تبلیغات
اندکی صبر سحر نزدیک است... - مطالب حضرت خدیجه(س)
 
اندکی صبر سحر نزدیک است...
گویند کریم است و گنه می بخشد......گیرم که ببخشد زخجالت چه کنم
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ahmad motaleby
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
صلوات برای سلامتی وتعجیل در فرج آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)







بانوى كرامت حضرت خدیجه علیها

شاعر : مصطفى جعفرى

بانوى كرامت حضرت خدیجه علیها السلام‏

سلام ما به خدیجه  كه پاك طینت بود

درود ما به روانش كه كوه همت بود

سلام ما به خدیجه  تجسم ایمان‏

كریمه‏اى كه وجودش پر از سعادت بود

درود حق به روان یگانه بانویى‏

كه صاحب كرم و بخشش و سخاوت بود

ندیده دیده گردون چنین زنى والا

كه افتخار عرب بود و با كرامت بود

فداى همت مردانه‏اش كه با اخلاص‏

هماره تكیه گه و یاور رسالت بود

بزرگ بانوى اسلام و مادر توحید

كه دامنش صدف گوهر نبوت بود

سلام خیل ملائك بر آن زنى بادا

كه عشق ختم رسل در دلش ودیعت بود

كسى كه مومنه اول است در اسلام‏

چراغ بیت نبوت به شهر غربت بود

گذشت از سر هستى خود براى خدا

بلند همت و سرمایه‏اش شرافت بود

شنیده‏ام كه نبى داغ او بدید و گریست‏

بیاد مهر و وفایش كه با حقیقت بود

بنا به خواهش او مصطفى كفن فرمود

گل وجود كسى را كه از لطافت بود

بیاد آن همه از خودگذشتگى نالید

اگرچه یار رئوفش در اوج عزت بود

به پاس خدمت شایان او به امر خدا

براى پیكر پاكش كفن ز جنت بود

فداى دختر بى‏یار و یاورش زهرا

كه وقت مرگ رُخَش ‏نیلى ازعداوت بود

على شبانه كفن كرد و اشك غم بارید

چرا كه یاس على پرپر از شقاوت بود

چگونه دست نگیرد زجعفرى فردا

كسى كه مظهر الطاف بى نهایت بود



نوع مطلب : حضرت خدیجه(س)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 24 شهریور 1388

درد عشق

شاعر:على ناظمى

شبى که دیده خود پر ستاره مى کردم

براى غربت دل فکر چاره مى کردم

به دانه‌هاى چو تسبیح اشک در دستم

براى آمدنت استخاره مى کردم

اگر نشد که دوباره به پاى تو افتم

سلام بر تو ز دارالاماره مى کردم

من از محله آهنگران بى احساس

گذر نمودم و دل پر شراره مى کردم

یکى سفارش تیر سه شعبه‌اى مى داد

وان یکاد نذر شیرخواره مى کردم

غریب‌تر ز دلم روزگار چون مى خواست

به کودکان غریبم اشاره مى کردم



نوع مطلب : حضرت خدیجه(س)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 24 شهریور 1388

افتخار جهان اسلام‏

شاعر : على نریمانى (قائمى)

در رثاى خدیجه‏ى كبرى‏

رخصتى تا كنم سخن انشاء

لب گشایم به مدح بانویى‏

كه بود بى نظیر و بى همتا

صاحب عزّ و جاه و قدر و مقام‏

طاعت محض و اسوه‏ى تقوى‏

بانویى كز علوّ جاه و مقام‏

زد سرادق به بام عرش علا

دین مدارى نمونه و نادر

جان نثارى چو كوه پا برجا

گاه بخشایش و عطاورزى‏

آفتابى در آسمان سخا

همسر با وفاى پیغمبر

مادر مهر پرور زهرا

آنكه مال و منال خویش نمود

صرف دین در ره رضاى خدا

روز و شب از سر صفا كوشید

تا نماند حبیب حق تنها

افتخار جهان اسلام است‏

فخر نسوان خدیجه‏ى كبرى‏

هست از پرتو حمایت او

گر كه اسلام مانده پا برجا

با فداكاریش فراتر رفت‏

نامش از بام گنبد خضرا

دل به دنیاى بى ثبات نبست‏

كه بود رو سفید درعقبى‏

همه‏ى عمر با تمام توان‏

بنده‏اى بود تابع مولا

من و اوصاف آن خجسته خصال‏

مَثَل قطره باشد و دریا

عذر تقصیر "قائمى" خواهد

حق مطلب اگر نكرد ادا



نوع مطلب : حضرت خدیجه(س)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

هاله‏ى نور ؛حضرت خدیجه علیها السلام‏

شاعر : حبیب چایچیان (حسان)

مُحمّد  را نكو همسر خدیجه

عزیز قلب پیغمبر خدیجه‏

یقین باشد، پس از زهرا و زینب

بود از هر زنى برتر، خدیجه‏

پناه امتى بود و، نبى  را

به روز بى كسى، یاور، خدیجه‏

گهى غمخوار، او هنگام سختى‏

صفا بخش دل شوهر، خدیجه‏

گهى با خنده‏ى نوش آفرینش‏

سرور قلب آن سرور، خدیجه‏

میان دلبران، همتاى او كیست؟

دل لولاك را دلبر، خدیجه‏

زنى چون حوریان، مجذوب شوهر

همه آسایش همسر، خدیجه‏

وجود رحمة للعالمین را

پرستار و نوازشگر، خدیجه‏

گرفته با ادب، چون هاله‏ى نور

چراغ وحى را در بر، خدیجه‏

به طوفان بلا، چون كوه، محكم‏

به كشتى امان، لنگر خدیجه‏

مبارز محرمى، همراز و نستوه‏

شكوه غم، ز پا تا سر، خدیجه‏

توان بخش صفوف مؤمنان بود

به تنهایى چو یك لشكر، خدیجه‏

چو مى‏شد سنگباران خانه‏ى او

به پیش مصطفى  سنگر، خدیجه‏

به شام تار خورشید نبوّت‏

بود مهتاب روشنگر، خدیجه‏

وفا و عشق و عفّت، زینت اوست‏

ندارد غیر ازین زیور، خدیجه‏

چه خوش اللَّه اكبر گفت و بگذشت‏

ز جان و مال و سیم و زر، خدیجه‏

همین وارستگى، شایسته‏ى اوست‏

چو زهرا  را بود مادر، خدیجه‏

كشد بار عطاى آسمانى‏

چو باشد مادر كوثر، خدیجه‏

چه كوثر، آنكه یكتا همچو طاهاست‏

صدف شد بر چنین گوهر، خدیجه‏

ز نامش مادران برخود ببالند

كه دارد یك چنین دختر، خدیجه‏

چه خوش باشد غلام خود بخواند

"حسان" را در صف محشر، خدیجه‏



نوع مطلب : حضرت خدیجه(س)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

اُم المؤمنین حضرت خدیجه علیها السلام‏

شاعر: عباس شاهزیدى (خروش)

میان غربت دستان مكه سر بر كرد

مُحمّد عربى مكه را منور كرد

پس از گذشت چهل سال آن امین خدا

شروع امر رسالت به حكم داور كرد

به‏ گوش هوش چوكس، آیه‏اى ‏از او بشنید

خداى را به تمام وجود باور كرد

یتیم مكه گر از مال بهره‏مند نبود

خداى قادر او را با خدیجه همسر كرد

عفاف و پاكى آن بى نظیر مادر دهر

دل رسول خداوند را مسخّر كرد

شگفت واقعه‏اى بود این نكو پیوند

خداى عشق مه و مهر را برابر كرد

خدیجه‏اى كه در او نور فاطمه تابید

همو كه آمدنش خاك را معطّر كرد

بدان كه آمدن فاطمه عنایت بود

كه بر تمام جهان كردگار اكبر كرد

خدا بپاس گذشتى كه در ره دین داشت‏

خدیجه را به زنان قریش سرور كرد

چه رنجها كه به جانش خرید بهر خدا

چه خدمتى كه به دین آن بلند اختر كرد

تمام هستى خود را به پاى احمد ریخت‏

خدا براى خدیجه چنین مقدّر كرد

اگر كه مهر مُحمّد نبود در دل او

چگونه آن همه اندوه و درد را سر كرد

بسوى حق شد و سر در نقاب خاك كشید

دل رسول خدا را بسى مكدّر كرد

همان عبا كه پیمبر در آن تهجّد داشت‏

خدیجه موقع لبیك دوست در بر كرد

درود و رحمت خاصان "خروش" بر او باد

كه هر چه داشت فدا در ره پیمبر كرد



نوع مطلب : حضرت خدیجه(س)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 2 )    1   2   


پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی