تبلیغات
اندکی صبر سحر نزدیک است... - مطالب شیعه
 
اندکی صبر سحر نزدیک است...
گویند کریم است و گنه می بخشد......گیرم که ببخشد زخجالت چه کنم
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ahmad motaleby
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
صلوات برای سلامتی وتعجیل در فرج آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)







چهارشنبه 11 آذر 1388



نوع مطلب : شیعه، حضرت علی(علیه السلام)، 
برچسب ها : عید غدیر مبارک باد،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

احادیث درباره بینش و حکمت پیامبران و امامان (ع)

به حضرت عیسی (ع) گفته شد : ای روح خدا ( روح الله یکی از نامهای حضرت عیسی (ع) است که ترجمه آن روح خداست ) چطور صبح کردی ؟ ( به تعبیر روانتر حال شما چطور است ؟ چون جمله ای است که در احوالپرسی به کار میرود ) حضرت عیسی (ع) فرمود : صبح را آغاز کردم در حالی که پروردگارم بالای سر من است ، آنچه را امیدوارم در اختیار من نیست ( و مالک آن نیستم ) ، و از دور کردن آنچه دوست ندارم عاجزم ، بنابراین چه کسی از من فقیر تر است.  بحارالانوار جلد 14 صفحه 322

هرگاه از حضرت عیسی (ع) احوالپرسی میشد ، میفرمود : صبح کردم در صورتی که سود آنچه را که به آن امید دارم در اختیار من نیست ، و قدرت ندارم آنچه را از آن بیم دارم از خود دفع کنم ، و صبح کردم در حالی که در گرو عملم هستم ، و تمام خوبیها در دست غیر خودم ( یعنی خدا ) است ،  پس هیچ فقیری از من فقیر تر نیست.  المحجة البیضاء جلد 4 صفحه 15

از امام صادق (ع) نقل شده است : حضرت عیسی (ع) در خطبه اش فرمود : در میان شما صبح کردم ( و زندگی میکنم ) در حالی که خورشت من گرسنگی و غذایم چیزی است که زمین برای حیوانات وحشی و چهارپایان میرویاند و چراغ ( وسیله روشنایی ) من ماه و بسترم خاک و بالشم سنگ است.  سفینة البحار جلد 1 صفحه 700

راوی گفت : به امیرالمومنین (ع) گفتم : چگونه صبح کردی ؟ در پاسخ فرمود : چگونه صبح میکند کسی که خداوند بر او دو نگهبان گمارده است ، و میداند که خطاهایش در دفتر ویژه نوشته میشود ، و اگر پروردگارش به او رحم نکند بازگشتش به سوی آتش است.  بحارالانوار جلد 76 صفحه 15

مردی در شروع سخن به امام حسین (ع) گفت : حال شما چطور است ؟ خدا به شما عافیت دهد.امام (ع) فرمود : سلام قبل از گفتار است ، خدا به تو عافیت دهد ، سپس فرمود : اجازه ندهید به کسی ( سخن بگوید ) تا اینکه سلام کند.  موسوعة کلمات الامام الحسین (ع) صفحه 750 حدیث 913

به امام سجاد (ع) گفته شد : ای فرزند رسول خدا (ص) حال شما چطور است ؟ فرمود : حال و روز کسی را دارم که هشت طلبکار دور او را گرفته اند ، خدای بزرگوار از من انجام واجبات را میخواهد ، و پیامبر روش و سنت خود را ، و خانواده غذا و خرجی را ، و نفس شهوت را ، و شیطان نافرمانی را ، و نگهبانان ( دو فرشته ثبت کننده اعمال انسان ) درست کرداری را ، و عزرائیل روح را ، و قبر جسم را بنابراین من در میان این همه طلبکار گرفتارم.  بحارالانوار جلد 76 صفحه 15

امام سجاد (ع) فرمودند : هر بامداد زبان آدمیزاد بر دیگر اعضایش توجه میکند ، و میگوید : چگونه هستید ؟ حالتان چطور است ؟ آنها می گویند : اگر تو ما را رها کنی خوبیم ، خدا را خدا را نسبت به ما به یاد آور و او را به خدا قسم میدهند و می گویند : پاداش و کیفر ما تنها به خاطر توست.  اصول کافی جلد 3 صفحه 177 حدیث 1824

به امام باقر (ع) گفته شد : چگونه صبح کردی ؟ فرمود : صبح کردیم در حالی که در نعمت هستیم ، گناهان فراوان است ، معبود ما با نعمتها به ما اظهار دوستی میکند ، و ما با نافرمانی نسبت به او دشمنی می کنیم ، ما به او نیازمندیم و او از ما بی نیاز است.  بحارالانوار جلد 46 صفحه 304

سفیان ثوری گوید : به امام صادق (ع) وارد شدم و گفتم : ای فرزند رسول خدا چگونه صبح کردی؟ فرمود :به خدا قسم من غمگینم ، و قلبم مشغول است.به امام گفتم چه چیزی شما را غمگین و دلت را مشغول کرده است ؟ فرمود : ای ثوری ! هرکسی که در قلبش دین ناب خدا وارد شد او را از چیزهای دیگر مشغول میکند ، ای ثوری دنیا چیست ؟ و چه چیز میتواند باشد ؟ آیا دنیا چیزی جز خوراکی که خوردی یا پوشاکی که پوشیدی یا مرکبی که سوار شدی است ؟ مومنان در دنیا آرامش ندارند ، و از آمدن آخرت ( قیامت ) در امان نیستند ، خانه دنیا خانه ناپایدار است و خانه آخرت سرای پایدار ، مردم دنیا اهل غفلت اند.  بحارالانوار جلد 78 صفحه 262

داوود میگوید : خدمت امام صادق (ع) رسیدم پسرش حضرت کاظم (ع) در حالی که ( در اثر تب شدید ) میلرزید ، وارد شدم ، امام صادق (ع) به او فرمود : چگونه صبح کردی ؟ او در پاسخ گفت : در سایه لطف خدا ، غرق در نعمتهای خداوندم.  بحارالانوار جلد 47 صفحه 100

امام کاظم (ع) ( در دعایش ) فرمود : ( خدایا ) صبح کردم در حالی که از تو میخواهم از من در گذری و به من عافیت در دین و دنیا و آخرت و خانواده و مال و فرزندم عطا کنی.  بحارالانوار جلد 90 صفحه 188

به امام رضا (ع) گفته شد : چگونه صبح کردی ؟ امام (ع) فرمود : صبح کردم در حالی که عمر کوتاه شده ، کردارم ضبط شده ، مرگ ( چون طوقی ) بر گردنمان افتاده ، آتش را پشت سر داریم و نمی دانیم با ما چگونه عمل خواهد شد.  بحارالانوار جلد 78 صفحه 339

به ابوذر رضی الله عنه گفته شد : ای یار رسول خدا چگونه میگذرانی ؟ او گفت : در میان دو نعمت صبح کردم ، میان گناه پوشیده شده ، و تمجید و ستایشی که هرکس به آن مغرور شود فریب خورده است.  بحارالانوار جلد 22 صفحه 405

نقل شده است : پیامبر اکرم (ص) به گروهی از انصار که در خانه ای بودند وارد شد ، پس بر آنان سلام کرد و ایستاد و فرمود : حال شما چطور است ؟ آنان گفتند : ای رسول خدا ما مومن هستیم ، پیامبر فرمود : آیا بر این گفتارتان برهانی دارید ؟ آنان گفتند : بله ، حضرت فرمود : برهان و دلیلی بر مومن بودنتان بیاورید ، آنان گفتند : خدا را در آسایش شکر و سپاس می گوئیم ، و در مقابل گرفتاریها شکیبا هستیم ، و به قضا و قدر الهی راضی هستیم ، فرمود : شما همان طورید که گفتید.  بحارالانوار جلد 82 صفحه 144

به سلمان فارسی گفته شد : چگونه صبح کردی ؟ او گفت : چگونه میگذراند کسی که عاقبتش مرگ و منزلش قبر و همسایگانش جانوران زمین است و اگر گناهش بخشیده نشود جایگاهش آتش خواهد بود.  بحارالانوار جلد 76 صفحه 16

امام علی (ع) فرمود : حال شما چطور است ؟ او در پاسخ گفت : امیدوار و بیمناکم بعد امام فرمود : هرکه امید به چیزی دارد آنرا طلب میکند ، و کسی که از چیزی بترسد از آن فرار خواهد کرد ، نمیدانم چگونه کسی ترس دارد ( از آتش دوزخ ) و شهوت به او روی میآورد ولی به خاطر ترس ( آتش دوزخ ) آنرا رها نمیکند ، و نمیدانم چه امید دارد مردی که بلا و گرفتاری به او روی میآورد ولی بخاطر چیزی که به آن امیدوار است شکیبایی پیشه نمیکند.  بحارالانوار جلد 78 صفحه 51

از امام هشتم (ع) روایت است که مردی خراسانی به او گفت : ای پسر رسول خدا من رسول اکرم (ص) را در خواب دیدم گویا به من میفرمود : چگونه خواهید بود وقتی که در زمین شما پاره ای از تن من در سرزمین شما دفن شود و امانت من به شما سپرده شود و در زمین شما ستاره من پنهان شود ؟ امام رضا (ع) فرمود : منم که در زمین شما دفن خواهم شد و منم پاره تن پیامبر شما و منم امانت و منم آن ستاره.آگاه باشید هرکه مرا زیارت کند و آنچه را خدای تعالی از حق من و اطاعت من واجب کرده بشناسد ( و به آن عمل کند ) من و پدرانم روز قیامت شفیع او خواهیم بود ، و کسی که ما شفیع او باشیم نجات پیدا خواهد کرد.گرچه بر او همانند گناهان جن و انس باشد.  امالی شیخ صدوق صفحه 64 مجلس 15 حدیث 10



نوع مطلب : احادیث موضوعی، داستان پیامبران، شیعه، دینی مذهبی، احادیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه 26 شهریور 1388
عظمت شیعه

بنام خدا



یکی از انگیزه های تهاجم وسیع وهّابیت بر ضدّ  مذهب اهل بیت (ع) ترس و وحشت آنها از گسترش فرهنگ برخواسته از قرآن در میان جوانان و دانشمندان تحصیل کرده و استقبال آنان از این مکتب نورانی مطابق با سنّت راستین محمّدی (ص) می باشد که چند نمونه را در اینجا می اورم:
1 : دکتر عصام العماد ، فارغ التحصیل دانشگاه «الامام محمدبن سعود»در ریاض و از شاگردان بن باز (مفتی اعظم سعود) و امام جماعت یکی از مساجد بزرگ صنعا و از مبلّغین  وهابّیت در یمن که کتابی نیز در اثبات کفر و شرک شیعه تحت عنوان ( الصلة بین الا ثنی عشریة و فرق الاغلاة) نوشته است با آشنایی  با یکی از جوانان شیعه،با فرهنگ شیعه آشنا شده  و از فرقه  وهابّیت دست کشید و به مذهب شیعه مشرّف گردید . دکتر عصام  در کتابی که به همین مناسبت تألیف نموده ، می نویسد:« با مطالعه کتابهایی که وهابّیت در سالهای اخیر نوشته اند ، به یقین در می یابیم که انان احساس کرده اند که تنها مذهب اینده ،همان مذهب شیعه امامیه است، وهنگامی که کتابهای برادران وهابّی را می خوانیم بر یقین ما افزوده می گردد که اینده از آنِ مذهب تشیع می باشد زیرا انان ،خود وسیله انتشار سریع واشنایی با مذهب تشیع در بین وهابّیان  می باشند (1)
2: آقای شیخ ربیع بن محمّد ، از نویسندگان بزرگ سعودی می نویسد:آنچه که باعث فزونی شگفتی من گردید این است که برخی از برادران وهابّی وفرزندان شخصّیتهای علمی و دانشجویان مصری ، اخیراً به سراغ مکتب تشیّع رفته اند(2)
3: شیخ محمد مغراوی از دیگر نویسندگان مشهور وهّابی میگوید: با گسترش مذهب تشیع در میان جوانهای مشرق زمین ،بیم آنرا داریم که این فرهنگ در میان جوانان مغرب زمین نیز گسترده گردد(3)
4:دکتر ناصر قفاری استاد دانشگاه های مدینه مینویسد :اخیراً تعداد زیادی  از اهل سنّت به طرف مذهب شیعه گرایش پیدا کرده اندو اگر کسی کتاب « المجد فی تاریخ البصرة و نجد» را مطالعه کند به وحشت می افتد که چگونه برخی از قبایل عربی به صورت کامل ،مذهب شیعه را پذیرفته اند(4)
5: جالبتر از اینها سخن شیخ مجدی محمد علی محمد  نویسنده بزرگ وهّابی است که می گوید: یکی از جوانان اهل سنّت با حالت حیرت ،نزد من امد و انگیزه حیرت اورا جویا شدم ،دریافتم که دست یک شیعه به وی رسیده است و این جوان سنّی تصوّر کرده است که شیعیان فرشتگان رحمت وشیر بیشه حقّ می باشند (5)
پاورقی:
1: المنهج الجدید و الصحیح فی الجواد مع الوهّابیین  صفحه 178
2: مقدمه کتاب «الشیعه الامامیه فی میزان الاسلام»صفحه 5
3: مقدمه کتاب «من سبّ الصحابةو معاویة فاُمُّه هاویةً» صفحه 4
4:مقدمه«اصول مذهب الشیعة الامامیةالاثنی عشریة»جلد اول صفحه 9
ه:انتصارالحقّ    : جلد اول : صفحه 11 و14



نوع مطلب : شیعه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه 26 شهریور 1388
راز ماندگاری شیعه

بنام خدا


  


اگر کمی به تاریخ ادیان و مذاهب نگاه کنیم میبینیم که خیلی از این مذاهب اصلا حرفی از اینها نیست وخیلی ها نیز در کوران حوادث روزگار رنگ باختند .و تعدادی از مذاهب نیز که برخی از آنها روزی خوار اسلام نیز هستند از ره به بیراهه رفتند واز چاله به چاه افتادند. در میان این همه مذاهب تنها مذهبی که بدون اتکال به قدرت حکومتی جباران روزگار توانست  روی پای خود  ایستادگی کند. مذهب تشیع بود.مذهبی که  در هرزمانی وبه هر بهانه ای ظلم ظالمان و بی عدالتی  حاکمان بی عدالت  را به دوش می کشید و اکنون نیز به مدد الهی و با استقامت و پایداری پیروان این مذهب راستین در عصر کنونی  وبه برکت انقلاب اسلامی ایران  در سرتاسر  عالم هستی با افتخار سر بلند کرده و به راه خویش که همان رساندن پرچم این مذهب به دست صاحب اصلی آن می باشد ادامه می دهد.


راستی!


راز ماندگاری مذهب شیعه چیست؟


و پاسخی هرچند مختصر به این پرسش:


 مهم ترین دلیل ماندگاری مذهب شیعه، حق بودن آن است. قرآن مجید بر اصیل بودن حق تأکید دارد و می فرماید: کف روی آب نابود می شود و اما آن چه به مردم سود می رساند می ماند..(رعد / 17)خداوند این مثال را برای حق و باطل مطرح کرده است.از این رو، با وجود مخالفت های شدیدی که با شیعه در طول تاریخ شده است نتوانستند آن را از صفحة روزگار محو نمایند.
برای ماندگاری علل گوناگونی مانند اهتمام ائمة اطهار(ع) و غنی بودن محتوای کلام پیشوایان مذهب از جمله نهج البلاغه و احادیث اهل بیت(ع) و صحیفة سجادیة امام سجاد(ع) و نشر و اشاعة فرهنگ تشیع از طریق مباحثه و مناظره و تشکیل جلسات و کلاس درس از طریق امام باقر(ع) و امام صادق(ع) و پرورش شاگردان متعدد در حوزه های علمی و زحمات بی شائبة عالمان دین در عصر غیبت در ترویج مکتب تشیع و پویایی فقه تشیع به مقتضای اجتهاد و حفظ شعائر مذهب از طریق اقامه مجالس عزاداری در محرم و صفر و وقوع نهضت خونین حسینی و شهادت امام حسین(ع) و اسارت خاندان پیامبر (ص) مؤثر بوده است..



نوع مطلب : شیعه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 24 شهریور 1388

توسل

زندگى بشر بر اساس بهره‏گیرى از وسائل و اسباب طبیعى استوار است که هر یک آثار ویژه خود را دارند. همه ما هنگام تشنگى آب مى نوشیم، و هنگام گرسنگى غذا مى خوریم چه، رفع نیاز توسط وسائل طبیعى، به شرط آنکه براى آنها «استقلال در تاثیر» قائل نشویم، عین توحید است. قرآن یادآور مى شود که: ذوالقرنین در ساختن سد از مردم درخواست کمک کرد: (فاعینونى بقوة جعل و بینهم ردما) (کهف / 95): با قدرت خویش مرا یارى کنید تا میان شما و آنان (یاجوج و ماجوج) سدى بر پا سازم.

کسانى که شرک را به معنى «تعلق و توسل به غیر خدا» تفسیر مى کنند، حرفشان تنها در صورتى صحیح است که ما براى ابزار و وسائط موجود، «اصالت و استقلال‏» قائل شویم، و گرنه چنانچه آنها را وسایلى بدانیم که، به مشیت و اذن الهى، ما را به نتیجه مى رسانند از مسیر توحید خارج نشده‏ایم، و اصولا زندگى بشر از روز نخست بر این اساس، یعنى استفاده از وسائل و وسائط موجود، استوار بوده و پیشرفت علم و صنعت نیز در همین راستا صورت گرفته و مى گیرد.

ظاهرا توسل به اسباب طبیعى مورد بحث نیست‏سخن درباره اسباب غیر طبیعى است که بشر جز از طریق وحى راهى به شناخت آنها ندارد. هر گاه در کتاب و سنت چیزى به عنوان وسیله معرفى شده باشد، تمسک به آن همان حکمى را دارد که در توسل به امور طبیعى جارى است. بنابراین، ما زمانى مى توانیم با انگیزه دینى به اسباب غیر طبیعى تمسک جوییم، که دو مطلب ملحوظ نظر قرار گیرد:

1 . از طریق کتاب و سنت، وسیله بودن آن چیز براى نیل به مقاصد دنیوى یا اخروى ثابت‏شود؛

2 - براى اسباب و وسائل، هیچ گونه اصالت و استقلالى قائل نشده و تاثیر آنها را منوط به اذن و مشیت الهى بدانیم.

قرآن کریم، ما را به بهره گرفتن از وسائل معنوى دعوت کرده مى فرماید: (یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و ابتغوا الیه الوسیلة و جاهدوا فى سبیله لعلکم تفلحون) (مائده / 35): اى افراد با ایمان خود را از خشم و سخط الهى واپایید، و براى تقرب به او وسیله‏اى جستجو کنید، و در راه وى جهاد کنید، باشد که رستگار شوید.

باید توجه نمود که وسیله به معناى تقرب نیست، بلکه چیزى است که مایه تقرب به خدا مى گردد و یکى از طرق آن، جهاد در راه خداست که در آیه ذکر شده‏است و در عین حال مى تواند، چیزهاى دیگرى نیز وسیله تقرب باشد.

در اصل گذشته ثابت‏شد که توسل به اسباب طبیعى و غیر طبیعى (به شرط اینکه، رنگ استقلال در تاثیر به خود نگیرند) عین توحید است. شکى نیست که انجام واجبات و مستحبات، همچون نماز و روزه و زکات و جهاد و غیره در راه خدا، همگى وسایل معنوى یى هستند که انسان را به سر منزل مقصود، که همان تقرب به خداوند است مى رسانند. انسان در پرتو این اعمال، حقیقت بندگى را مى یابد و در نتیجه به خدا نزدیک مى شود. ولى باید توجه نمود که وسایل غیر طبیعى، منحصر به انجام امور عبادى نیست. بلکه در کتاب و سنت‏یک رشته وسایل معرفى شده که توسل به آنها استجابت دعا را به دنبال دارد که ذیلا برخى از آنها را یادآور مى شویم:

1 . توسل به اسما و صفات حسناى الهى که در کتاب و سنت وارد شده است، چنانکه مى فرماید: (ولله الاسماء الحسنى فادعوه بها) (اعراف / 180) اسماء حسنى مخصوص خداوند است، پس خداوند را به وسیله آنها بخوانید. در ادعیه اسلامى، توسل به اسما و صفات الهى فراوان وارد شده است.

2 . توسل به دعاى صالحان که برترین نوع آن توسل به ساحت پیامبران و اولیاى خاص خداوند است تا براى انسان از درگاه الهى دعا کنند.

قرآن مجید به کسانى که بر خویشتن ستم کرده‏اند (گنهکاران) فرمان مى دهد سراغ پیامبر روند و در آنجا هم خود طلب مغفرت کنند، و هم پیامبربراى آنان طلب آمرزش کند. و نوید مى بخشد که: در این موقع خدا را توبه پذیر و رحیم خواهند یافت، چنانکه مى فرماید:(ولو انهم اذ ظلموا انفسهم جاؤوک فاستغفرو الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما) (نساء / 64) در آیه دیگر، منافقان را نکوهش مى کند که چرا هرگاه به آنان گفته شود سراغ پیامبر بروند تا درباره آنان از خداوند طلب آمرزش کند، سرپیچى مى کنند؟! چنانکه مى فرماید: (و اذا قیل لهم تعالوا یستغفر لکم رسول الله لووا رؤوسهم و رایتهم یصدون هم مستکبرون) (منافقون / 5).

از برخى از آیات بر مى آید که در امتهاى پیشین نیز چنین سیره‏اى جریان داشته است. فى المثل، به صریح قرآن، فرزندان یعقوب علیه السلام از پدر خواستند بابت گناهانشان از خدا براى آنان طلب آمرزش کند و یعقوب نیز درخواست آنان را پذیرفت و وعده استغفار داد: (یا ابانا استغفر لنا ذنوبنا انا کنا خاطئین قال سوف استغفر لکم ربى انه هو الغفور الرحیم) (یوسف / 97 و 98).

ممکن است گفته شود: توسل به دعاى صالحان، در صورتى عین توحید (و یا لااقل مؤثر) است که کسى که به او توسل مى جوییم در قید حیات باشد،ولى اکنون که انبیا و اولیا از جهان رخت بربسته‏اند، چگونه توسل به آنان مى تواند مفید و عین توحید باشد؟

در پاسخ به این سؤال یا ایراد، دو نکته را بایستى یادآور شویم:

الف - حتى اگر فرض کنیم شرط توسل به نبى یا ولى حیات داشتن آنهاست، در این صورت توسل به انبیا و اولیاى الهى پس از مرگ آنان، تنها کارى غیر مفید خواهد بود، نه مایه شرک؛ و این نکته‏اى است که غالبا از آن غفلت‏شده، و تصور مى گردد که حیات و موت، مرز توحید و شرک است! در حالیکه بر فرض قبول چنین شرطى (حیات انبیا و اولیا در هنگام توسل دیگران به آنان)، زنده بودن شخص نبى و ولى، ملاک مفید و غیر مفید بودن توسل خواهد بود، نه مرز توحیدى بودن و شرک آمیز بودن عمل!

ب - مؤثر و مفید بودن توسل دو شرط بیشتر ندارد:

1 . فردى که به وى توسل مى جویند، داراى علم وشعود و قدرت باشد؛

2 - میان توسل جویندگان و او ارتباط برقرار باشد و در توسل به انبیا و اولیایى که از جهان در گذشته‏اند، هر دو شرط فوق (درک و شعور و وجود ارتباط میان ما و آنان به دلایل روشن عقلى و نقلى، تحقق دارد.

وجود حیات برزخى یکى از مسایل مسلم قرآنى و حدیثى است که دلایل آن را در اصل 105 و 106 یادآور شدیم. در جایى که به تصریح قرآن، شهداى راه حق حیات و زندگى دارند، مسلما پیابران و اولیاى خاص الهى که بسیارى از ایشان خودنیز شهید شده‏اند از حیات برتر و بالاترى برخوردارند.

بر وجود ارتباط میان ما و اولیاى الهى دلایل بسیارى در دست است که برخى را ذیلا یاد آور مى شویم:

1 - همه مسلمانان در پایان نماز شخص پیامبر گرامى اسلام صلى الله علیه و اله و سلم را خطاب قرار داده و مى گویند: السلام علیک ایها النبى و رحمة الله و برکاته؛ آیا آنان براستى کار «لغوى » انجام مى دهند و پیامبر این همه سلام را نمى شنود و پاسخى نمى دهد؟!

2 . پیامبر گرامى در جنگ بدر دستور داد اجساد مشرکانرا در چاهى ریختند. سپس خود با همه آنان سخن گفت. یکى از یاران رسول خدا عرض کرد: آیا با مردگان سخن مى گویید؟ پیامبر صلى الله علیه و اله و سلم فرمود: شماها از آنان شنواتر نیستید.

3 . رسول گرامى صلى الله علیه و اله و سلم کرارا به قبرستان بقیع مى رفت و به ارواح خفتگان در قبرستان چنین خطاب مى کرد: السلام على اهل الدیار من المؤمنین و المؤمنات. و بر اساس روایتى دیگر مى فرمود: السلام علیکم دار قوم مؤمنین‏».

4 . بخارى در صحیح خود آورده است: روزى که پیامبر اکرم صلى الله علیه و اله و سلم در گذشت، ابوبکر وارد خانه عایشه شد. سپس به سوى جنازه پیامبر رفته، جامه از صورت پیامبر بر گرفت و او را بوسید و گریست و گفت: بابى انت‏یا نبى الله لا یجمع الله علیک مؤتتین، اما الموتة التى کتبت علیک فقد متها».

پدرم فداى تو باد اى پیامبر خدا، خدا دو مرگ بر تو ننوشته است. مرگى که بر تو نوشته شده بود، تحقق یافت.

چنانچه رسول گرامى حیات برزخى نداشته و هیچگونه ارتباطى میان ما و او وجود ندارد، چگونه ابوبکر به او خطاب کرده و گفت:یا نبى الله.

5 . امیر مؤمنان على علیه السلام آنگاه که پیامبر را غسل مى داد به او چنین گفت: بابى انت و امى یا رسول الله لقد انقطع بموتک ما لم ینقطع بموت غیرک من النبوة و الانباء و اخبار السماء... بابى انت و امى اذکرنا عند ربک و اجعلنا من بالک‏» پدر و مادرم فداى تو باد اى رسول خدا، با مرگ تو چیزى منقطع گردید، که با مرگ دیگران منقطع نگردیده بود؛ با مرگ تو رشته نبوت و وحى گسسته شد... پدر و مادرم فداى تو باد، ما را نزد خدایت به یادآور، ما را به خاطر داشته باش.

در پایان یاد آور مى شویم که توسل به انبیا و اولیا صورتهاى مختلفى دارد که مشروح آن در کتب عقاید بیان شده است.

منبع: منشور عقاید امامیه، جعفر  سبحانى .


نوع مطلب : شیعه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   


پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی