تبلیغات
اندکی صبر سحر نزدیک است... - مطالب ماه رمضان روزه
 
اندکی صبر سحر نزدیک است...
گویند کریم است و گنه می بخشد......گیرم که ببخشد زخجالت چه کنم
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ahmad motaleby
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
صلوات برای سلامتی وتعجیل در فرج آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)







کسانی که عمداً و بدون عذر روزه نمی گیرند  

 

حمّاد از نعمان رازى روایت كند كه: از امام صادق علیه السّلام شنیدم كه مى‏فرمود: كسى كه از روى عمد یك روز از ماه رمضان را روزه‏خوارى كند از ایمان بیرون مى‏رود.   جهاد النفس وسائل الشیعة، ترجمه افراسیابى، ص 193   

 

امام صادق (ع) : هرکس یک روز ، روزه ماه رمضان را ( بدون عُذر ) ، بخورد روح ایمان از او جدا میشود.   من لایحضره الفقیه جلد 2 صفحه 73 حدیث 9 ، وسائل الشیعه جلد 7 صفحه 181 حدیث 4 و 5

 

امام سجاد (ع): حقّ روزه آن است كه بدانى روزه حجابى است كه خداوند عزّ و جلّ بر زبان و گوش و چشم و شكم و فرج تو نهاده است كه با این حجاب تو را از گزند آتش دوزخ مى‏پوشاند پس اگر روزه را ترك كنى گویى پوششى را كه خدا بر تو گذارده است پاره كرده‏اى.   جهاد النفس وسائل الشیعة، ترجمه افراسیابى، ص 27   



نوع مطلب : احادیث موضوعی، احادیث، ماه رمضان روزه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

ویـژگـى هـاى مـاه مبارک رمضان در احادیث اهل بیت علیهم السلام

وجـوب روزه گـرفتن

قرآن کریم  :

 یا أیّها الّذینَ آمَنوا کُتِبَ عَلَیکُمُ الصّیامِ کَما کُتِبَ عَلَى الَذینَ مِن قَبلِکُم لَعَلَّکُم تَتَّقونَ .

اى كسانى كه ایمان آورده اید! روزه بر شما نوشته (واجب) شده است ، آن گونه كه بر كسانى كه پیش از شما بودند ، نوشته شده بود . باشد كه پروا كنید! . (1)

امام زین العابدین (ع) :

 إنَّ اللّه َ افتَرَضَ خَمسا ولَم یَفتَرِض إلاّ حَسَنا جَمیلاً : الصَّلاةَ ، وَالزَّكاةَ ، وَالحَجَّ ، وَالصِّیامَ ، ووِلایَتَنا أهلَ البَیتِ .  

 خداوند ، پنج چیز را واجب كرده است و جز نیكو و زیبا ، واجب نكرده است : نماز ، زكات ، حج ، روزه و ولایت ما اهل بیت . (2)

امام رضا (ع) - فیما جَمَعَه الفضل بن شاذان من کلامه  فى علل الفرایض  :

 فَإِن قیلَ : فَلِمَ اُمِروا بِصَومِ شَهرِ رَمَضانَ ؛ لا أقَلَّ مِن ذلِكَ ولا أكثَرَ؟

قیلَ : لِأَ نَّهُ قُوَّةُ العِبادِ الَّذی یَعُمُّ فیهِ القَوِیُّ وَالضَّعیفُ .  وإنَّما أوجَبَ اللّه ُ الفَرائِضَ عَلى أغلَبِ الأَشیاءِ وأعَمِّ القُوى ، ثُمَّ رَخَّصَ لِأَهلِ الضَّعفِ . و إنَّما أوجَبَ اللّه ُ ورَغَّبَ أهلَ القُوَّةِ فِی الفَضلِ ، ولَو كانوا یَصلُحونَ عَلى أقَلَّ مِن ذلِكَ لَنَقَصَهُم ، ولَوِ احتاجوا إلى أكثَرَ مِن ذلِكَ لَزادَهُم . 

امام رضا علیه السلام  در مجموعه اى كه فضل بن شاذان از سخن ایشان درباره حکمت واجبات گردآورده است   :  

پس اگر بگویند : چرا به روزه ماه رمضان فرمان یافته اند ، نه كمتر از آن و نه بیشتر؟  

گفته مى شود : براى آن كه انجام دادن این مقدار روزه در توان بندگان است و نیرومند و ناتوان را فرا مى گیرد. همانا خداوند ، واجبات را بر پایه چیزهاى غالب تر و نیروهاى فراگیرتر ، مقرّر داشته و سپس ناتوانان را رخصت داده است . خداوند بر توانمندان واجب ساخته و به بیشتر ، تشویق كرده است ؛ و اگر شایسته كمتر از آن بودند ، از تكلیفشان مى كاست و اگر به بیش از آن نیاز داشتند ، بر تكلیفشان  مى افزود .  (3)

پى نوشت ها:

1- البقره : 183 .

2- بشارة المصطفى : ص 108 . راجع الکافى : ج 8 ، ص 271 ، ح 399 .

3- علل الشرایع : ص 270 ، ح 9 . بحارالانوار : ج 6 ، ص 80 ، ح 1 ، و  ج 96 ، ص 370 ، ح 51 .

فضایـل مـاه مبارک رمضـان

رسول الله (ص) :  شَعبانُ شَهری ، وشَهرُ رَمَضانَ شَهرُ اللّه ِ .  (1)

 شعبان ، ماه من است و ماه رمضان ، ماه خداست .

رسول الله (ص)

 فى وصفِ شَهرِ رَمَضانَ  : هُوَ شَهرٌ دُعیتُم فیهِ إلى ضِیافَةِ اللّه ِ ، وجُعِلتُم فیهِ مِن أهلِ كَرامَةِ اللّه ِ . (2)

ماه رمضان  ماهى است كه در آن به میهمانى خدا دعوت شده اید و در آن ، از اهل كرامت خدا قرار داده شده اید .

امام باقر (ع) :

شَهرُ رَمَضانَ شَهرُ رَمَضانَ ، وَالصّائِمونَ فیهِ أضیافُ اللّه ِ وأهلُ كَرامَتِهِ ، مَن دَخَلَ عَلَیهِ شَهرُ رَمَضانَ فَصامَ نَهارَهُ وقامَ وِردا مِن لَیلِهِ وَاجتَنَبَ ما حَرَّمَ اللّه ُ عَلَیهِ ، دَخَلَ الجَنَّةَ بِغَیرِ حِسابٍ . (3)

 ماه رمضان ، ماه رمضان! روزه داران در آن ، میهمانان خدا و اهل كرامت الهى اند . هر كس ماه رمضان بر او وارد شود و او روزش را روزه بگیرد و بخشى از شبش را به عبادت و نماز بایستد و از آنچه خداوند بر او حرام كرده ،پرهیز كند ، بدون حساب وارد بهشت مى شود .

رسول الله (ص) :  لَو یَعلَمُ العِبادُ ما فی رَمَضانَ لَتَمَنَّت أن یَكونَ رَمَضانُ سَنَةً .  (4)

 اگر بندگان مى دانستند كه در رمضان چه [بركاتى] هست ، آرزو مى كردند كه رمضان ، یك سال باشد .

امام على (ع) :  إنَّ أوَّلَ كُلِّ سَنَةٍ أوَّلُ یَومٍ مِن شَهرِ رَمَضانَ .  (5)

آغاز هر سال ، نخستین روز از ماه رمضان است . 

امام صادق (ع) :  إذا سَلِمَ شَهرُ رَمَضانَ سَلِمَتِ السَّنَةُ . وقالَ : رَأسُ السَّنَةِ شَهرُ رَمَضانَ .  (6)

 هر گاه ماه رمضانْ سالم باشد ، [همه] سالْ سالم است . و فرمود : سَرِ سال ، ماه رمضان است . 

پى نوشت ها :

1- فضایل الاشهر الثلاثة : ص 44 ، ح 20 . بحارالانوار : ج 97 ، ص 68 ، ح 4 .

2- فضایل الاشهر الثلاثة : ص 77 ، ح 61 . بحارالانوار : ج 96 ، ص 356، ح 25.

3- فضایل الاشهر الثلاثة : ص 123، ح 130 .

4- فضایل الاشهر الثلاثة : ص 140، ح 150 . صحیح ابن خزیمة : ج 3 ، ص 189 ، ح 1885 .

5- الإقبال : ج 1 ، ص 193 . بحارالانوار : ج 97 ، ص 350 .

6- تهذیب الاحکام ج 4 ، ص 333 ، ح 1046 . الإقبال : ج 1 ، ص 31 و 32 نحوه .

برکات  ماه رمضان

رسول الله (ص) :

 إنَّما سُمِّیَ رَمَضانُ ؛ لِأَ نَّهُ یُرمِضُ الذُّنوبَ .  

 رمضان را به این خاطر رمضان نامیده اند كه گناهان را مى سوزاند .  (1)

رسول الله (ص) :

مَن صامَ رَمَضانَ ؛ وعَرَفَ حُدودَهُ ؛ وتَحَفَّظَ مِمّا كانَ یَنبَغی لَهُ أن یَتَحَفَّظَ فیهِ ، كَفَّرَ ما قَبلَهُ . 

 هر كس رمضان را روزه بدارد و حدود آن را بشناسد و خود را از آنچه سزاوار خویشتندارى در این ماه است ، نگه بدارد ، گناهان پیشین را پاك كرده است .  (2)

رسول الله (ص) :

إنَّ مَن تَمَسَّكَ فی شَهرِ رَمَضانَ بِسِتِّ خِصالٍ غَفَرَ اللّه ُ لَهُ ذُنوبَهُ :

أن یَحفَظَ دینَهُ ، ویَصونَ نَفسَهُ ، ویَصِلَ رَحِمَهُ ، ولا یُؤذِیَ جارَهُ ،

ویَرعى إخوانَهُ ، ویَخزُنَ لِسانَهُ . أمَّا الصِّیامُ فَلا یَعلَمُ ثَوابَ عامِلِهِ إلاَّ اللّه ُ . 

همانا هر كس در ماه رمضان ، شش كار را با قوّت انجام دهد ، خداوندْ گناهانش را مى آمرزد :

دین خود را حفظ كند ، خویشتن را نگه دارد ، به خویشاوندانش نیكى كند ، همسایه اش را نیازارد ، حال برادرانش را مراعات كند و زبان خویش را در كام نگه دارد . امّا روزه ! پس پاداش روزه دار را جز خداوند نمى داند . (3)

رسول الله (ص) : فى فضل شهر رمضان  :

هُوَ شَهرٌ أوَّلُهُ رَحمَةٌ ، وأوسَطُهُ مَغفِرَةٌ ، وآخِرُهُ الإِجابَةُ وَالعِتقُ مِنَ النّارِ . 

ماهى است كه آغاز آن رحمت ، میانه آن آمرزش و پایان آن اجابت [دعا] و آزادى از آتش است .  (4)

رسول الله (ص) :

مَن صامَ شَهرَ رَمَضانَ فَحَفِظَ فَرجَهُ ولِسانَهُ وكَفَّ أذاهُ عَنِ النّاسِ ،

غَفَرَ اللّه ُ لَهُ ذُنوبَهُ ما تَقَدَّمَ مِنها وما تَأَخَّرَ ، وأعتَقَهُ مِنَ النّارِ ، وأحَلَّهُ دارَ القَرارِ ،

وقَبِلَ شَفاعَتَهُ فی عَدَدِ رَملِ عالِجٍ مِن مُذنِبی أهلِ التَّوحیدِ . 

 هر كس ماه رمضان را روزه بدارد و پاك دامنى ورزد و زبانش را حفظ كند و آزارش را به مردم نرساند ،

خداوند ، گناهان گذشته و آینده او را مى آمرزد و از آتش آزادش مى كند و در سراى ابدى جایش مى دهد

و شفاعت او را درباره موحّدان گنهكار به تعداد كوه هاى به هم پیوسته ، مى پذیرد .  (5)

پى نوشت ها:

1. الفردوس : ج2 ، ص 60 ، ک 2339 . کنزالعمال : ج 8 ، ص 466 ، ح 23688 .

2. مسند ابن حنبل : ج 4 ، ص 110 ، ح 11524 . فضایل الاشهر الثلاثة : ص 131 ، ح 138 .

3. مستردک الوسایل : ج 7 ، ص 370 ، 8443  نقلاً عن القطب الراوندى فى لبّ اللباب .

4. الکافى : ج 4 ، ص 67 ، ح 4 .صحیح ابن خزیمة : ج 3 ، ص 192 ، ح 1887 .

5. الامالى للصدوق : ص 71 ، ح 38 . بحارالانوار : ج 96 ، ص 356 ، ح 24 .

تأکید بر بهره ورى از برکات  ماه رمضان

رسول الله (ص) :

 إنَّ الشَّقِیَّ مَن حُرِمَ غُفرانَ اللّه ِ فی هذَا الشَّهرِ العَظیمِ .

 بدبخت ، كسى است كه در این ماه بزرگ ، از آمرزش الهى محروم بماند .  (1)

رسول الله (ص) :

 إنَّ الشَّقِیَّ حَقَّ الشَّقِیِّ مَن خَرَجَ عَنهُ هذَا الشَّهرُ ولَم یُغفَر ذُنوبُهُ ، فَحینَئِذٍ یَخسَرُ حینَ یَفوزُ المُحسِنونَ بِجَوائِزِ الرَّبِّ الكَریمِ .

 بدبخت واقعى ، كسى است كه این ماه از او بگذرد؛ ولى گناهانش آمرزیده نشوند .

پس آنگاه كه نیكوكاران به جوایز پروردگار كریمشان دست مى یابند ، او زیانكار (بازنده) مى گردد .(2)

رسول الله (ص) :

قَد جاءَكُم شَهرُ رَمَضانَ ؛ شَهرٌ مُبارَكٌ ... فیهِ لَیلَةُ القَدرِ خَیرٌ مِن ألفِ شَهرٍ ، مَن حُرِمَها فَقَد حُرِمَ .

 ماه رمضان ، شما را فرا رسید ، ماهى مبارك ... . در آن ، شب قدر است كه بهتر از هزار ماه است . محروم ، كسى است كه از آن بى بهره بماند .  (3)

امام صادق (ع) :

مَن لَم یُغفَر لَهُ فی شَهرِ رَمَضانَ لَم یُغفَر لَهُ إلى قابِلٍ ، إلاّ أن یَشهَدَ عَرَفَةَ .

 هر كس در ماه رمضان آمرزیده نشود ، تا سال آینده آمرزیده نمى شود ، مگر آن كه روز عرفه را درك كند .  (4)

پى نوشت ها:

1-  فضایل الاشهر الثلاثة : ص 77، ح 61. بحارالانوار : ج 96، ص 356، ح 25 .

2-  فضایل الاشهر الثلاثة : ص 73، ح 53. بحارالانوار : ج 96، ص 362، ح 30.

3- تهذیب الاحکام : ج 4 ، ص 152 ، ح 422 . سنن النسائى : ج 4 ، ص 129 .

4- الکافى : ج 4 ، ص 66 ، ح 3 . بحارالانوار : ج 96، ص 342ح 6.

شیاطین در ماه رمضان

تحلیل و بررسى روایات دینى در موضوع به بند كشیده شدن شیاطین و جلوگیرى از آنها در ماه رمضان ، دو علّت را نشان مى دهد ،

با این توضیح كه علّت دوم در طولِ علّت اوّل است :

1- طبیعت پیشگیرانه روزه

روزه به طور طبیعى ، زمینه اى را كه شیطان بر اساس آن ، انسان را به گم راهى مى كشاند ، از بین مى برد . به تعبیر دقیق تر ،

زنجیرى كه در ماه رمضان ، شیطان را به بند مى كشد، چیزى جز خودِ روزه نیست. از این رو، در حدیث پیامبر خدا(ص) آمده است:

 إنَّ الشَّیطانَ لَیَجرى مِنِ ابنِ آدَمَ مَجرَى الدَّمِ فَضَیِّـقوا مَجارِیَهُ بِالجُوعِ  (1)

  شیطان در انسان جارى مى شود ، همچون جریان خون . پس با گرسنگى ،مجارى او را تنگ كنید .

این حدیث ، به روشنى بر این نكته دلالت دارد كه روزه به طور طبیعى ، مانع تسلّط شیطان بر انسان مى شود . زنجیرى كه روزه دارد ،

نه تنها شیطان را به بند مى كشد ، بلكه كشش هاى نفْس امّاره را هم مهار مى كند ، آن را به اسارت در مى آورد و جلوى سلطه آن

را بر انسان مى گیرد ، و به فرموده امیر مؤمنان (ع) :

 نِعمَ العَونُ عَلى أسرِ النَّفسِ وَ كَسرِ عادَتِهَا التَّجَوُّعُ  (2)

 گرسنگى ، چه خوب یاورى براى اسیر كردن نفْس و شكستن عادت آن است!

بر این اساس ، همه روایاتى كه در ستایش گرسنگى و نقش آن در خودسازى و تربیت نفْس ، وارد شده اند ، هدف آنها ایجاد مانع طبیعى

در برابر سلطه شیطان بر انسان و نگهدارى انسان از كشش ها و  اغواگرى هاى  نفْس  و  نیز  آزادسازى نیروهاى عقلى و شكوفاسازى

استعدادهاى انسانى است ، آن گونه كه از این دو روایت ـ كه از مجموعه احادیث این گونه برگزیده ایم ـ روشن مى شود .

پیامبر خدا(ص) فرمودند :

 جاهِدوا أنفُسَكُم بِالجُوعِ وَ العَطَشِ ، فَإِنَّ الأجرَ فى ذلِكَ كَأَجرِ المُجاهِدِ فى سَبیلِ اللّه ِ  (3)

به وسیله گرسنگى و تشنگى ، با نفس خویش جهاد كنید ؛ چرا كه پاداش آن ، مثل پاداش جهادكننده در راه خداست .

همچنین فرمودند :

 أحیوا قُلُوبَكُم بِقِلَّةِ الضِّحكِ وقِلَّةِ الشَّبَعِ ، وَ طَهِّروها بِالجُوعِ تَصفو[ تَصفُ] وَ تَرِقُّ (4)

 دل هاى خود را با كم خندیدن و كم خوردن، زنده كنید و آن را با گرسنگى، پاك سازید تا صاف و رقیق شود .

2- عنایت ویژه خداوند

افزون بر پشتوانه اى كه روزه به طور طبیعى براى روزه داران جهت جلوگیرى از سلطه شیطان و اغواگرى هاى او پدید مى آورد ، این برنامه عبادى ،

خود به خود ، زمینه ساز  شمول  عنایت هاى خدا بر آنان مى گردد . آنچه در روایات با عنوان به بند كشیدن شیاطین در این ماه آمده است ، به همین

نكته اشاره دارد .  به عبارت دیگر ، عنایت الهى گزاف نیست تا سؤال شود : چرا خداى سبحان ، مانع سلطه شیطان نمى شود و در بقیّه ماه ها بین

انسان و سلطه او فاصله نمى اندازد؟ هرگز؛ بلكه ریشه این توفیق و عنایت الهى، در انتخاب خود انسان و ورود او به میهمان سراى رمضان نهفته است .

پى نوشت ها:

1- إحیاء علوم الدین : ج 1 ، ص 347 . المحجة البیضاء : ج 5 ، ص 148 . بحارالانوار : ج 70 ، ص 42 . و نیز بدون جمله :  فَضَیِّـقوا مَجارِیَهُ بِالجُوعِ  در منابع زیر آمده است : صحیح بخارى : ج 6 ، ص 2624 . سنن ابن ماجه : ج 1 ، ص 566 ، ح 1779 . مسند ابن حنبل : ج 4 ، ص 313 ، ح 12593 .

2- عیون الحکم و المواعظ : ص 494 . غرر الحکم : ح 9944 .

3-  إحیاء علوم الدین : ج 3، ص 124 . المحجة البیضاء : ج 5 ، ص 146 .

4-  إحیاء علوم الدین : ج 3 ، ص 129 . المحجة البیضاء : ج 5 ، ص 154 .

علّت سود نبردن از به بند كشیده شدن شیاطین

در چارچوب تحلیلى كه گذشت ـ كه مى رساند در این ماه ، شیاطین نسبت به انسان و دست كم نسبت به روزه داران ، سلطه ندارند ـ سؤال اساسى

دومى مطرح مى شود؛ چرا كه مى بینیم گاهى روزه داران هم در این ماه دچار غفلت و گناه مى شوند . تشریع كفّاره هایى كه براى درمان این حالت ها هست نیز گواه آن است .

سیّد ابن طاووس رحمه الله در تصویر این نكته مى گوید :

یكى از دینداران از من پرسید : من از به بند كشیده شدن شیاطین بهره چندانى نمى برم ؛ چون همان حالت غفلت را كه پیش از ماه رمضان داشتم ، دارم

و گویا فرقى نكرده است و با زنجیر شدن یاران شیطان ، از آن كاسته نشده است ...  . (1)

دو پاسخ به این پرسش مى توان داد :

1 . شیطان ، به تنهایى زمینه ساز گناهان نیست .

این پاسخ ، بر این نكته استوار است كه خطاها و گناهانى كه از انسان سر مى زند ، تنها به شیطان و اغواگرى او مربوط نمى شود ؛ بلكه دو منشأ اساسى

دیگر هم دارد : نفْس امّاره ، و زنگارهاى متراكمى كه پیامد گناهان پیشین اند و دل را آلوده و سیاه ساخته اند .

در واقع ، عنایت الهى اى كه در ماه رمضان شامل انسان مى شود ، تنها تأثیر عامل نخستین را كه مربوط به شیطان است ، از بین مى برد؛ امّا دو عامل دیگر

همچنان نقش ایفا مى كنند و جهت زمینه سازى براى انحراف انسان و سر زدن گناهان از او و غافل ماندن وى ، كافى اند .

بر فرض كه روزه بتواند همه كشش هاى نفْس امّاره را بپوشاند و تأثیر آن را در كشاندن انسان به طرف خطاها و گناهان از بین ببرد ، زنگارهاى متراكم از گناهان

گذشته ، كافى اند كه براى روزه دار ، خطرآفرین باشند و او را در معرض غفلت و گناه قرار دهند .

2 . در بند بودن شیطان ها ، نسبى است .

از تحلیل گذشته روشن شد كه زنجیرى كه شیطان را به بند مى كشد ، از خود روزه ماه رمضان فراهم مى شود و نه از چیز دیگرى . بنا بر این ، هر چه روزه

مستحكم تر و كامل تر باشد ، زنجیرى كه شیطان را به بند مى كشد و جلوى نفْس امّاره را مى گیرد ، محكم تر خواهد بود و از میزان غفلت و انحراف هاى

ناشى از آن ، خواهد كاست .

بر این پایه ، مى توان گفت : روزه آنان كه در ماه رمضان ، گناهانى مرتكب مى شوند ، روزه كاملى نیست .

پى نوشت :

1- الاقبال : ج 1 ، ص 73

حکمت روزه گرفتن

امام على (ع) :

 حَرَسَ اللّه ُ عِبادَهُ المُؤمِنینَ بِالصَّلَواتِ وَالزَّكَواتِ ومُجاهَدَةِ الصِّیامِ فِی الأَیّامِ المَفروضاتِ ؛ تَسكینا لِأَطرافِهِم ، وتَخشیعا لِأَبصارِهِم ، وتَذلیلاً لِنُفوسِهِم ، وتَخفیضا لِقُلوبِهِم ، وإذهابا لِلخُیَلاءِ عَنهُم ، ولِما فی ذلِكَ مِن تَعفیرِ عِتاقِ الوُجوهِ بِالتُّرابِ تَواضُعا ،وَالتِصاقِ كَرائِمِ الجَوارِحِ بِالأَرضِ تَصاغُرا، ولُحوقِ البُطونِ بِالمُتونِ مِنَ الصِّیامِ تَذَلُّلاً .

خداوند ، بندگان مؤمن خویش را با نمازها ، زكات ها و تلاش براى روزه گرفتن در روزهاى واجب شده ، نگهدارى كرده است تا اعضایشان آرامش یابد و چشمانشان خشوع پیدا كند و جان هایشان رام گردد و دل هایشان متواضع شود و غرور از آنان زدوده گردد ، به سبب حكمت هایى كه در آنهاست ، چون : خاكى شدن چهره هاى عزّتمند از روى تواضع ، به زمین چسبیدن اعضاى شریف از روى فروتنى، و چسبیدن شكم ها به پشت ها از روى رام شدن .  (1)

امام على (ع) :

فَرَضَ اللّه ُ الصِّیامَ ابتِلاءً لاِءِخلاصِ الخَلقِ .

خداوند ، روزه را واجب فرمود ، تا آزمونى براى اخلاص آفریدگان باشد .   (2)

امام صادق (ع) فى بیان علّة الصّیام  :

إنَّما فَرَضَ اللّه ُ عز و جل الصِّیامَ لِیَستَوِیَ بِهِ الغَنِیُّ وَالفَقیرُ ؛

وذلِكَ أنَّ الغَنِیَّ لَم یَكُن لِیَجِدَ مَسَّ الجوعِ فَیَرحَمَ الفَقیرَ ؛ لِأَنَّ الغَنِیَّ كُلَّما أرادَ شَیئا قَدَرَ عَلَیهِ ،

فَأَرادَ اللّه ُعز و جل أن یُسَوِّیَ بَینَ خَلقِهِ ، وأن یُذیقَ الغَنِیَّ مَسَّ الجوعِ وَالأَلَمِ ؛ لِیَرِقَّ عَلَى الضَّعیفِ فَیَرحَمَ الجائِعَ .

امام صادق علیه السلام  درباره حكمت روزه دارى  فرمودند :

خداوند متعال ، روزه را واجب ساخته است تا ثروتمند و تهى دست ، برابر شوند؛ چون [بدون روزه] ثروتمند ، رنج گرسنگى را نمى چشید تا به فقیر ترحّم كند؛ زیرا ثروتمند هر گاه چیزى را بخواهد ، بر آن تواناست .

پس خداى متعال خواست تا میان بندگانش برابرى پدید آورد و ثروتمند هم طعم گرسنگى و رنج را بچشد تا بر ناتوان ، رقّت قلب یابد و بر گرسنه ترحّم نماید. (3)

امام رضا (ع) : فیما جَمَعَه الفضل بن شاذان من کلامه فى علل الفرایض  :

فَإِن قیلَ : فَلِمَ اُمِروا بِالصَّومِ ؟قیلَ : لِكَی یَعرِفوا ألَمَ الجوعِ وَالعَطَشِ ، ویَستَدِلّوا عَلى فَقرِ الآخِرَةِ ، و لِیَكونَ الصّائِمُ خاشِعا ذَلیلاً مُستَكینا ، مَأجورا مُحتَسِبا عارِفا ، صابِرا عَلى ما أصابَهُ مِنَ الجوعِ وَالعَطَشِ ؛ فَیَستَوجِبَ الثَّوابَ مَعَ ما فیهِ مِنَ الإِمساكِ عَنِ الشَّهَواتِ ، ولِیَكونَ ذلِكَ واعِظا لَهُم فِی العاجِلِ ، ورائِضا لَهُم عَلى أداءِ ما كَلَّفَهُم ، ودَلیلاً لَهُم فِی الأَجرِ ، ولِیَعرِفوا شِدَّةَ مَبلَغِ ذلِكَ عَلى أهلِ الفَقرِ وَالمَسكَنَةِ فِی الدُّنیا فَیُؤَدّوا إلَیهِم ما فَرَضَ اللّه ُ لَهُم فی أموالهِمِ .

امام رضا (ع) در مجموعه اى كه فضل بن شاذان از سخن ایشان درباره حکمت واجبات گردآورده است . فرمودند :

پس اگر گفته شود : چرا مأمور به روزه شدند ؟ گفته مى شود : تا  رنج گرسنگى و تشنگى را بشناسند و نشانى بر نیاز آخرت بیابند و تا روزه دار ، خاشع ، فروتن ، شكسته ، پاداش یافته ، امیدوار به اجر الهى و عارف گردد و بر گرسنگى و تشنگى اى كه به او مى رسد ، شكیبا شودتا شایسته پاداش گردد ، به علاوه خوددارى از برآوردن خواسته هاى نفْس، و براى این كه روزه ، در دنیا مایه پند آنان شود و سبب تمرین آنان بر انجام دادن تكلیف هاى خدا و راهنماى آنان در پاداش گردد و تا بدانند كه چه سختى هایى بر فقیران و بینوایان در دنیا مى گذرد؛ پس آنچه را خداوند براى فقیران در اموال آنان واجب ساخته ، به آنان بپردازند .  (4)

امام رضا (ع) : فى علّة الصّوم   :

اِمتَحَنَهُم بِضَربٍ مِنَ الطّاعَةِ كَیما یَنالوا بِها عِندَهُ الدَّرَجاتِ ؛ لِیُعَرِّفَهُم فَضلَ ما أنعَمَ عَلَیهِم مِن لَذَّةِ الماءِ وطیبِ الخُبزِ ، وإذا عَطِشوا یَومَ صَومِهِم ذَكَروا یَومَ العَطَشِ الأَكبَرِ فِیالآخِرَةِ، وزادَهُم ذلِكَ رَغبَةً فِیالطّاعَةِ .

امام رضا علیه السلام  درباره حكمت روزه  مى فرمایند :

خداوند ، از آن رو بندگان را با انواع طاعت ها آزموده است كه نزد خداوند به درجاتى برسند ، تا ارزش آنچه را خداوند از لذّت آب و گوارایى نان ، روزىِ آنان ساخته است ، دریابند و هر گاه در روزِ روزه دارى خود تشنه شوند ، به یاد روز تشنگى بزرگ در قیامت بیفتند و این ، مایه رغبت بیشتر آنان در طاعت گردد . (5)

پى نوشت ها:

1- نهج البلاغه : خطبه 192 .

2- نهج البلاغه : حکمت 252 .

3- کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 2 ، ص 73 ، ح 1766 .

4- علل الشرایع : ص 270 ح 9 ، عیون أخبار الرضا علیه السلام : ج 2 ص 116 ح 1 وفیه الانكسار بدل الإمساك والآجل بدل الأجر ، بحار الأنوار : ج 6 ص 79 ح 1 وج 96 ص 369 ح 51 .

5- المناقب لابن شهرآشوب : ج 4 ص 355 ، بحار الأنوار : ج 6 ص 113 ح 6 .

فضیلـت روزه

قال رسول اللّه (ص)  :

جَعَلَ اللّه ُ ... قُرَّةَ عَینی فِی الصَّلاةِ وَالصَّومِ .

 خداوند ، فروغ دیدگانم را در نماز و روزه قرار داده است .  (1)

قال رسول الله (ص) :

 قالَ حَبیبی جَبرَئیلُ : إنَّ مَثَلَ هذَا الدّینِ كَمَثَل شَجَرَةٍ ثابِتَةٍ ؛ الإِیمانُ أصلُها ، وَالصَّلاةُ عُروقُها ، وَالزَّكاةُ ماؤُها ، وَالصَّومُ سَعَفُها .

 حبیب من جبرئیل گفت : مَثَل این دین ، همچون مَثَل درختى ثابت و استوار است .

ریشه اش ایمان است و رگ هایش نماز . آب آن ، زكات است و شاخ و برگش ، روزه . (2)

قال  امام صادق علیه السلام  :

من صام لله عزوجل یوما فى شدة الحر فاصابه ظما و کل الله به الف ملک یمسحون وجهه و یبشرونه حتى اذا افطر.

امام صادق علیه السلام فرمود:

هر کس که در روز بسیار گرم براى خدا روزه بگیرد و تشنه شود خداوند هزار فرشته را مى‏گمارد تا دست‏به چهره او بکشند و او را بشارت دهند تا هنگامى که افطار کند. (3)

پى نوشت ها :

1- مكارم الأخلاق : ج 1 ص 83 ح 141 ، بحار الأنوار : ج 16 ص 249 .

2- علل الشرایع : ص 249 ح 5 ، بحار الأنوار : ج 6 ص 109 ح 2 وج 68 ص 380 ح 30 .

3- الکافى، ج 4 ص 64 ح 8; بحار الانوار ج 93 ص 247



نوع مطلب : ماه رمضان روزه، احادیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

ویژگیهاى ماه رمضان در خطبه پیامبر صلى الله علیه و آله

حضرت امام رضا علیه السلام از پدر گرامى خود و او از پدر بزرگوارش، سلسله ى سند به حضرت امیرمؤمنان علیه السلام امام على مى رسد که آن حضرت فرمود:

« إن رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم خطبنا ذات یوم؛ »

روزى پیامبر به ما خطاب کرد و چنین فرمود:

«أیها الناس إنه قد أقبل الیکم شهر الله؛»

اى مردم، ماه خدا به شما روى آورد.

سال را، ماه را، هفته را، روز را، ساعت را، زمان را، شب را، تاریکى را، نور را، فرشتگان را، درندگان و چرندگان و پرندگان را و انسانهاى عالم خلقت را خدا آفریده است. پس چرا وقتى راجع به ماه مبارک رمضان مى رسد به گونه اى دیگر سخن مى گوید و مى فرماید، رمضان ماه خدا است.

چرا در میان تمام دوازده ماه، خداوند ماه رمضان را برگزیده است؟ و چرا این ماه، ماه خداست؟ در حالى که همه ى ماه ها مخلوق خدا هستند؟

برخى از خصوصیات این ماه

پیامبر بزرگوار اسلام علت آن را چند چیز بیان مى کند که جزو خصوصیات ماه رمضان است. در این مورد مى فرماید:

«قد أقبل الیکم شهر الله، بالبرکة و الرحمة و المغفرة؛»(2)

چرا ماه خداست؟ چون این ماه:

1- ماه برکت است.

2- ماه رحمت است.

3- و ماه مغفرت و آمرزش است.

خیلى ها ممکن است بخشندگى و مهربانى داشته باشند، لیکن بى توقع نیستند.

گاهى ممکن است بعضى از ما وجوهات شرعى خود را بپردازیم و در کنارش امکان دارد تقاضایى هم داشته باشیم، ولى یک وعده هستند که در زندگى منظم و مرتب هستند و به وظیفه و تکلیف شان عمل مى کنند و هرگز توقعى هم ندارند.

خداوند رحمان و رحیم است، یعنى بخشنده است و بدون توقع در ماه رمضان که ماه خدا و ماه رحمت است مى خواهد بگوید که خداوند عالم در این ماه شما را مى بخشد، آن هم بدون کمترین توقع و چشمداشت.

ماه رمضان ماه مغفرت و بخشش است، یعنى فصل بخشش گناهان است.

عفو خداوند همیشه است، ولى یک زمان ویژه هم دارد و آن زمان مخصوص، ماه مبارک رمضان است.

برنامه ى عفو خدا، عفو عمومى است و لذا مى فرماید ماه رمضان ماه مغفرت و ماه بخشش و ماه آمرزش است.

«شهر هو عندالله أفضل الشهور، و أیامه افضل الایام، و لیالیه أفضل اللیالى، و ساعاته أفضل الساعات؛»(2)

ماه رمضان ماهى است که در پیشگاه خداوند از همه ى ماه هاى سال با فضیلت تر است، و روزهایش بهترین روزهاست. شب هاى رمضان مانند روزهاى آن در میان تمام شب هاى سال با ارزش ترین شبهاست، و ساعاتش هم از تمام اوقات دیگر ماههاى سال با ارزش تر است.

این حقیقت که رسول خدا فرمود: ماه رمضان ماه برکت است، بسیار در خور توجه است.

واژه ى «برکت» از نظر لغت به معنى بسیارى و فراوانى است که توأم با سلامت و سعادت باشد.(3)

در زندگى دنیا، خیلى ها کار مى کنند و درآمد خوبى هم دارند، اما جانشان به لب مى رسد و آسایش ندارند. فردى است که کار مى کند و پر درآمد است ولى در زندگى مرتب رنج مى برد، این درآمد با برکت نیست. بعضى ها صدسال عمر مى کنند اما صد قدم ارزشمند و مفید براى جامعه بر نمى دارند، ولى یکى بیست سال عمر مى کند و بیست قدم بر مى دارد. این قدمش هزاران نفر جمعیت را تا دویست سال بهره مند مى کند این عمر و این زندگى با برکت است.

علامه طباطبایى

علامه ى بزرگوار سیدمحمد حسین طباطبایى در سن پنج سالگى مادرش و در سن نه سالگى پدرش را از دست داد و کاملا یتیم شد.

او با هزاران رنج و مشقت و یتیمى بزرگ شد، اما با اتکال به خداوند متعال و با امید و تلاش و خودباورى بسیار، صبر و استقامت را پیشه ى خود کرد و به تحصیل علوم دینى پرداخت، و توانست در رشته هاى مختلف علمى، به ویژه در تفسیر قرآن کتابى مانند المیزان بنویسد، و در سایر رشته ها، کتابهاى ارزشمندى را به یادگار بگذارد که امروز در خدمت اسلام و نسل جوان قرار دارد و با 89 سال عمر، بهترین ذخیره را به دست آورد. این عمر و این زندگى است که با برکت است.(4)

دانشمند بى نظیر جهان اسلام

«ابوعلى سینا» این دانشمند بى نظیر جهان اسلام در سن 16 سالگى تمام علوم دنیاى آن روز را فراگرفت. فقه، اصول، فلسفه، هیئت، هندسه، ریاضیات، طب و... و نیز ده ها کتاب در رشته هاى مختلف و مورد نیاز آن روز و امروز بشر را تألیف کرد و با 53 سال عمر توانست بزرگترین افتخارات را کسب کرده و به فضائل عظیمى نائل آید.(5)

داستان ملامحسن فیض

این عمر و این زندگى است که ارزشمند و با برکت است.

مرحوم آیةالله محمد بن مرتضى، معروف به ملامحسن فیض کاشانى چنین مى گوید: خداوند در سنین کوچکى سه چیز به من عطا کرد:

1- هواى تحصیل کمال در سرم افکند.

2- درد طلب در دلم پدید آورد.

3- اخلاص نیتى همراه با توفیق به من کرامت فرمود.

به همین جهت این مرد بزرگ با 84 سال عمر توانست 116 جلد کتاب و رساله بنویسد و فضائل و کمالات بالایى به دست آورد که امروزه در خدمت جامعه و اسلام است.(6)

این عمر و این زندگى است که ارزشمند و با برکت است.

به هرحال یکى عالم و دانشمند است، و از علم و قلم خویش و زبان و بیانش در زمینه هاى فقه و فقاهت، اصول و رجال، تفسیر و کلام، فلسفه و ریاضیات، هندسه و طب، علوم آزمایشگاهى و دانش تجربى و علوم مختلف کتاب نوشته و بحث مى کند، و اسلام و جامعه ى اسلامى از او بهره مند مى شوند، چنین کسى عمر با برکتى دارد.

این عمر و این زندگى است که ارزشمند و با برکت است.

اما دیگرى تاجر است، لکن تاجر با معرفت و کسبى حلال دارد و از درآمدش نه تنها خود و عائله اش را بهره مند و اداره مى کند، که با به کاراندازى سرمایه و فکرش و با ایجاد مؤسسات و کارگاه هاى تولیدى و سازنده، ده ها و بلکه صدها خانواده را نان مى رساند و باعث رونق اقتصادى جامعه مى گردد؛ افزون بر این، این تاجر با معرفت در زندگى خودپل، راه، حمام، مسجد، مدرسه، بیمارستان، دارالایتام و... مى سازد و آنها را در خدمت مردم قرار مى دهد و باعث عمران و آبادى جامعه مى شود این درآمد و کسب با برکت است.

پس «برکت»، آن فراوانى را مى گویند که توأم با سعادت و آسایش است، و اگر سعادت و آسایش دنیا و آخرت در کنار این درآمد و این شغل حلال تأمین شد، آن درآمد و شغل با برکت است، وگرنه جهنم و وبال و گناه است و بس.

چرا ماه خدا؟

پیامبر عزیز اسلام در ادامه ى خطبه ى خویش مى فرماید: در میان دوازده ماه، ماه رمضان با آن ویژگى هایش ماه خداست، چراه ماه خداست؟

رسول خدا در ضمن بیانات خویش به نکات مهم و ارزشمندى اشاره دارد که فلسفه¬ى ماه خدا را روشن مى کند، آن حضرت چنین فرمود:

«هو شهر دعیتم فیه إلى ضیافة الله؛»(7)

این ماه ماهى است که شما دعوت شده اید به میهمانى خدا، پس صاحب سفره و میزبان خداست، هرکس صاحب خانه و سفره باشد به نام اوست، همه ى ماه ها از آن خداست، اما در این ماه، خداوند سفره ویژه اى انداخته و دعوت نامه اى مخصوص صادر کرده است، لذا ماه میهمانى خدا، ماه بندگان عاشق و روزه داران مخلص است، و گرنه خدا در همه ایام و لیالى و به همه ى موجودات رزق و روزى مى دهد. آیا آن خدایى که کرم را در دل سنگ و در اعماق دریا، برگ سبز، به دهانش مى رساند، سفره ى میهمانى اش همه جا باز نیست؟

خدایى که درندگان، چرندگان، پرندگان وحوش و انسانهاى عالم و جاهل، مردم کافر و ملحدى که حتى خدا را نمى شناسند و انکار مى کنند و مار و عقرب مى پرستند، خدا نان و هوا و رزق و روزى آنان را هم مى دهد، همه و همه ریزع هئلر سفره ى احسان و بخشش خدا هستند، آیا اینها سفره ى میهمانى گسترده ى خدا نیست؟

اى کریمى که از خزانه ى غیب

گبر و ترسا وظیفه خور دارى

دوستان را کجا کنى محروم

تو که با دشمنان نظر دارى

آرى، با این که سفره ى میهمانى و خوان احسان خدا همیشه و همه جا و براى هر موجودى گسترده است، اما نمى گوید خدا سفره انداخته است، فقط به ماه مبارک رمضان که مى رسد، مى گوید یکى از ویژگیهاى این ماه آن است که خدا سفره ى میهمانى اش در این ماه گسترده است و مهمانى اش به گونه ى خاصى است که بندگان مخلص باید از خوردن و آشامیدن و گناه و لغزش و ستم و حق کشى پرهیز نمایند.

عنایات مخصوص پروردگار

رسول خدا صلى الله علیه و آله وارد مرحله ى ویژگى هاى این ماه عزیز و عنایات مخصوص پروردگار رحمان و رحیم مى وشد و چنین مى فرماید:

وجعلتم فیه من اهل کرامة الله؛(8)

همه شما در تاین ماه عزیز رمضان، جزو کسانى قرار داده شده اید که خدا به آنان کرامت و عنایت کرده است.

بعضى ها ممکن است توفیق پیدا نکنند که به این سفره میهمانى حاضر شوند، و به این میهمانى بزرگ راه پیدا نکنند و حال آنکه شما را از توفیق شرکت نصیبى داده اند، و شما جزو کسانى هستید که خداوند به آنان کرامت فرموده است.

یک وقت شما شخصى را خیلى دوست دارید و مى خواهید به او خدمتى بنمایید، اما نمى دانید که او به چه چیزى نیازمند و علاقمند است. از خودش مى پرسید که چه چیزى را دوست دارى؟

مى گوید:دعاى من این است که یک بار حلقه ى درب خانه ى کعبه را بگیرم و این دو لب من برسد به «حجرالأسود» و تبرک شود، تا این لب گرفتار آتش جهنم نشود.

البته شرط دارد، «حجرالأسود» مثل «تیزاب» است. فلزى در دست شماست، و به طلا فروش مى گویید: این فلز چیست؟

او مى گوید: نمى دانم به طلا شبیه است. با «تیزاب» مشخص مى شود، «حجرالأسود» ، «تیزاب» است، انسان هر خطایى داشت وقتى کنار خانه ى خدا رفت و با اظهار ندامت و توبه گفت: بارخدایا، بنده گنهکارى به در خانه ات آمده است، مرا ببخش، و بعد از آن هم دیگر دست به گناه نزده است، این «تیزاب»، آن ناخالصى ها را از بین مى برد و او را خالص مى کند، و اگر باز هم به آلودگى، دروغ، هرزگى و خیانت ادامه بدهد، آن «حجرالأسود» خرابش کرده و آبرویش را مى برد و رسواتر مى شود.

خداوند مى فرماید:

حال که موفق شدى و به میهمانى من آمدى، جزو کسانى خواهى بود که واقعا محبوب من هستند، و مى دانیم که عشق و محبت هم طرفینى است، لذا مى فرماید: شما در این ماه جزو کرامت شده ها هستید.

باز هم ویژگى ماه رمضان

به دنبا بیان ویژگى هاى ماه عزیز رمضان رسول خدا ادامه داد و چنین فرمود:

«أنفاسکم فیه تسبیح، و نومکم فیه عبادة»(9)

نفس هاى شما رد ماه رمضان تسبیح خدا شمرده مى شود و خوابتان عبادت اوست.

یک مثال کوچک، با محاسبه کردن دقیقه ها و ساعت ها و شبانه روز مى شود تعداد نفس هایى را که انسان مى کشد حساب کرد و مشخص خواهد شد که در ماه رمضان، بدون کوچک ترین کار و عمل چه قدر انسان نفس مى کشد، به همان اندازه در نامه ى عمل او تسبیح و ذکرخدا و حسنه ثبت مى شود.

انسان به طور متوسط در هر دقیقه، 17 تا 18 مرتبه نفس مى کشد و در یک ساعت 1080 مرتبه و در 24 ساعت 25920 مرتبه نفس مى کشد. یعنى طبق فرموده ى پیامبر عزیز اسلام در ماه رمضان شخص به تعداد نفس هایى که مى کشد، به او ثواب و حسنه مى دهند، و این که فرموده اند که ماه رمضان ماه برکت است، یکى از برکت هایش همین است، چه برکتى بهتر از این، بدون اینکه انسان زحمتى بکشد، این قدر حسنه و ثواب کسب کند، و این عنایت فقط در ماه مبارک رمضان مقدور است، و در ماه هاى دیگر سال ممکن و مقدور نیست.

اینک اگر ذکرى داشته باشد و یا قرآن را هم تلاوت کند و یا کارهاى نیک دیگرى انجام دهد و یا نمازهاى مستحبى بخواند، و یا دستگیرى فقرا و ضعفا و ایتام را داشته باشد و یا در کار تدریس و تعلیم و تربیت تلاش نماید، روشن است که بهره هاى فراوان دیگرى هم از ماه رمضان خواهد داشت.

پى ‌نوشت‌ها:

1- بحارالانوار/ج96/ص 356.
2- بحارالانوار/ج96/ص 356.
3- اقربا الموارد/ واژه ى «برکت».
4- چراغ تجربه/ ص 352.
5- چراغ تجربه/ ص 39
6- چراغ تجربه/ ص 434 و 444.
7- بحار/ج96/ص 356.
8- خطبه ى شعبانیه ى رسول خدا.
9- بحار/ج96/ص 356.
منبع : پایگاه راسخون


نوع مطلب : ماه رمضان روزه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

تقویم تبلیغى ماه مبارك رمضان

اعمال عمومى ماه رمضان

1 ـ روزه داشتن: چنانچه افراد مكلّف عذر شرعى نداشته باشند، روزه‏هاى این ماه بر آنان واجب است.

2 ـ صدقه دادن(1)

3 ـ ترك گناه: از بهترین كارهاى این ماه ترك گناه است.(2)

4 ـ تلاوت قرآن: بهار قرآن، ماه رمضان است، از امام صادق علیه‏السلام نقل شده است: «با قرائت قرآن به استقبال این ماه بروید.»(3)

5 ـ تعقیبات مخصوص: پس از نماز این تعقیبات خوانده شود.

«اللّهم ارزقنى حج بیتك الحرام فى عامى هذا و فى كلّ عام...

یاعلىُّ یاعظیم، یاغفور یارحیم، انت الرّب العظیم...

اللّهم ادخل على اهل القبور السّرور، اللّهم اغن كلّ فقیر...»

صورت كامل آن‏ها در مفاتیح الجنان، آمده است.(4)

6 ـ پرهیز از پرخورى: كسانى كه در این ماه از روزه داشتن مثل مسافران معافند، مكروه است كه پرخورى كنند.(5)

7 ـ خواندن دعاى مخصوص هر روز ماه مبارك رمضان كه در ضمن اعمال روزهاى این ماه در مفاتیح ذكر شده است.(6)

8 ـ قبل از اینكه 23 روز از ماه رمضان‏بگذرد، مسافرت‏هاى غیر ضرورى كراهت دارد.(7)

9 ـ احترام به كوچك و بزرگ:

حضرت محمد مصطفى صلى‏الله‏علیه‏و‏آله هنگام ورود این ماه در فرازى از مواعظ خود فرموده است:

«به بزرگان احترام گذارید و كودكان را مورد مهربانى و عطوفت قرار دهید، با نزدیكان خود رفت و آمد داشته باشید. آن كه در این ماه اخلاقش را نیكو نماید، جواز عبور از صراط را به دست آورده است.»(8)

10 ـ اطعام روزه داران(9)

11 ـ خواندن دعاى افتتاح در هر شب(10)

12 ـ خواندن نافله هر شب(11)

13 ـ غسل

در شب‏هاى فرد و تمام شب‏هاى دهه آخر ماه مبارك رمضان، غسل مستحب است.(12)

14 ـ رعایت آداب افطار:

الف ـ هنگام افطار، پس از تلاوت سوره قدر، دعاى زیر خوانده شود.

«اللهم لَكَ صُمتُ وَ عَلى رزقِكَ افطرْتُ وَ عَلَیكَ تَوكلتُ؛ پروردگارا براى تو روزه گرفتم و با رزقِ تو افطار كردم و بر تو توكل كردم.»

ب ـ با غذاى حلال، روزه خود را باز نماید و بهتر است با خرما باشد.

ج ـ بهتر است افطار بعد از نماز مغرب و عشا باشد، مگر آن كه ضعف بر او غلبه كرده باشد، یا گروهى منتظر او باشند.(13)

15 ـ دعاى افتتاح در هر شب ماه مبارك رمضان خوانده شود. (14)

16 ـ نافله مخصوص هر شب ماه مبارك رمضان.(15)

شب اول ـ چهار ركعت در هر ركعت بعد از حمد پانزده مرتبه سوره قل هو الله احد...

شب دوم ـ چهار ركعت، در هر ركعت بعد از حمد بیست مرتبه سوره اناانزلناه فى لیلة القدر...

شب سوم ـ ده ركعت در هر ركعت بعد از حمد پنجاه مرتبه سوره قل هو الله احد....

شب چهارم ـ هشت ركعت در هر ركعت بعد از حمد بیست مرتبه سوره انا انزلناه فى لیلة القدر...

شب پنجم ـ دو ركعت در هر ركعت بعد از حمد پنجاه مرتبه سوره قل هو الله احد....» و بعد از سلام صد مرتبه صلوات.

شب ششم ـ چهار ركعت در هر ركعت بعد از حمد یك مرتبه سوره تبارك الذى بیده الملك

شب هفتم ـ چهار ركعت در هر ركعت بعد از حمد سیزده مرتبه سوره انا انزلناه فى لیلة القدر...

شب هشتم ـ دو ركعت در هر ركعت بعد از حمد ده مرتبه سوره قل هو الله احد.... و بعد از سلام هزار مرتبه سبحان الله

شب نهم ـ شش ركعت در بین نماز مغرب و عشا خوانده شود كه در هر ركعت بعد از حمد هفت مرتبه آیة الكرسى و بعد از اتمام، پنجاه مرتبه اللهم صل على محمد و آل محمد.

شب دهم ـ بیست ركعت در هر ركعت بعد از حمد سى مرتبه سوره قل هو الله احد...

شب یازدهم ـ دو ركعت در هر ركعت بعد از حمد، بیست مرتبه سوره انا اعطیناك الكوثر

شب دوازدهم ـ هشت ركعت در هر ركعت بعد از حمد سى مرتبه انا انزلناه فى لیلة القدر

شب سیزدهم ـ چهار ركعت در هر ركعت بعد از حمد بیست و پنج مرتبه سوره قل هو الله احد

شب چهاردهم ـ شش ركعت در هر ركعت بعد از حمد سى مرتبه سوره اذا زلزلت الارض زلزالها...

شب پانزدهم ـ چهار ركعت در دو ركعت اول بعد از حمد صد مرتبه سوره قل هو الله احد و در دو ركعت دیگر پنجاه مرتبه سوره قل هو الله احد

شب شانزدهم ـ دوازده ركعت در هر ركعت بعد از حمد دوازده مرتبه سوره الهیكم التكاثر

شب هفدهم ـ دو ركعت در ركعت اول بعد از حمد هر سوره كه بخواهد، بخواند و در ركعت دوم بعد از حمد صد مرتبه قل هو الله احد و بعد از سلام صد مرتبه لا اله الا الله

شب هیجدهم ـ چهار ركعت در هر ركعت بعد از حمد بیست و پنج مرتبه انا اعطیناك الكوثر

شب نوزدهم ـ پنجاه ركعت در هر ركعت بعد از حمد سوره اذا زلزلت الارض زلزالها...

شب بیستم تا شب بیست و چهارم ـ در هر یك هشت ركعت به هر سوره‏اى كه بخواهد بخواند.

شب بیست و پنجم ـ هشت ركعت در هر ركعت بعد از حمد ده مرتبه سوره قل هو الله احد

شب بیست و ششم ـ هشت ركعت در هر ركعت بعد از حمد صد مرتبه سوره قل هو الله احد

شب بیست و هفتم ـ چهار ركعت در هر ركعت بعد از حمد بیست و پنج مرتبه سوره قل هو الله احد

شب بیست و هشتم ـ شش ركعت در هر ركعت بعد از حمد صد مرتبه آیة الكرسى و صد مرتبه قل هو الله احد و صد مرتبه سوره كوثر و بعد از نماز صد مرتبه صلوات

شب بیست و نهم ـ دو ركعت در هر ركعت بعد از حمد بیست مرتبه سوره قل هو الله احد

شب سى ام ـ دوازده ركعت در هر ركعت بعد از حمد بیست مرتبه قل هو الله احد و بعد از نماز صد مرتبه صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد.

قابل توجه اینكه، در تمام نمازهاى ذكر شده هر دو ركعت، با یك سلام است.

اعمال مخصوص شب‏ها و روزهاى ماه مبارك رمضان:

شب اول:

1 ـ زیارت حضرت ابا عبد الله الحسین علیه‏السلام (16)

2 ـ خواندن دعاى مخصوص شب اول ماه رمضان. این دعا در مفاتیح الجنان در ضمن اعمال شب اول آمده است.(17)

روز اول:

1 ـ غسل(18)

2 ـ نماز؛ این نماز دو ركعت است كه در ركعت اول بعد از حمد سوره فتح و در ركعت دوم بعد از حمد هر سوره‏اى كه خواست بخواند.(19)

3 ـ معطر كردن

4 ـ دعاى روز اول ماه رمضان خوانده شود.(20)

مناسبت‏هاى روز سوم:

1 ـ نزول انجیل بر حضرت عیسى علیه‏السلام 2 ـ وفات شیخ مفید در سال 413 ه . ق 3 ـ جنگ تبوك در سال 9 ه . ق.

روز ششم:

مناسبت‏هاى این روز عبارتند از:

1 ـ نزول تورات بر حضرت موسى علیه‏السلام 2 ـ ولایتعهدى امام رضا علیه‏السلام در سال 201 ه . ق.

اعمال:

1 ـ نماز؛ این نماز دو ركعت است كه در هر ركعت بعد از سوره حمد 25 مرتبه قل هو الله احد... خوانده شود.

2 ـ دعاى روز ششم.

شب سیزدهم:

اعمال شب سیزدهم ماه مبارك رمضان:

1 ـ نماز: دو ركعت است كه مطابق نماز سیزده رجب است كه در هر ركعت بعد از حمد سوره یس، ملك و اخلاق خوانده شود.(21)

2 ـ خواندن دعاى مجیر(22)

شب چهاردهم:

1 ـ چهار ركعت نماز مطابق دستور شب سیزدهم رجب كه در دستور شب سیزدهم ماه رمضان ذكر شد.

2 ـ قرائت دعاى مجیر

اعمال شب پانزدهم:

1 ـ شش ركعت نماز؛ مطابق نمازى است كه در شب سیزدهم و چهاردهم ذكر شد.

2 ـ دعاى مجیر

3 ـ زیارت امام حسین علیه‏السلام (23)

روز پانزدهم:

مناسبت: ولادت با سعادت امام حسن مجتبى علیه‏السلام در سال سوم هجرى قمرى.

روز هفدهم:

جنگ بدر در سال دوم هجرت در این روز اتفاق افتاد(24)

روز نوزدهم:

مناسبت: ضربت خوردن حضرت على علیه‏السلام در سال 40 ه . ق

شب نوزدهم ماه مبارك رمضان با شب‏هاى بیست و یكم و بیست و سوم ـ كه به عنوان شب قدر در روایات از آن یاد شده است ـ از فضایل بسیارى برخوردار بوده و داراى اعمال مشترك و اعمال مخصوص هستند كه در ذیل توضیح داده مى‏شود:

الف ـ اعمال مشترك:

1 ـ غسل ؛ باید مقارن غروب آفتاب انجام شود، بهتر است كه نماز شام با این غسل خوانده شود.(25)

2 ـ نماز؛ این نماز دو ركعت است كه در هر ركعت بعد از حمد، هفت بار سوره توحید و پس از نماز هفتاد مرتبه «استغفر الله و اتوب الیه» خوانده شود.

3 ـ احیاء

4 ـ قرآن بر سر گرفتن

5 ـ خواندن صد ركعت نماز

6 ـ خواندن دعاى مخصوص (اللهم انى اَمسَیتُ لَكَ عبدا داخرا...(26)

7 ـ صدقه

8 ـ خواندن دعاى جوشن كبیر

ب ـ اعمال مخصوص شب نوزدهم:

1 ـ خواندن صد مرتبه «استغفر الله ربى و اتوب الیه»

2 ـ خواند صد مرتبه «اللهم العن قتلة امیر المؤمنین»

روز بیستم:

مناسبت: فتح مكه در سال هشتم ه . ق

روز بیست و یكم:

مناسبت: شهادت حضرت على علیه‏السلام در سال 40 ه . ق

شب؛ اعمال مشترك آن در شب نوزدهم توضیح داده شد.

روز؛ اعتكاف (یك عمل مستحبى است كه حداقل مدت سه روز یا بیشتر جهت عبادت در مسجد مى‏مانند)در دهه آخر ماه مبارك رمضان فضیلت بسیار دارد.

شب بیست و سوم

1 ـ اعمال مشترك كه در اعمال شب نوزدهم ذكر شد.

2 ـ خواندن دعاى «اللهم كن لولیك الحجة ابن الحسن...

3 ـ خواندن سوره‏هاى عنكبوت، روم و دخان.

4 ـ خواندن هزار بار سوره قدر

5 ـ خواندن دعاى مخصوص (اللهم امدد لى فى عمرى و اوسع لى فى رزقى...(27)

شب بیست و هفتم

اعمال مخصوص این شب عبارتند از:

1- غسل

2- از امام زین العابدین علیه‏السلام نقل شده است كه این دعا را در این شب مكرر مى‏خواند: «اللهم ارزقنى التجافى عن دار الغرور و الاِنابة الى دار الخلود و الاستعداد للموت قبل حُلولِ الفوتِ؛(28)

خدایا! جدا شدن از این دنیا را روزیم كن و رسیدن به مكان جاودانى را نصیبم فرما و آمادگى براى موت را قبل از رسیدن فوت برایم فراهم كن.»

روز بیست و نهم ماه

مناسبت: جنگ حنین در سال هشتم ه . ق

شب سى ام

دستورات ویژه شب سى ام:

1 ـ خواندن دعاى وداع با ماه رمضان (دعاى 45 صحیفه سجادیه)(29)

2 ـ زیارت امام حسین علیه‏السلام (30)

3 ـ محاسبه اعمال یك ماه (31)

4 ـ خواندن سوره‏هاى: كهف، انعام و یس(32)

5 ـ غسل (33)

6 ـ یك صد مرتبه «استغفرالله و اتوب الیه»(34)

7 ـ خواندن دعاى زیر:

«اللهم لاتجعله آخرالعهد من صیامى لشهر رمضان و اعوذ بك اَن یَطْلُعَ فَجْرُ هذه اللیلَةِ الاّ فقد غفرتَ لى؛ خدایا این ماه رمضان را آخرین ماه رمضان عمر من قرار مده و پناه مى‏برم به تو از این كه این شب پایان یابد و طلوع فجر دمیده باشد، الا این كه مرا مورد غفران و آمرزش خود قرار دهى.»

روز سى‏ام

دستورات ویژه روز سى‏ام:

1 ـ خواندن این دعا را كه از امیر المؤمنین علیه‏السلام نقل شده است: «اللهم انى اسئلك اخبات المخبتین و اخلاص الموقنین و موافقة الابرار و استحقاق حقایق الایمان و الغنیمة من كل بِر و السلامة مِن كل اثم و وُجوبَ رَحمَتِكَ و عزائم مغفرَتِكَ و الفوزَ بالجنَة و النجاة من النار؛(35) خدایا از تو فروتنى و خاكسارى در خواست مى‏كنم و همچنین اخلاص موقنین و همنشینى با نیكان را و رسیدن به حقایق ایمان و بهره مندى از هر نیكى را و سلامت ماندن از هر گناهى را و وصول به رحمت تو را و بخشش گناهانم را و رسیدن به بهشت و نجات از آتش را»

2 ـ توسل به ائمه اطهار علیهم‏السلام

مرحوم میرزا جواد ملكى تبریزى در این مورد در كتاب «المراقبات» آورده است: «چون این روز (سى‏ام ماه مبارك رمضان) روز تقدیم اعمال است، در آخر آن به ائمه توجه نموده و با تضرع و تواضع از آنان طلب اصلاح كارهاى خویش را بنماید»(36)

پى‏نوشت‏ها:

1 ـ بحار الانوار، ج 98، ص 82.

2 ـ همان، ج 96، ص 356، ح 25.

3 ـ همان، ج 1 و3، ص 386، ح 1 و 3.

4 ـ مفاتیح الجنان، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، ص 177 ـ 176.

5 ـ عروة الوثقى، ج 2، ص 221.

6 ـ مفاتیح الجنان، ص 202.

7 ـ عروة الوثقى، ج 2، ص 221.

8 ـ بحار الانوار، ج 96، ص 356، ح 25.

9 ـ مصباح كفعمى، ص 632.

10 ـمصباح المتهجد، ص 520.

11 ـ مفاتیح الجنان، ص 238.

12 ـ عروة الوثقى، ج 1، ص 459.

13 ـ مفاتیح الجنان، ص 178.

14 ـ مصباح المتهجد، ص 520 و مفاتیح الجنان، ص 179.

15 ـ بحار الانوار، ج 97، ص 358 و مفاتیح الجنان، ص 238 و زاد المعاد، علامه مجلسى، فصل آخر، اعمال ماه رمضان.

16 ـ بحارالانوار، ج 101، ص 99، ح 29.

17 ـ مفاتیح الجنان، ص 171، چاپ دفتر نشر فرهنگ.

18 ـ عروة الوثقى، ج 1، ص 459.

19 ـ مفاتیح الجنان، ص 220.

20 ـ همان، ص 239؛ مصباح كفعمى، ص 612.

21 ـ مفاتیح الجنان، ص 142.

22 ـ همان، 223 ـ مصباح الكفعمى، ص 268.

23 ـ بحارالانورا، ج 101، ص 99، ح 29.

24 ـ تقویم عبادى، ص 90.

25 ـمفاتیح الجنان، ص 225.

26 ـ همان.

27 ـ همان، ص 235.

28 ـ همان، ص 236.

29 ـ مصباح كفعمى، ص 634.

30 ـ بحار الانوار، ج 101، ص 99، ح 29؛ وسائل الشیعة، ج 10، ص 369.

31 ـ المراقبات، ص 161،

32 ـ مفاتیح الجنان، ص 236.

33 ـ وسائل الشیعه، ج 2، ص 952.

34 ـ مفاتیح الجنان، ص 236.

35 ـ همان.

36 ـ المراقبات، ص 166.

گردآورى : سیدعباس رفیعى‏پور

منبع : ‏مبلغان، شماره 11



نوع مطلب : ماه رمضان روزه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

روزه و رمضان در آئینه شعر فارسى

مبارك باد آمد ماه روزه رهت‏خوش باد، اى همراه روزه شدم بر بام تا مه را ببینم كه بودم من به جان دلخواه روزه نظر كردم كلاه از سر بیفتاد سرم را مست كرد آن شاه روزه مسلمانان، سرم مست است از آن روز زهى اقبال و بخت و جاه روزه بجز این ماه، ماهى هست پنهان نهان چون ترك در خرگاه روزه بدان مه ره برد آن كس كه آید درین مه خوش به خرمنگان روزه رخ چون اطلسش گر زرد گردد بپوشد خلعت از دیباه روزه دعاها اندرین مه مستجاب است فلكها را بدرد آه روزه چو یوسف ملك مصر عشق گیرد كسى كو صبر كرد در چاه روزه سحورى كم زن اى نطق و خمش آن ز روزه خود شوند آگاه روزه

(كلیات شمس، جزء و پنجم، ص 137)

رمضان، ماه روزه و ماه نهم از ماههاى قمرى بین شعبان و شوال است، رمضان در لغت‏به معناى تابش گرما و شدت تابش خورشید است. بعضى گویند رمضان به معنى سنگ گرم است كه از سنگ گرم، پاى روندگان مى‏سوزد و شاید ماخوذ از «رمض‏» باشد كه به معنى سوختن است چون ماه صیام گناهان را مى‏سوزاند به این خاطر، بدین اسم موسوم شده است زیرا ماه رمضان موجب سوختگى و تكلیف نفس است. اما صوم و روزه كه در این ماه تكلیف شرعى مسلمانان است عبارت است از احتراز از خوردن و آشامیدن و مفطرات دیگر از طلوع صبح تا غروب.

در قرآن مجید یك بار «رمضان‏» و چهارده بار صوم و صیام و صائمین و صائمات ... آمده است.

شهر رمضان الذى انزل فیه القرآن ... ماه رمضان است كه در آن فرو فرستاده شد قرآن ... دستور روزه در آیه 179 سوره بقره طرح شده است: یا ایها الذین آمنوا كتب علیكم الصیام كما كتب على الذین من قبلكم لعلكم تتقون.

از همان آغاز كه رودكى پدر شعر فارسى، بلند بناى كاخ ادب را برافراشت، مفردات روزه، رمضان، صوم و صیام در آیینه شعر فارسى انعكاس یافتند. این انعكاس در تمامى انواع شعر مدحى، اخلاقى، تعلیمى، غنایى و رثا دیده مى‏شود. در شعر شاعران دوره اول، كاربردها سطحى است و از اعلام ماه رمضان یا عید رمضان و مبارك باد گفتن آن فراتر نمى‏رود:

روزه به پایان رسید و آمد نو عید هر روز بر آسمانت‏باد امروزا

(رودكى)

همان بر دل هر كسى بوده دوست نماز شب و روزه آیین اوست

(فردوسى 203/3)

بر آمدن عید و برون رفتن روزه ساقى بدهم باده بر باغ و به سبزه

(منوچهرى به نقل از دهخدا)

عید قربان بر او مبارك باد هم بر آنسان كه بود عید صیام

(فرخى به نقل از دهخدا)

جاهش زد هر چون مه عید از صف نجوم ذاتش زخلقت چون شب قدر از مه صیام گر در مه صیام شود خوانده این مدیح بر تو به خیر باد مدیح و مه صیام

(به نقل از دهخدا)

خجسته باد و مبارك قدوم ماه صیام بر اولیاء و احباى شهریار نام

(نزارى به نقل از دهخدا)

نزد خداوند عرش بادا مقبول طاعت‏خیر تو و صیام و قیامت

(مسعود سعد به نقل از دهخدا)

روزه دار و به دیگران بخوران نه مخور روز و شب شكم بدران

(به نقل از دهخدا)

دیدگاه ناصر خسرو شاعر تعلیمى و دینى مذهبى اسماعیلیه از شاعران پیشین فراتر مى‏رود وى اگر چه پرسشى را كه از مستنصر بالله درباره روزه و دیگر احكام شریعت مى‏كند بى‏جواب مى‏گذارد:

و آنگاه بپرسیدم از اركان شریعت كاین پنج نماز از چه سبب گشت مقرر؟ و ز روزه كه فرمودش ماه نهم از سال و زحال زكات درم و زر مدور ...

(ناصر خسرو ص 512)

اما مخاطب خود را به تامل درباره این حكم عبادى فرا خوانده مى‏گوید:

چون روزه ندانى كه چه چیزى است چه سود است بیهوده همه روز تو را بودن ناهار

(ناصر خسرو ص 165)

همه پارسایى نه روزه است و زهد نه اندر فزونى نماز و دعاست

(ناصر خسرو به نقل از دهخدا)

از نماز و روزه تو هیچ نگشاید تو را خواه كن خواهى مكن، من با تو گفتم راستى

(ناصر خسرو به نقل از دهخدا)

تا نپذیرد ز توى زى خداى نیست پذیرفته صلاة و صیام

(ناصر خسرو به نقل از دهخدا)

سوى بهشت عدن یكى نردبان كنم یك پایه از صلات و دگر پایه از صیام

(ناصر خسرو ص 58)

خاقانى شاعر تعلیمى علاوه بر آن كه در شعر خود از مفردات صوم و صیام سود جسته است و صیام را از بهترین سكنات نفس دانسته است:

از جسم بهترین حركاتى صلاة دان وز نفس بهترین سكناتى صیام دان

(خاقانى)

به خاطر آشنایى با عقاید ترسایى و دین مسیحیت از «روزه مریم‏» «صوم العذرا» یاد مى‏كند. روزه مریم یا صوم مریم كه در آیه 27 سوره مریم آمده است: «فقولى انى نذرت للرحمن صوما فلن اكلم الیوم انسیا: پس بگو بدرستى كه من نذر كردم براى خداى بخشنده روزه، پس سخن نمى‏كنم امروز آدمى را.

آن است كه بعد از ولادت عیسى(ع) مریم نذر كرد كه روزه بدارد و یك روز تمام با كسى سخن نگفت: چون قوم از وى سخنها پرسیدن گرفتند فقط اشاره به كودك كرد كه در گهواره بود و عیسى(ع) گفت: انى عبد الله اتانى الكتاب و جعلنى نبیا: گفت: به درستى كه منم بنده خدا، مرا كتاب داده و پیغمبر گردانیده است.

نسطوریه، روزه مریم را هنوز به نام صوم مارت مریم نگاه مى‏دارند و آن در دوشنبه بعد از عید بسبار نسطورى آغاز مى‏شود و در روز عید میلاد تمام مى‏شود:

چه بود آن نفخ روح و غسل و روزه كه مریم عور بود و روح تنها چه بود آن نطق عیسى وقت میلاد چه بود آن صوم مریم گاه اصغا

(خاقانى ص 27)

در توحید و معراج حضرت ختمى مرتبت گوید:

دل گرسنه در آمد بر خوان كائنات چون شبهتى بدید برون رفت ناشتا مریم گشاده روزه و عیسى ببسته نطق كو در سخن گشاده سر سفره سخا...

(خاقانى ص 5)

و در واقعه حبس و عزلت‏خود گوید:

روزه كردم نذر چون مریم كه هم مریم صفاست خاطر روح القدس پیوند عیسى زاى من نیست‏بر من روزه در بیمارى دل زان مرا روزه باطل مى‏كند اشك دهن آلاى من اشك چشم در دهان افتد گه افتد افطار از آنك جز كه آب گرم چیزى نگذرد بر ناى من

(خاقانى صص 31، 322)

نظامى گنجوى نیز در مثنوى خسرو و شیرین در بیان مرگ مریم، روزه مریم را یاد مى‏كند:

چون مریم، روزه مریم نگه داشت دهان در بست از آن شكر كه شه داشت

(خسرو و شیرین ص 288)

مولانا در كلیات شمس، روزه مریم را براى نفس شكمخوار توصیه مى‏كند:

باز رهان خلق را از سر و از سر كشى اى كه درون دلى چند ز دل، دركشى... نفس شكمخوار را روزه مریم دهى تا سوى بهرام عشق مركب لاغر كشى

(كلیات شمس جزو ششم ص 241)

و در موردى دیگر گوید:

روزه مریم مرا، خوان مسیحیت نوا تركنم از فرات تو، امشب خشك نانه

(كلیات شمس جزو پنجم ص 222)

صوم العذارا نیز تركیبى است كه یك بار در دیوان خاقانى دیده مى‏شود، بنا به ترجمه و شرح مینورسكى در قصیده مسیحیت، صوم العذارا را شروع آن روز دوشنبه بعد از عید تجلى است و سه روز طول مى‏كشد و عبادیان و مسیحیان عرب آن را به یاد دوشیزگان نصارى مى‏گیرند كه روزه، آنها را از اسارت پادشاه حیره المنذر رهایى بخشید منذر از امسا چهار صد دختر برد و به عنوان قربانى به عزه از اصنام جاهلى تقدیم كرد. در شرح شیخ آذرى صوم العذارا به معنى روزه دختران بكر آمده كه به متابعت مریم در هیكل نشینند تا روز وفات.

به خمسین و به دنح و لیلة الفظر به عید الهیكل و صوم العذارا

(خاقانى ص 28)

خاقانى از مضمون روزه گرفتن و افطار كردن، در شعر غنایى، مدحى و رثایى نیز سود جسته است، در شعر غنایى مى‏گوید:

عشق آتشى است كاتش دوزخ غذاى اوست پس عشق روزه‏دار و تو در دوزخ هوا

(خاقانى ص 205)

و در شعر مدحى مى‏گوید:

تا به رویش گرفته‏ام روزه جز به یادش نكرده‏ام افطار

(خاقانى ص 205)

و در شعر رثایى، روزه گرفتن را به معنى ترك و قطع علاقه به كار برده است آنجا كه از زبان امیر رشید الدین فرزند در گذشته‏اش مى‏گوید:

من كنون روزه جاوید گرفتم زجهان گر شما در هوس عید بقایید همه

(خاقانى ص 409)

و باز در مرثیه او مى‏گوید:

ز این دونان فلك از خوانچه دونان بینند تا نبینم كه دهان از پى خور بگشایید. از طرب روزه بگیرید و به خون ریز سرشك نه به خوان ریزه این خوان چه زر بگشایید

(خاقانى ص 158)

در آثار سعدى شاعر معرفت و اخلاق نیز توجه به روزه و شرایط آن دیده مى‏شود. در یك مورد شاعر، توجه كامل به خدا را مطرح كرده و روزه و عبادتى را كه ریا و سمعه‏اى در آن طرح شود مطرود مى‏داند:

شنیدم كه نابالغى روزه داشت به صد محنت آورد روزى به چاشت... پدر دیده بوسید و مادر سرش فشاندند بادام و زر بر سرش چو بر وى گذر كرد یك نیمه روز فتاد اندرو ز آتش معده سوز به دل گفت اگر لقمه چندى خورم چه داند پدر غیب یا مادرم چون روى پسر در پدرم بود و قوم نهان خورد و پیدا به سر برد صوم كه داند چون در بند حق نیستى اگر بى وضو در نماز ایستى

(بوستان ص 273)

و در موردى دیگر تهمت و غیبت را از مبطلات روزه دانسته، مى‏گوید:

به طفلى درم رغبت روزه خاست ندانستى چپ كدام است و راست یكى عابد از پارسایان كوى همى شستن آموختم دست و روى كه بسم الله اول به سنت‏بگوى دوم نیت آور سوم كف بشوى پس آنگه دهن شوى و بینى سه بار مناخر به انگشت كوچك بخار به سبابه دندان پیشین بمال كه نهى است در روزه بعد از زوال وزان پس سه مشبت آب بر روى زن ز رستنگه موى سر تا ذقن در دستها تا به مرفق بشوى ز تسبیح و ذكر آنچه دانى بگوى دگر مسح سر بعد از آن غسل پاى همین است و ختمش به نام خدا كس از من نداند در این شیوه به نبینى كه فرتوت شد پیر ده شنید این سخن دهخداى قدیم بشورید و گفت اى خبیث رجیم نه مسواك در روزه گفتى خطاست بنى آدم مرده خوردن رواست دهن گوز ناگفتنى‏ها نخست بشوى، آنكه از خور دنیا بهشت

(بوستان ص 292)

و در جاى دیگر مى‏گوید:

به سرهنگ سلطان چنین گفت زن كه خیز اى مبارك در رزق زن برو تاز خوانت نصیبى دهند كه فرزند كانت نظر بررهند بگفتا بود مطبخ امروز سرد كه سلطان به شب نیت روزه كرد زن از ناامیدى سرانداخت پیش همى گفت‏با خود دل از فاقه ریش كه سلطان از این روزه گویى چه خواست كه افطار و عید طفلان ماست خورنده كه خیرش بر آید زدست به از صائم الدهر دنیا پرست مسلم كسى را بود روزه داشت كه درمانده‏اى را دهد نان چاشت و گرنه چه لازم كه سعیى برى ز خود باز گیرى و هم خورى

(بوستان ص 204)

و در قصیده‏اى از تودیع ماه رمضان، بار بر دل دارد و مى‏گوید:

برگ تحویل مى‏كند رمضان بار تودیع بر دل اخوان یار نادیده سیر زود برفت دیر ننشست نازنین مهمان غادرالحب صحبة الاحباب فارق الخل عشرة الخلان ماه فرخنده روى بر پیچید و علیك السلام یا رمضان الوداع اى زمان طاعت و خیر مجلس ذكر و محفل قرآن مهر فرمان ایزدى بر لب نفس در بند و دیو در زندان تا دگر روز، با حبان آید بس بگردد به گونه گونه جهان بلبلى زار زار مى‏نالید بر فراق بهار وقت‏خزان گفتم اندوه مبركه باز آید روزه نو روز و لاله و ریحان گفت ترسیم بقا وفا نكند ور نه هر سال گل دهد بستان روزه بسیار و عید خواهد بود تیرماه و بهار و تابستان تا كه در منزل حیات بود سال دیگر كه در غریبستان...

(قصاید سعدى 722)

در شعر غنایى نیز سعدى از مضمون روزه و ماه نو بى بهره نبوده و هلال ابروى دوست را هلال عید خود یافته است:

هر كه را خاطر به روى دوست رغبت مى‏كند بس پریشانى بباید بردنش چون موى دوست دیگران را عید اگر فرداست ما را از این دهست روزه داران ماه نو ببینند و ما ابروى دوست

(غزلیات سعدى ص 388)

اما بهترین مضامین و عمیق‏ترین مفاهیم در كلیات شمس به چشم مى‏خورد.

شاعر شوریده مكتب عرفان با شریعت پیوند ناگسستنى دارد از این رو با حلول ماه رمضان ماه معراج آدمى، ماه پرورش عیسى روح، ماه بریدن از نان و رسیدن به جانان به وجد درمى‏آید:

ماه رمضان آمد اى یار قمر سیما بر بند سر سفره بگشاى ره بالا اى یاوه هر جایى، وقتست كه باز آیى بنگر سوى حلوایى تا كى طلبى حلوا... مرغت ز خور و هیضه، مانده‏ست درین بیضه بیرون شو از این بیضه تا باز شود پرها بر یاد لب دلبر خشكست لب مهتر خوش با شكم خالى مى‏نالد چون سرنا خالى شو و خالى به لب بر لب نایى نه چون نى زدمش پر شو و آنگاه شكر مى‏خا... گر تو به زیان كردى آخر چه زیان كردى كو سفره نان افزا كو دلبر جان افزا از درد به صاف آییم و زصاف به قاف آییم كز قاف صیام اى جان، عصفور شود عنقا صفراى صیام ار چه، سوداى سفر افزاید لیكن ز چنین سودا یابند ید بیضا هر سال نه جوها را مى‏پاك كند از گل تا آب روان گردد تا كشت‏شود خضرا بر جوى كنان تو هم، ایثار كن این نان را تا آب حیات آید تا زنده شود اجزا... بستیم در دوزخ یعنى طمع خوردن بگشاى در جنت‏یعنى كه دل روشن بس خدمت‏خر كردى بس كاه و جوش بردى در خدمت عیسى هم باید مددى كردن تا سفره و نان بینى كى جان و جهان بینى رو جان و جهان را جو، اى جان و جهان من اینها همه رفت اى جان بنگر سوى محتاجان بى برگ شدیم آخر چون گل ز دى و بهمن سیریم ازین خرمن، زین گندم وزین ارزن بى سنبله و میزان، اى ماه تو كن خرمن ...

(كلیات شمس جزء هفتم صص 92، 91)

در غزلى دیگر ماه رمضان را موجب قلب ضلالت و رسیدن به لشكر ایمان، ماه حیات جان، ماه صبر، ماه نزول قرآن، عروج روح و ماه دریده شدن پرده‏هاى ظلمت و پیوستن به ملائكه و مقربین مى‏خواند:

آمد شهر صیام، سنجق سلطان رسید دست‏بدار از طعام مایده جان رسید جان ز قطعیت‏برست، دست طبیعت‏ببست قلب ضلالت‏شكست لشكر ایمان رسید لشكر «والعادیات‏» (1) دست‏به یغما نهاد ز آتش «و الموریات‏» (2) نفس به افغان رسید البقره راست‏بود موسى عمران نمود مرده از و زنده شد چونك به قربان رسید روزه چون قربان ماست زندگى جان ماست تن همه قربان كنیم جان چون به مهمان رسید صبر چو ابریست‏خوش، حكمت‏بارد ازو زانك چنین ماه صبر بود كه قرآن رسید(3) نفس چون محتاج شد روح به معراج شد چون در زندان شكست جان بر جانان رسید پرده ظلمت درید، دل به فلك بر پرید چون ز ملك بود دل باز بدیشان رسید زود از این چاه تن دست‏بزن در رسن برسر چاه آب گو: یوسف كنعان رسید عیسى چو از خر برست گشت دعایش قبول دست‏بشو كز فلك، مایده و خوان رسید دست و دهان را بشو، نه بخور و نى بگو آن سخن و لقمه جو، كان به خموشان رسید

(كلیات شمس جزو دوم ص 198)

مولانا روزه را مادرى مى‏داند كه كریمانه به سوى اطفال خویش آمده است پس نباید دامان چنین مادرى را آسان از دست فرو هشت:

سوى اطفال بیامد به كرم مادر روزه مهل اى طفل به سستى طرف چادر روزه بنگر روى ظریفش بخور آن شیر لطیفش به همان كوى وطن كن، بنشین بر در روزه بنگر دست رضا را كه بهاریست‏خدا را بنگر جنت جان را شده پر عبهر روزه هله‏اى غنچه نازان، چه ضعیفى و چه یازان چون رسن باز بهارى بجه از خیبر روزه تو گلا غرقه خونى چیى دلخوش و خندان مگر اسحاق خلیلى خوشى از خنجر روزه ز چیى عاشق نانى، بنگر تازه جهانى بستان گندم جانى هله از بیدر روزه

(كلیات شمس، جزو پنجم)

در این ماه كه مهمان خدا هستیم، درهاى دوزخ بسته و درهاى بهشت‏به رویمان باز خواهد شد:

دلا در روزه مهمان خدایى طعام آسمانى را سرایى درین مه چون در دوزخ ببندى هزاران در ز جنت‏برگشایى... (4)

(كلیات شمس جزو ششم صص 35 و 361)

در غزلى شیوا با ردیف «صیام‏» به تاثیر روزه در دل و جان مى‏پردازد كه آن از زبان خود مولانا خوشتر است:

مى‏بسازد جان و دل را بس عجایب كان صیام گر تو خواهى تا عجب گردى، عجایب دان صیام گر تو را سوداى معراجست‏بر چرخ حیات دانك اسب تازى تو هست در میدان صیام هیچ طاعت در حبان آن روشنى ندهد تو را چونك بهر دیده دل كورى ابدان صیام چونك هست این صوم نقصان حیات هر ستور خاص شد بهر كمال معنى انسان صیام چون حیات عاشقان از مطبخ تن تیره بود پس مهیا كرد بهر مطبخ ایشان صیام چیست آن اندر جهان مهلكتر و خونریزتر بر دل و بر جان و جا خون خواره شیطان صیام خدمت‏خاص نهانى تیز نفع و زود سود چیست پیش حضرت درگاه این سلطان؟ صیام ماهى بیچاره را آب آنچنان تازه نكرد آنچ كرد اندر دل و جانهاى مشتاقان صیام در تن مرد مجاهد در ره مقصود دل هست‏بهتر از حیوة صد هزاران جان صیام گرچه ایمان هست مبنى بر بناى پنج ركن لیك و الله هست از آنها اعظم الاركان صیام لیك در هر پنج پنهان كرده قدر صوم را چون شب قدر مبارك هست‏خود پنهان صیام سنگ بى قیمت كه صد خروار ازو كس ننگرد لعل گرداند چو خورشید درون كان صیام شیر چون باشى كه تو از روبهى لرزان شوى چیره گرداند تو را بر بیشه شیران صیام بس شكم خارى كند آنكو شكم خوارى كندنیست اندر طالع جمع شكم خواران صیام خاتم ملك سلیمانست‏یا تاجى كه بخت مى‏نهد بر تارك سرماى مختاران صیام خنده صایم به است از حال مفطر در سجود زانك مى‏بنشاندت بر خوان الرحمن صیام در خورش آن بام تون، از تو به آلایش بود همچون حمامت‏بشوید از همه خذلان صیام شهوت خوردن ستاره نحس دان تاریك دل نور گرداند چو ماهت در همه كیوان صیام هیچ حیوانى تو دیدى روشن و پر نور علم تن چون حیوانست مگذار از پى حیوان صیام شهوت تن را تو همچون نیشكر در هم شكن تا درون جان ببینى شكر ارزان صیام قطره تو، سوى بحر كى توانى آمدن؟! سوى بحرت آورد چون سیل و چون باران صیام پاى خود را از شرف مانند سر گردان به صوم زانك هست آرامگاه مرد سر گردان صیام خویشتن را بر زمین زن درگه غوغاى نفس دست و پایى زن كه بفروشم چنین ارزان صیام گرچه نفست رستمى باشد مسلط بر دلت لزر بر وى افكند چون بر گل لرزان صیام ظلمتى كز اندرونش آب حیوان مى‏زهد هست آن ظلمت‏به نزد عقل هشیاران صیام گر تو خواهى نور قرآن در درون جان خویشتن هست‏سر نور پاك جمله قرآن صیام بر سر خوانهاى روحانى كه پاكان شسته‏اند مر تو را همكاسه گرداند بدان پاكان صیام روزه چون روزت كند روشن دل و صافى روان روز عید وصل شد را ساخته قربان صیام در صیام ار پا نهى شادى كنان نه با گشاد چون حرامت و نشاید پیش غنا كان صیام زود باشد كز گریبان بقا سر برزند هر كه در سر افكند ماننده دامان صیام

(كلیات شمس جزو سوم صص 291 تا 293)

مولانا در رباعیات خود نیز به روزه و تاثیر آن توجه داشته است كه در ذیل به چند نمونه آن اشاره مى‏شود:

این روزه چو به‏غربیل ببیزد جان را پیدا آرد قراضه پنهان را جامى كه كند تیره مه تابان را بى پرده شود نور دهد كیوان را

(كلیات شمس جزو هشتم شماره 29)

روز محك محتشم و دون آمد زنهار مگو «چون‏» كه ز هجوم آمد روزیست كه از وراى گردون آمد زان روز بهى كه روزن افزون آمد

(كلیات شمس جزو هشتم شماره 633)

بیزارم از آن لعل كه پیروزه بود بییزام از آن عشق كه سه روزه بود بیزارم از آن ملك كه در یوزه بود بیزارم از آن عید كه در روزه بود

(كلیات شمس جزو هشتم شماره 779)

هین نوبت صبر آمد و ماه روزه روزى دو مگو ز كاسه و از كوزه بر خوان فلك گرد پى در یوزه تا پنبه جان باز رهد از غوزه

(كلیات شمس جزو هشتم شماره 622)

عارف شیدا و عاشق گاهى از مضمون روزه در شعر تغزلى نیز بهره مى‏جوید و این كاربرد هم در غزلیات و هم در رباعیات او دیده مى‏شود:

مه روزه اندر آب آمد، اى بت‏شكر لب بنشین نظاره مى‏كن، ز خورش كناره مى‏كن دو هزار خشك لب بین به كنار حوض كوثر اگر آتش است روزه تو زلال بین نه كوزه ترى دماغت آرد چو شراب همچون آذر جو عجوزه گشت گریان شه روزه گشت‏خندان دل نور گشت ضربه، تن موم گشت لاغر رخ عاشقان مزعفر، رخ جان و عقل احمر منگر برون شیشه، بنگر درون ساغر همه مست و خوش شكفته، رمضان زیاد رفته به وثاق ساقى خود بزدیم حلقه بر در چون بدید مست ما را، بگزید دستها را سر خود چنین چنین كرد و تبافت روز معشر ز میانه گفت مستى، خوش و شوخ و مى پرستى كه: كسى گوید اینك «روزه شكند ز قند و شكر؟» شكر از لبان عیسى كه بود حیات موتى كه ز ذوق باز ماند دهن نكیر و منكر تو اگر خراب و مستى به من آ كه از منستى و اگر خمار یارى سخنى شنو مخمر چه خوشى! چه خوش سنادى! به كدام روز زادى؟ به كدام دست كردت قلم قضا مصور تن تو حجاب عزت، پس او هزار جنت شكران و ماه رویان همه همچو مه مطهر هله، مطرب شكر لب، برسان صدا به كوكب كه ز صید باز آمد شه ما خوش و مظفر ز تو هر صباح عیدى، ز تو هر شبست قدرى نه چو قدر عامیانه كه شبى بود مقدر تو بگو سخن كه جانى، قصصات آسمانى كه كلام تست صافى و حدیث من مكدر

(كلیات شمس جزو سوم ص 2 و 3)

و یا در یك رباعى گوید:

روى تو نماز آمد و چشمت روزه وین هر دو كنند از لبت دریوزه جرمى كردم مگر كه من مست‏بدم آب تو بخوردم و شكستم كوزه

(كلیات شمس جزو هشتم شماره 162)

لطف سخن مولوى در آن است كه در استفاده از مضامین شرعى و احكام عبادى حرمت آنها را داشته در كاربرد آنها چون بعضى از شاعران به ترك ادب شرعى كشیده نمى‏شود و علت آن است كه معشوق مولوى، معشوق حقیقى و ازلى است در حالى كه كاربرد احكام شرعى در خدمت عشق مجازى است كه شاعر را به ترك رمت‏شرعى مى‏كشاند، در ذیل به یك نمونه از این موارد اشاره مى‏شود:

روزه دارم من و افطارم از آن لعل لب است آرى افطار رطب در رمضان مستحب است روز ماه رمضان زلف میفشان كه فقیه بخورد روزه خود را به گمانش كه شب است.

(شاعر عباس صبوحى ص 59)

دیوان شاعر رند مذهب ادب فارسى نیز از بركت ماه رمضان بى بهره نبوده است.

حافظ در دیوان خود 5 بار واژه «روزه‏» 3 بار «رمضان‏» ،2 بار «صیام‏» و یك بار «روزه دار» را به كار برده است كاربرد این مضمون تقریبا در تمامى غزلها یكسان است و شاعر در بیشتر آنها به آمدن ماه رمضان و بر چیدن جام مى یا دیده شدن هلال عید و در دادن جام و قدح اشاره كرده است. یكى از معانى روزه كه در رساله اصطلاحات فخر الدین ابراهیم عراقى نیز آمده است این است كه روزه در اصطلاح، قطع التفات را گویند. انصارى گوید:

«روزه جوانمردان طریقت‏به زبان اهل معرفت‏بشنو و ثمره سر انجام آن بدان، چنانكه تو تن را به روزه دارى، و از طعام و شراب باز دارى، ایشان دل را به روزه دارند و از جمله مخلوقات باز دارند تو از بامداد تا شبانگاه روزه دارى، ایشان از اول عمر تا به آخر روزه دارند، و روزه و عید خواجه حافظ نیز جز ازین مقوله نمى‏تواند باشد، در ذیل به شواهدى از دیوان حافظ اشاره مى‏شود:

روزه یك سو شد و عید آمد و دلها برخاست مى زخمخانه به جوش آمد و مى‏باید خواست توبه زهد فروشان گران جان بگذشت وقت رند و طرب كردن رندان پیداست

(حافظ ص 16)

بیا كه ترك فلان خوان روزه غارت كرد هلال عید به دور قدح اشارت كرد ثواب روزه و حج قبول آن كس برد كه خاك میكده عشق را زیارت كرد...

(حافظ ص 89)

ساقى بیار باده كه ماه صیام رفت در ده قدح كه موسم ناموس و نام رفت وقت عزیز رفت‏بیا تا قضا كنیم عمرى كه بى حضور صراحى و جام رفت در تاب توبه چند توان سوخت همچون عود مى‏ده كه عمر در سر سوداى خام رفت

(حافظ ص 58)

باز اى و دل تنگ مرا مونس جان باش وین سوخته را محرم اسرار نهان باش زان باده كه در میكده عشق فروشند

ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش...

(حافظ ص 184)

حسن ختام مقالمان را به قطعه‏اى از دیوان شهریار اختصاص مى‏دهیم با عنوان «هدیه روزه داران‏»:

حكمت روزه داشتن بگذار باز هم گفته و شنیده شود صبرت آموزد و تسلط نفس و ز تو شیطان تو رمیده شود هر كه صبرش ستون ایمان بود پشت‏شیطان از و خمیده شود عرفان سر كشیده گوش به زنگ كز شب غره ماه دیده شود آفتاب ریاضتى كه ازو میوه معرفت رسیده شود عطش روزه مى بریم آرزو كو به دندان جگر جویده شود چه جلایى دهد به جوهر روح كادمى صافى و چكیده شود بذل افطارى سفره عدلى است كه در آفاق گستریده شود فقر بر چیده‏دار از خوانى كه به پاى فقیر چیده شود شب قدرش هزار ماه خداست گوش كن نكته پروریده شود از یكى میوه عمل كه درو كشته شد سى هزار چیده شود گر تكانى خورى در آن یك شب نخل عمر از گنه تكیده شود چه گذارى به راه تو به كزو پیچ و خمها میان بریده شود مفت مفروش كز بهاى شبى عمرها باز پس خریده شود روز مهلت گذشت و بر سر كوه پرتوى مانده تا پریده شود تا دمى مانده سر بر آر از خواب ور نه صور خدا دمیده شود در جهنم ندامتى است كزو دست و لبها همه گزیده شود مزه تشنگى و گرسنگى گر به كام فرو چشیده شود به خدا تا گرسنه‏یى نالید تسمه از گرده‏ها كشیده شود

(دیوان شهریار ج 2 ص 1014)

پى‏نوشت‏ها:

1- قرآن كریم 100/1 و 2

2- همان

3- مستفاد است از مضمون آیه: شهر رمضان الذى انزل فیه القرآن 2/185

منابع و مؤاخذ:

1- قرآن كریم

2- حافظ، خواجه شمس الدین محمد، دیوان، به اهتمام محمد قزوینى و دكتر قاسم غنى، كتابفروشى زوار

3- خاقانى شروانى، افضل الدین، دیوان، به كوشش دكتر ضیاء الدین سجادى، چاپ سوم، انتشارات زوار، 1368

4- خاقانى، شرح قصیده ترسائیه، به قلم ولادیمیر مینورسكى، ترجمه و تعلیقات عبد الحسین زرین كوب، مؤسسه انتشارات سروش تبریز

5- دهخدا، تالیف على اكبر دهخدا، زیر نظر دكتر معین، چاپخانه دانشگاه تهران، فروردین 1346

6- سجادى، سید جعفر، فرهنگ لغات و اصطلاحات و تعبیرات عرفانى، كتابخانه ظهورى، تهران، 1350

7- سعدى، متن كامل دیوان، گلستان و بوستان، به كوشش دكتر مظاهر مصفا، نشر كانون معرفت

8- شاطر عباس صبوحى، چهار دیوان، به كوشش تیمور گرگین

9- شهریار، سید محمد حسین شهریار، دیوان، ج 2، چاپ نهم، انتشارات زرین، نگاه، تهران

10- فردوسى، شاهنامه، انتشارات دانش، شعبه ادبیات خاور

11- مولوى، جلال الدین محمد، كلیات شمس، با تصحیحات و حواشى بدیع الزمان

فروزانفر، چاپ دانشگاه تهران

12- ناصر خسرو، دیوان، به تصحیح مجتبى مینوى، مهدى محقق، چاپ دوم انتشارات دانشگاه تهران

منبع : رمضان، تجلى معبود (ره توشه راهیان نور) صفحه 255


نوع مطلب : ماه رمضان روزه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 11 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی