱۸۰﴾

فولادوند: و بر این [رسالت] اجرى از شما طلب نمى‏كنم اجر من جز بر عهده پروردگار جهانیان نیست

مکارم: من در برابر این دعوت پاداشی از شما نمی‏طلبم، اجر من تنها بر پروردگار عالمیان است.

خرمشاهی: و براى آن از شما پاداشى نمى‏طلبم، پاداش من جز بر پروردگار جهانیان نیست‏

أَوْفُوا الْكَیْلَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِینَ ﴿۱۸۱﴾

فولادوند: پیمانه را تمام دهید و از كم‏فروشان مباشید

مکارم: حق پیمانه را ادا كنید (و كم فروشی نكنید) و مردم را به خسارت نیفكنید.

خرمشاهی: پیمانه را تمام دهید و از كم‏فروشان مباشید

وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِیمِ ﴿۱۸۲﴾

فولادوند: و با ترازوى درست بسنجید

مکارم: با ترازوی صحیح وزن كنید.

خرمشاهی: و با ترازوى درست بسنجید

وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ ﴿۱۸۳﴾

فولادوند: و از ارزش اموال مردم مكاهید و در زمین سر به فساد بر مدارید

مکارم: و حق مردم را كم نگذارید و در زمین فساد ننمائید.

خرمشاهی: و به مردم اجناسشان را كم مدهید و در این سرزمین فتنه و فساد برپا مكنید

وَاتَّقُوا الَّذِی خَلَقَكُمْ وَالْجِبِلَّةَ الْأَوَّلِینَ ﴿۱۸۴﴾

فولادوند: و از آن كس كه شما و خلق [انبوه] گذشته را آفریده است پروا كنید

مکارم: از كسی كه شما و اقوام پیشین را آفرید بپرهیزید.

خرمشاهی: و از كسى كه شما و امت پیشین را آفریده است پروا كنید

قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مِنَ الْمُسَحَّرِینَ ﴿۱۸۵﴾

فولادوند: گفتند تو واقعا از افسون‏شدگانى

مکارم: گفتند تو فقط دیوانه‏ای!

خرمشاهی: گفتند جز این نیست كه تو از جادوزدگانى‏

وَمَا أَنتَ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا وَإِن نَّظُنُّكَ لَمِنَ الْكَاذِبِینَ ﴿۱۸۶﴾

فولادوند: و تو جز بشرى مانند ما [بیش] نیستى و قطعا تو را از دروغگویان مى‏دانیم

مکارم: (بعلاوه) تو تنها بشری مثل ما هستی، تنها گمانی كه درباره تو داریم اینست كه دروغگو می‏باشی!

خرمشاهی: و تو جز بشرى همانند ما نیستى و ما تو را بى‏شبهه از دروغگویان مى‏دانیم‏

فَأَسْقِطْ عَلَیْنَا كِسَفًا مِّنَ السَّمَاءِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِینَ ﴿۱۸۷﴾

فولادوند: پس اگر از راستگویانى پاره‏اى از آسمان بر [سر] ما بیفكن

مکارم: اگر راست می‏گویی، سنگهائی از آسمان بر سر ما فرو ریز!

خرمشاهی: پس اگر از راستگویانى پاره‏اى از آسمان را بر [سر] ما بینداز

قَالَ رَبِّی أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿۱۸۸﴾

فولادوند: [شعیب] گفت پروردگارم به آنچه مى‏كنید داناتر است

مکارم: (شعیب) گفت: پروردگار من به اعمالی كه شما انجام می‏دهید آگاه تر است.

خرمشاهی: [شعیب‏] گفت پروردگار من به آنچه مى‏كنید داناتر است‏

فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ یَوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُ كَانَ عَذَابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ ﴿۱۸۹﴾

فولادوند: پس او را تكذیب كردند و عذاب روز ابر [آتشبار] آنان را فرو گرفت به راستى آن عذاب روزى هولناك بود

مکارم: سرانجام او را تكذیب كردند و عذاب روز ابر سایه افكن آنها را فرو گرفت، كه این عذاب روز بزرگی بود.

خرمشاهی: آنگاه او را دروغگو انگاشتند و عذاب روز ابرى سایه‏افكن آنان را فروگرفت، كه عذاب روزى سهمگین بود

إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِینَ ﴿۱۹۰﴾

فولادوند: قطعا در این [عقوبت درس] عبرتى است و[لى] بیشترشان ایمان آورنده نبودند

مکارم: در این ماجرا آیت و نشانه‏ای است ولی اكثر آنها ایمان نیاوردند.

خرمشاهی: بى‏گمان در این مایه عبرتى هست و بیشترینه آنان مؤمن نبودند

وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ ﴿۱۹۱﴾

فولادوند: و در حقیقت پروردگار تو همان شكست‏ناپذیر مهربان است

مکارم: و پروردگار تو عزیز و رحیم است.

خرمشاهی: و همانا پروردگارت پیروزمند مهربان است‏

وَإِنَّهُ لَتَنزِیلُ رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿۱۹۲﴾

فولادوند: و راستى كه این [قرآن] وحى پروردگار جهانیان است

مکارم: و این (قرآن) از سوی پروردگار جهانیان نازل شده است.

خرمشاهی: و آن [قرآن‏] فرو فرستاده پروردگار جهانیان است‏

نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ ﴿۱۹۳﴾

فولادوند: روح الامین آن را بر دلت نازل كرد

مکارم: روح الامین آنرا نازل كرده است …

خرمشاهی: كه روح‏الامین [جبرئیل‏] آن را بر دل تو فرود آورده است‏

عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِینَ ﴿۱۹۴﴾

فولادوند: تا از [جمله] هشداردهندگان باشى

مکارم: بر قلب (پاك) تو، تا (مردم را) انذار كنی.

خرمشاهی: تا از هشداردهندگان باشى‏

بِلِسَانٍ عَرَبِیٍّ مُّبِینٍ ﴿۱۹۵﴾

فولادوند: به زبان عربى روشن

مکارم: آنرا به زبان عربی آشكار نازل كرد

خرمشاهی: به زبان عربى شیوا

وَإِنَّهُ لَفِی زُبُرِ الْأَوَّلِینَ ﴿۱۹۶﴾

فولادوند: و [وصف] آن در كتابهاى پیشینیان آمده است

مکارم: و توصیف آن در كتب پیشینیان نیز آمده است.

خرمشاهی: و [خبر] آن در صحف [آسمانى‏] پیشینیان هست‏

أَوَلَمْ یَكُن لَّهُمْ آیَةً أَن یَعْلَمَهُ عُلَمَاء بَنِی إِسْرَائِیلَ ﴿۱۹۷﴾

فولادوند: آیا براى آنان این خود دلیلى روشن نیست كه علماى بنى‏اسرائیل از آن اطلاع دارند

مکارم: آیا همین نشانه برای آنها كافی نیست، كه علمای بنی اسرائیل به خوبی از آن آگاهند.

خرمشاهی: آیا این براى آنان نشانه‏[ى صدق‏] نیست كه علماى بنى‏اسرائیل آن را [از پیش‏] مى‏شناسند

وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَى بَعْضِ الْأَعْجَمِینَ ﴿۱۹۸﴾

فولادوند: و اگر آن را بر برخى از غیر عرب زبانان نازل مى‏كردیم

مکارم: هر گاه ما آن را بر بعضی از عجم (غیر عرب) نازل می‏كردیم.

خرمشاهی: و اگر آن را بر بعضى از گنگان بیگانه زبان نازل كرده بودیم‏

فَقَرَأَهُ عَلَیْهِم مَّا كَانُوا بِهِ مُؤْمِنِینَ ﴿۱۹۹﴾

فولادوند: و پیامبر آن را برایشان مى‏خواند به آن ایمان نمى‏آوردند

مکارم: و او آنرا برایشان می‏خواند به آن ایمان نمی‏آوردند.

خرمشاهی: سپس آن را برایشان مى‏خواند، به آن ایمان نمى‏آوردند

كَذَلِكَ سَلَكْنَاهُ فِی قُلُوبِ الْمُجْرِمِینَ ﴿۲۰۰﴾

فولادوند: این گونه در دلهاى گناهكاران [انكار را] راه مى‏دهیم

مکارم: (آری) این گونه قرآن را در دلهای مجرمان وارد می‏كنیم.

خرمشاهی: بدین‏سان آن را در دلهاى گناهكاران راه داده‏ایم‏

لَا یُؤْمِنُونَ بِهِ حَتَّى یَرَوُا الْعَذَابَ الْأَلِیمَ ﴿۲۰۱﴾

فولادوند: كه به آن نگروند تا عذاب پردرد را ببینند

مکارم: آنها به آن ایمان نمی‏آورند تا عذاب دردناك را با چشم خود به بینند.

خرمشاهی: كه به آن ایمان نمى‏آورند مگر آنكه عذاب دردناك را بنگرند

فَیَأْتِیَهُم بَغْتَةً وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ ﴿۲۰۲﴾

فولادوند: كه به طور ناگهانى در حالى كه بى‏خبرند بدیشان برسد

مکارم: ناگهان (عذاب الهی) به سراغ آنها می‏آید، در حالی كه توجه ندارند.

خرمشاهی: كه ناگهانى بر سر آنان آید و آنان آگاه نباشند

فَیَقُولُوا هَلْ نَحْنُ مُنظَرُونَ ﴿۲۰۳﴾

فولادوند: و بگویند آیا مهلت‏خواهیم یافت

مکارم: و در این هنگام می‏گویند: آیا به ما مهلتی داده خواهد شد؟

خرمشاهی: آنگاه گویند آیا ما مهلت یافته خواهیم بود؟

أَفَبِعَذَابِنَا یَسْتَعْجِلُونَ ﴿۲۰۴﴾

فولادوند: پس آیا عذاب ما را به شتاب مى‏خواهند

مکارم: آیا برای عذاب ما عجله می‏كنند؟

خرمشاهی: پس آیا عذاب ما را به شتاب مى‏خواهند

أَفَرَأَیْتَ إِن مَّتَّعْنَاهُمْ سِنِینَ ﴿۲۰۵﴾

فولادوند: مگر نمى‏دانى كه اگر سالها آنان را برخوردار كنیم

مکارم: اگر ما سالیان دیگری آنها را از این زندگی بهره مند سازیم …

خرمشاهی: ملاحظه كن كه اگر سالها برخوردارشان سازیم‏

ثُمَّ جَاءهُم مَّا كَانُوا یُوعَدُونَ ﴿۲۰۶﴾

فولادوند: و آنگاه آنچه كه [بدان] بیم داده مى‏شوند بدیشان برسد

مکارم: سپس عذابی كه به آنها وعده داده شده به سراغشان بیاید.

خرمشاهی: سپس آنچه از آن بیمشان داده‏ایم، به سراغ آنان آید

مَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُوا یُمَتَّعُونَ ﴿۲۰۷﴾

فولادوند: آنچه از آن برخوردار مى‏شدند به كارشان نمى‏آید [و عذاب را از آنان دفع نمى‏كند]

مکارم: این تمتع و بهره گیری از دنیا برای آنها سودی نخواهد داشت.

خرمشاهی: آن برخورداریشان به كار آنان نیاید

وَمَا أَهْلَكْنَا مِن قَرْیَةٍ إِلَّا لَهَا مُنذِرُونَ ﴿۲۰۸﴾

فولادوند: و هیچ شهرى را هلاك نكردیم مگر آنكه براى آن هشداردهندگانى بود

مکارم: ما هیچ شهر و دیاری را هلاك نكردیم مگر اینكه انذار كنندگانی برای آنها بود.

خرمشاهی: و [اهل‏] هیچ شهرى را نابود نكردیم مگر آنكه هشداردهندگانى داشتند

ذِكْرَى وَمَا كُنَّا ظَالِمِینَ ﴿۲۰۹﴾

فولادوند: [تا آنان را] تذكر [دهند] و ما ستمكار نبوده‏ایم

مکارم: تا متذكر شوند، و ما هرگز ستمگر نبودیم.

خرمشاهی: [براى‏] پندآموزى، و ما ستمگر نبوده‏ایم‏

وَمَا تَنَزَّلَتْ بِهِ الشَّیَاطِینُ ﴿۲۱۰﴾

فولادوند: و شیطانها آن را فرود نیاورده‏اند

مکارم: شیاطین و جنیان این آیات را نازل نكردند.

خرمشاهی: و آن را شیاطین نازل نكرده‏اند

وَمَا یَنبَغِی لَهُمْ وَمَا یَسْتَطِیعُونَ ﴿۲۱۱﴾

فولادوند: و آنان را نسزد و نمى‏توانند [وحى كنند]

مکارم: و برای آنها سزاوار نیست، و قدرت ندارند.

خرمشاهی: و آنان را نرسد، و چنین كارى نتوانند كرد

إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ ﴿۲۱۲﴾

فولادوند: در حقیقت آنها از شنیدن معزول [و محروم]اند

مکارم: آنها از استراق سمع (و شنیدن اخبار آسمانها) بركنارند.

خرمشاهی: چرا كه ایشان از شنیدن [وحى‏] بركنار هستند

فَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتَكُونَ مِنَ الْمُعَذَّبِینَ ﴿۲۱۳﴾

فولادوند: پس با خدا خداى دیگر مخوان كه از عذاب‏شدگان خواهى شد

مکارم: هیچ معبودی را با خداوند مخوان كه از معذبین خواهی بود.

خرمشاهی: پس در جنب خداوند خدایى دیگر [به نیایش‏] مخوان كه از عذاب دیدگان خواهى شد

وَأَنذِرْ عَشِیرَتَكَ الْأَقْرَبِینَ ﴿۲۱۴﴾

فولادوند: و خویشان نزدیكت را هشدار ده

مکارم: خویشاوندان نزدیكت را انذار كن.

خرمشاهی: و خاندان خویشاوندت را هشدار ده‏

وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ ﴿۲۱۵﴾

فولادوند: و براى آن مؤمنانى كه تو را پیروى كرده‏اند بال خود را فرو گستر

مکارم: و بال و پر خود را برای مؤ منانی كه از تو پیروی می‏كنند بگستر.

خرمشاهی: و در برابر مؤمنانى كه از تو پیروى مى‏كنند مهربان و فروتن باش‏

فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّی بَرِیءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ ﴿۲۱۶﴾

فولادوند: و اگر تو را نافرمانى كردند بگو من از آنچه مى‏كنید بیزارم

مکارم: اگر آنان نافرمانی تو كنند، بگو: من از كار شما بیزارم.

خرمشاهی: پس اگر از تو سرپیچى كردند بگو كه من از آنچه مى‏كنید برى و بركنارم‏

وَتَوَكَّلْ عَلَى الْعَزِیزِ الرَّحِیمِ ﴿۲۱۷﴾

فولادوند: و بر [خداى] عزیز مهربان توكل كن

مکارم: و بر خداوند عزیز و رحیم توكل نما.

خرمشاهی: و بر [خداوند] پیروزمند مهربان توكل كن‏

الَّذِی یَرَاكَ حِینَ تَقُومُ ﴿۲۱۸﴾

فولادوند: آن كس كه چون [به نماز] برمى‏خیزى تو را مى‏بیند

مکارم: همان كسی كه تو را به هنگامی كه (برای عبادت) بر می‏خیزی می‏بیند.

خرمشاهی: همان كه تو را به هنگامى كه [براى عبادت‏] برمى‏خیزى مى‏بیند

وَتَقَلُّبَكَ فِی السَّاجِدِینَ ﴿۲۱۹﴾

فولادوند: و حركت تو را در میان سجده‏كنندگان [مى‏نگرد]

مکارم: و حركت تو را در میان سجده كنندگان مشاهده می‏كند.

خرمشاهی: و نیز گشتن تو را در میان نمازگزاران‏

إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ ﴿۲۲۰﴾

فولادوند: او همان شنواى داناست

مکارم: او است خدای شنوا و دانا

خرمشاهی: چرا كه او شنواى داناست‏

هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَى مَن تَنَزَّلُ الشَّیَاطِینُ ﴿۲۲۱﴾

فولادوند: آیا شما را خبر دهم كه شیاطین بر چه كسى فرود مى‏آیند

مکارم: آیا به شما خبر بدهم، شیاطین بر چه كسی نازل می‏شوند؟

خرمشاهی: آیا شما را آگاه كنم كه شیاطین بر چه كسى فرود مى‏آیند؟

تَنَزَّلُ عَلَى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِیمٍ ﴿۲۲۲﴾

فولادوند: بر هر دروغزن گناهكارى فرود مى‏آیند

مکارم: بر هر دروغگوی گنهكار نازل می‏گردند.

خرمشاهی: بر هر تهمت‏زن گناهكارى فرود مى‏آیند

یُلْقُونَ السَّمْعَ وَأَكْثَرُهُمْ كَاذِبُونَ ﴿۲۲۳﴾

فولادوند: كه [دزدانه] گوش فرا مى‏دارند و بیشترشان دروغگویند

مکارم: آنها آنچه را می‏شنوند (به دیگران) القا می‏كنند و اكثرشان دروغگو هستند.

خرمشاهی: گوش فرا مى‏دهند و بیشترینه آنان دروغگو هستند

وَالشُّعَرَاء یَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ ﴿۲۲۴﴾

فولادوند: و شاعران را گمراهان پیروى مى‏كنند

مکارم: (پیامبر شاعر نیست) شعرا كسانی هستند كه گمراهان از آنان پیروی می‏كنند!

خرمشاهی: و شاعران [كافر] را گمراهان پیروى مى‏كنند

أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِی كُلِّ وَادٍ یَهِیمُونَ ﴿۲۲۵﴾

فولادوند: آیا ندیده‏اى كه آنان در هر وادیى سرگردانند

مکارم: آیا نمی‏بینی آنها در هر وادی سر گردانند.

خرمشاهی: آیا نمى‏نگرى كه ایشان در هر وادى سرگشته‏اند

وَأَنَّهُمْ یَقُولُونَ مَا لَا یَفْعَلُونَ ﴿۲۲۶﴾

فولادوند: و آنانند كه چیزهایى مى‏گویند كه انجام نمى‏دهند

مکارم: و سخنانی می‏گویند كه عمل نمی‏كنند!

خرمشاهی: و ایشان چیزهایى مى‏گویند كه خود انجام نمى‏دهند

إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِیرًا وَانتَصَرُوا مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُوا وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبُونَ ﴿۲۲۷﴾

فولادوند: مگر كسانى كه ایمان آورده و كارهاى شایسته كرده و خدا را بسیار به یاد آورده و پس از آنكه مورد ستم قرار گرفته‏اند یارى خواسته‏اند و كسانى كه ستم كرده‏اند به زودى خواهند دانست به كدام بازگشتگاه برخواهند گشت

مکارم: مگر كسانی كه ایمان آورده‏اند و عمل صالح انجام می‏دهند و یاد خدا بسیار می‏كنند و به هنگامی كه مورد ستم واقع می‏شوند به دفاع از خویشتن (و مؤ منان) بر می‏خیزند (و از ذوق شعری خود كمك می‏گیرند) و بزودی آنها كه ستم كردند می‏دانند كه بازگشتشان به كجاست.

خرمشاهی: مگر كسانى كه ایمان آورده و كارهاى شایسته كرده‏اند و خداوند را بسیار یاد مى‏كنند، و پس از آنكه ستم دیده‏اند انتقامشان را گرفته‏اند، و كسانى كه ستم كرده‏اند زودا كه بدانند كه به چه بازگشتگاهى راه خواهند برد

 


نوع مطلب : قرآن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 80 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی