تبلیغات
اندکی صبر سحر نزدیک است... - مطالب حضرت زینب (س)
 
اندکی صبر سحر نزدیک است...
گویند کریم است و گنه می بخشد......گیرم که ببخشد زخجالت چه کنم
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ahmad motaleby
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
صلوات برای سلامتی وتعجیل در فرج آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)







سه شنبه 24 شهریور 1388

دُرّ دریاى عفاف

شاعر : عباس رسولى

طبع مى‏خواهد كه وصف زینب كبرى كند

لیك، قطره  كى تواند صحبت از دریا كند؟

توسن طبعم در اینجا پاى در گل مانده است

مرغ بى ‏پَر چون سفر بر عرصه عُنقا كند؟

نطق گویا عاجز است از شرح و ذكر وصف او

كى تواند خامه مدح آن ملك ‏سیما كند؟

جد پاكش مصطفى، باب كبارش مرتضاست

مادرش زهرا كه مدحش ایزد یكتا كند

چون حسین و چون حسن دارد برادر، هر یكى

ناز بر موسى بن عمران، فخر بر عیسى كند

در شهامت ‏بود وارث بر على مرتضى

همت والاى او تفسیر "كرمنا" كند

دختر زهرا كه در حجب و حیا و عصمتش

نقش مادر را به خوبى در جهان ایفا كند

در شجاعت چون حسین و در صبورى چون حسن

در عبادت پیروى از مادرش زهرا  كند

دّر دریاى عفاف و گوهر گنج ‏حیاست

عفتش یاد از حیاى مریم عذرا كند

گاه  در آغوش گیرد اصغر لب تشنه را

تا بخوابد آب را در خواب خود رؤیا كند

گاه دلدارى دهد بر مادران سوگوار

گاه دلجوئى ز آل و عترت طاها كند

گاه آید بر سر نعش برادر از خِیم

از ته دل ناله و فریاد و  واویلا  كند

گاه هم  گیرد ز دست دختران بى ‏پناه

از خیام سوخته رو جانب صحرا كند

كیست چون زینب كسى كو در دیار كربلا

ناله جانسوز او تاثیر در دلها  كند؟

كیست چون زینب كه با یك جلوه از نور رُخش

رخنه‏ها در قلب موسى، در دل سینا كند؟

كیست چون زینب كه در راه رواج  دین حق

مو به مو برنامه دین خدا اجرا  كند؟

كیست چون زینب كسى كو در ره دین خدا

در جهان دار و ندار خویشتن اهدا كند؟

كیست چون زینب كسى كو با اسیرى خودش

خون پاك كشتگان كربلا احیاء  كند؟

كیست چون زینب كه با تدبیر مظلومانه‏اش

دشمن پست و زبون را تا ابد رسوا كند؟

كیست چون زینب كسى كو در میان دشمنان

چون على مرتضى در نطق خود غوغا كند؟

كیست چون زینب كه در بزم یزید بى ‏حیا

خطبه‏اى ایراد كرده محشرى برپا  كند؟

كیست چون زینب كه او با یك كلام آتشین

تنگ و تاریك این جهان در دیده اعداء كند؟

دختر شیر خدا بود و خودش هم شیر بود

كس ندیده شیر را  كز روبهان پروا  كند

در جهان املاء دین را كرده انشاء مو به مو

كیست چون زینب كه این املاء را انشاء كند؟

پیروى باید كند از دخت زهرا  و على

هر كه مى‏خواهد كه راه دین حق پیدا  كند

روز محشر گر به شكوه لب گشاید بى ‏گمان

محشرى دیگر به پا در محشر كبرا كند

دشمنانش در سقر سوزند در نار غضب

دوستانش هم مقر در سایه طوبا  كند

اى "رسولى‏" غم مدار از گیر و دار روز حشر

دختر زهرا اگر از راه  لطف ایما كند



نوع مطلب : حضرت زینب (س)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 24 شهریور 1388

اختر تابان عرفان

شاعر : غلامرضا قدسى

گوهر رخشان ایمان زینب (س) است

اختر تابان عرفان زینب (س) است

قطر‌ه‌اى کوثر ز آب رحمتش

بردبارى شرمگین از همتّش

کیست زینب محرم بزم حضور

روى او تفسیرى از " الله نور " 1

چون به ‌‌دنیا آمد آن فرخنده زن

شد به گیتى نور حق پرتو فکن

خانه زاد وحى حق تارخ گشود

آبروى آفرینش را فزود

زینب آن پرورده دامان عشق

نام او سر لوحه دیوان عشق

جان او از عشق حق افروخته

وز شرار عشق، جانش سوخته

عقل گشته مات از ایثار او

عشق سرگردان شده در کار او

مرد و زن خدمتگزار درگهش

توتیاى چشم جان، خاک رهش

زینب آن دردانه آل رسول

دختر والاى زهراى بتول

بود از آغاز همگام حسین

نقش بر لوح دلش نام حسین

بسته پیمان با خدا روز الست

تا به راهش بگذرد از هر چه هست

صبر را بخشیده معنایى شگرف

وصف صبر او برون از حدّ حرف

از قیام روز عاشورا حسین

کرد دین را زنده در دنیا حسین

شد قیام او به عالم بى قرین

بود چون زینب در آن نقش آفرین

گر نبودى نقش او در این قیام

بود این نهضت قیامى ناتمام

کیست زینب آن که در کرب ‌بلا

شد خجل از صبر او کرب و بلا 2

رنج پیش او سپر انداخته

درد و محنت رنگ پیشش باخته

روز عاشورا به او چشم امید

دوختند از پیرو برنا هر شهید

جسم فرزندان او بر روى خاک

اوفتاده قطعه قطعه، چاک چاک

او حسینى بود و پروایى نداشت

جز خدا در خاطرش جایى نداشت

از برادر لحظه‌اى غافل نبود

هیچ مشکل پیش او مشکل نبود

شعله‌ها از عشق عالم سوز داشت

آتشى در جان، جهان افروز داشت

در حریم قدس، محرم زینب است

معنى عشق مجسّم زینب است

آفرین بر صبر طاقت سوز او

و آن تجلّی‌هاى جان افروز او

داشت بار این رسالت چون به دوش

بیشتر از پیشتر شد سخت کوش

با اسیران صبحدم تا شام رفت

گاه در کوفه گهى در شام رفت

داشت در راه سفر آن پاک جان

از سر پاک شهیدان سایبان

چون به شهر شام زینب گام زد

آتشى از خطبه‌اش در شام زد

غنچه لب چون که زینب باز کرد

در فصاحت چون على(ع) اعجاز کرد

از بیان گرم آن شیرین سخن

شد چو شب در شام، روز اهرمن

جاودان ساز مُحرّم با پیام

زینب است آرى الى یوم القیام 3

یا رب از عشقش دل ما زنده کن

همچو خورشید فلک تابنده کن

پى نوشت ها :

1.الله نور... . اشاره است به آیه مبارکه: الله نور السموات و الارض؛
«خداوند متعال نور و روشنایى آسمان‌ها و زمین است». (آیه 37 سوره نور)
2.کرب و بلا: اندوه و مصیبت و سختى و آزمایش.
3.للى یوم القیامة: تا روز قیامت ، تا روز رستاخیز.


نوع مطلب : حضرت زینب (س)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 24 شهریور 1388

سپهدار عشق

شاعر: عباس كى منش (مشفق كاشانى)

شبى كه مطلع مهر از، طلوع زینب بود

فروغ روز نشسته، به دامن شب بود

هزار رود نوا گر ز كوثر و تسنیم

روان به خانه زهرا،به بوى زینب بود

هزار چشمه خورشید، از كرانه شب

دمیده از دل مهتاب، و چشم كوكب بود

شكوفه با ر لب مرتضى بباغ دعا

ستاره ریز دم مصطفى،به یارب بود

شراب نور ز خمخانه سحر، جوشید

كه جام سرخ شقایق، ز مى لبالب بود

اگر چه "زین اب "و را نهاد نام، رسول

خداى داند، كاو زینب "ام و اب" بود

زنى به همت و مردى، به مردمى سوگند

ضس از حسین، سپهدار عشق، زینب بود



نوع مطلب : حضرت زینب (س)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 24 شهریور 1388

کلام تو

شاعر : رضا جعفرى

تا خیمه زد به ساحل خطبه کلام تو

خوابید موج هاى  خروشان به نام تو

از کوفه تا به شام فقط سنگ مى زدند

مدفون کنند تا همه جا سیر گام تو

جز با عنایت تو به چوب کجاوه ات

دست که مى رسید به بالاى بام تو

خطبه مخوان به مرم از سنگ پست تر

اینجا نمى دهند جواب سلام تو

ما را سوار ناقه غمگین خویش کن

شاید شویم زائر زلف امام تو



نوع مطلب : حضرت زینب (س)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 24 شهریور 1388

قهرمان کربلا

شاعر : على اکبر پیروى

یا رب از کید اجانب حفظ کن اسلام را

دور کن از دیده ما پرده ابهام را

از دل ما دور فرما کینه را

از سر ما کن برون اندیشه هاى خام را

دل چو از نور خدایى گشت روشن لا جرم

کلک نورش مى زداید نقش استفهام را

یا رب آن غایب چه روزى برقع از رخ افکند

تا کند اجرا در عالم عین و دال و لام را

یا رب این دنیا براى اهل بیت مصطفى

از چه ناهموار کرده گردش ایام را

چیست آن جام شهادت ؟ کیست آن عبد مطیع

چون به دستش مى دهى لا جرعه نوشد جام را

هستى خود را ز اول داد در راه خدا

کرد ایفا عهد خود ز آغاز تا انجام را

کیست این خورشید سرگردان که تا یوم الحساب

کرده سرگردان خود این چرخ نیلو فام را

گاه در دیر وگهى ویرانه منزل مى کند

شما دیده بارگاه و کوفه دیده بام را

کیست این نجم فروزانى که از بدو طلوع

کرده حیران با تحمل در سماء اجرام را ؟!

کیست آن پیک همایونى که از کرب و بلا

میبرد سوى مدینه از حسین (ع) پیغام را ؟!

کیست این خواهرکه چون نعش برادردید گفت :

با رالها خیر فرما از کرم فرجام را ؟!

مى کشد خار مغیلان را ز پاى کودکان

سرپرستى کرده با اخلاص تام ایتام را

گاه پرسد حال رنجور برادر زاده را

گاه تسکین مى دهد با آه خود آلام را

کیست آندختر که مانند پدر گوید سخن

میگذارد بر زمین مانند مادر گام را ؟!

کیست این بانو که از دشمن چو بیند ناسزا

مى کند مقهور منطق صاحب دشنام را ؟1

سرچوازمحمل برون آوردوخواند آن خطبه را

کوفه را لرزاند و بر هم زد اساس شام را

گرچه نامش قلب عالم را بسوزاند ولیک

حال سوزانم دل و سازم بیان این نام را

قهرمان کربلا ام المصائب زینب است

آنکه با تلخى صبرش کرده شیرین کام ر

"پیروی" دامان این بانوى والا را بگیر

تا بگیرى در قیامت از کفش انعام را



نوع مطلب : حضرت زینب (س)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 2 )    1   2   


پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی