تبلیغات
اندکی صبر سحر نزدیک است... - مطالب اخلاق
 
اندکی صبر سحر نزدیک است...
گویند کریم است و گنه می بخشد......گیرم که ببخشد زخجالت چه کنم
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ahmad motaleby
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
صلوات برای سلامتی وتعجیل در فرج آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)







چهارشنبه 27 آبان 1388
گذشت حکیمانه

مردی، حکیمی را دشنام داد...حکیم از او گذشت...سبب عفو پرسیدند، حکیم گفت:
در جنگی داخل نشوم که غالب از مغلوب شریرتر باشد.



نوع مطلب : اخلاق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 27 آبان 1388
پند پدر

عالمی می گفت: یاد دارم که در دوران طفولیت، بسیار متعبد بودم و شب زنده دار. یک شب در خدمت مرحوم پدرم نشسته بودم و تمام شب بیدار بوده و قرآن در دست گرفته بودم و همه همسایگان در خواب بودند. به پدر عرض کردم: چرا یکی از همسایگان، سر از خواب برنمی دارد تا دو رکعت نماز گذارد؟ چنان در خواب غفلت فرو رفته اند که گویا مرده اند!

پدر گفت: جان پدر! اگر تو نیز بخوابی بهتر از آن است که غیبت مردمان کنی.

(کشکول عباسی)



نوع مطلب : اخلاق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 27 آبان 1388
آغاز توبه

از عمربن عبد العزیز پرسیدند: آغاز توبه ات چگونه بود؟
گفت: خواستم یکی از بردگانم را بزنم، وی گفت:
ای عمر! شبی را بیاد آر که صبحش روز جزاست.

(پیام انقلاب، ش161)


نوع مطلب : اخلاق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 27 آبان 1388
سه مصیبت

«شبلی» گفت: مرا سه مصیبت افتاده است. هر یکی، سخت تر از دیگری!
گفتند: کدام است؟
گفت: آنکه «حق» از دلم رفت.
گفتند: سخت تر از این چه بود؟
گفت: آنکه باطل به جای حق نشست.
گفتند: دیگر چه بود؟
گفت: آنکه مرا، درد آن نگرفته است که علاج و درمان آن کنم و چنین فارغ نباشم!

(تذکرة الاولیاء)


نوع مطلب : اخلاق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 27 آبان 1388
دقت عجیب

دانشمند معظم، جناب مقدس اردبیلى (رحمة الله علیه) بسیار اتفاق میافتاد كه از نجف اشرف، به كاظمین مشرف‎ ‎میشد و این مسافت را ‏همیشه باالاغ یا مركب دیگرى میپیمود. در یكى از اوقات، مردى‎ ‎خدمت ایشان رسید و در خواست كرد این نامه را در ‏كاظمین به شخصى برسانند.
ایشان، مالِ (حیوان)‎ ‎سوارى كرایه كرده بود و صاحب آن مال، در آنجا نبود تا اجازه بگیرد. بدینجهت در این‎ ‎سفر پیاده راه پیمود و الاغ را در جلو داشت و میفرمود:

از صاحب، (اجازه) نگرفته ام براى حمل‎ ‎این كاغذ‎!

(روضات الجنات، ص23)



نوع مطلب : اخلاق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   


پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی