تبلیغات
اندکی صبر سحر نزدیک است... - مطالب حکمت و حکایت
 
اندکی صبر سحر نزدیک است...
گویند کریم است و گنه می بخشد......گیرم که ببخشد زخجالت چه کنم
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ahmad motaleby
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
صلوات برای سلامتی وتعجیل در فرج آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)







سه شنبه 26 آبان 1388
نوحه گر اجاره ای!

به یکی از عرفا گفتند: چرا هرگاه شما سخن می گویی، شنوندگان، می گریند ولی دیگران چنین نیستند؟
گفت: زن نوحه گری که خود، فرزند از دست داده مانند نوحه گر اجاره ای نیست!

در عزایی گر بود صد نوحه گر .......... آه صاحب درد را باشد اثر



نوع مطلب : حکمت و حکایت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 26 آبان 1388
حقوق ندانسته ها

پیرزنی از بوذرجمهر چند مساله پرسید. او در پاسخ بیشتر آن ها گفت: نمی دانم.
زن گفت: تو به خاطر دانشی که داری از پادشاه حقوق می گیری و من هرچه می پرسم می گویی
نمی دانم، چگونه پولی را که می گیری بر خود حلال می دانی؟
حکیم در پاسخ گفت: ای مادر! من آنچه می گیرم در برابر دانسته هایم می گیرم. اگر برای آنچه نمی دانم بخواهم بگیرم، زر های عالم کفاف نخواهد داد!

(بـــزم ایـــران، ص۴۲)



نوع مطلب : حکمت و حکایت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 26 آبان 1388
حرف مردم

از شخصی پرسیدند: مال تو چند است؟ ... نگفت ... گفتند چرا نگویی؟
گفت: از دو بیرون نیست ... اگر کم باشد حقیر شمارندم و اگر بسیار باشد، حسد برندم.

(کشکول عباسی)



نوع مطلب : حکمت و حکایت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 26 آبان 1388
تا بهشت ...

از حکیمی پرسیدند: تا بهشت چقدر راه است؟
گفت: یک قدم.
از او پرسیدند: چطور؟

گفت: یک پایتان را روی نفس اماره بگذارید و پای دیگرتان را در بهشت.

(کشکول عباسی)



نوع مطلب : حکمت و حکایت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 26 آبان 1388
موعظه ابلیس

می گویند، روزی فرعون خوشه ای انگور در دست داشت و مشغول خوردن بود، در این هنگام ابلیس به نزد او آمد و گفت: آیا کسی هست که بتواند این خوشه ی انگور را به مروارید تبدیل کند؟ فرعون گفت: نه.
ابلیس به وسیله ی سحر و جادو آن خوشه ی انگور را به به خوشه ی مروارید تبدیل کرد.
فرعون تعجب کرد و گفت: واقعا که تو مردی اُستاد هستی!
ابلیس با شنیدن این جمله، سیلی محکمی بر گردن او زد و گفت:

مرا با این اُستادی به بندگی قبول نکردند، تو چگونه با این حماقت ادعای خدایی می کنی؟!

(جوامع الحکایات عوفی، به کوشش جعفر شعار، قسم اول، ص21)


نوع مطلب : حکمت و حکایت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 10 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی